تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1404

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1404

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1404

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۴۰۴

کار مرا چو او کند کار دگر چرا کنم
چونک چشیدم از لبش یاد شکر چرا کنم

از گلزار چون روم جانب خار چون شوم
از پی شب چو مرغ شب ترک سحر چرا کنم

باده اگر چه می خورم عقل نرفت از سرم
مجلس چون بهشت را زیر و زبر چرا کنم

چونک کمر ببسته‌ام بهر چنان قمررخی
از پی هر ستاره گو ترک قمر چرا کنم

بر سر چرخ هفتمین نام زمین چرا برم
غیرت هر فرشته‌ام ذکر بشر چرا کنم

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۴۰۴ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، بیانگر استغنای عاشق در پرتو عشق الهی و بی‌نیازی او از هرچه غیر معشوق است. مولانا با لحنی قاطع و سرشار از یقین، بر تسلیم کامل به اراده‌ی معشوق و رهایی از هرگونه دغدغه‌ی دنیوی تأکید می‌کند. او هدف خود را تنها در رضایت معشوق می‌یابد و با بیان برتری عشق بر هر چیز دیگر، به مقام والای خود در پرتو این عشق اشاره می‌کند.

بی‌نیازی از غیر معشوق (بیت ۱ و ۲)

غزل با بیان تسلیم به اراده‌ی معشوق و بی‌نیازی از دیگر لذت‌ها آغاز می‌شود: “کار مرا چو او کند کار دگر چرا کنم / چونک چشیدم از لبش یاد شکر چرا کنم“. وقتی (معشوق) کار مرا انجام می‌دهد، چرا کار دیگری بکنم (چرا به غیر او بپردازم)؟ چون (شیرینی) لبش را چشیده‌ام، چرا از شکر (لذت‌های مادی) یاد کنم؟ (اشاره به کفایت معشوق در همه امور و برتری لذت عشق الهی).

از گلزار چون روم جانب خار چون شوم / از پی شب چو مرغ شب ترک سحر چرا کنم“. چگونه از گلزار (عالم وصال و زیبایی) به سوی خار (رنج و کدورت دنیا) بروم؟ چگونه مانند مرغ شب‌نشین، به خاطر شب (تاریکی غفلت) سحر (نور معرفت) را رها کنم؟ (اشاره به انتخاب آگاهانه‌ی عاشق برای ماندن در عالم نور و زیبایی).

مستی هوشیار و مجلس بهشت (بیت ۳ و ۴)

مولانا به نوعی از مستی اشاره می‌کند که عقل را از بین نمی‌برد: “باده اگر چه می خورم عقل نرفت از سرم / مجلس چون بهشت را زیر و زبر چرا کنم“. اگرچه (باده‌ی عشق) می‌نوشم، اما عقل (حقیقی) از سرم نرفته است. (پس چرا) مجلس (عالم وصال و محفل انس با معشوق) که مانند بهشت است را برهم بزنم (زیر و زبر کنم)؟ (اشاره به مستی هوشیارانه در عشق که منجر به بی‌خردی و نابودی نمی‌شود).

چونک کمر ببسته‌ام بهر چنان قمررخی / از پی هر ستاره گو ترک قمر چرا کنم“. چون کمر بندگی و خدمت برای چنان ماه-رویی (معشوق زیبا) بسته‌ام، چرا به خاطر هر ستاره‌ای (افراد عادی یا تعلقات ناچیز) قمر (ماه، معشوق) را رها کنم؟ (اشاره به پایداری در عشق و عدم توجه به امور فرعی).

اوج‌گیری روحانی و غیرت معنوی (بیت ۵)

غزل با بیان مقام والای عاشق در پرتو عشق پایان می‌یابد: “بر سر چرخ هفتمین نام زمین چرا برم / غیرت هر فرشته‌ام ذکر بشر چرا کنم“. در اوج فلک هفتم (مقام معنوی بسیار بالا)، چرا نام زمین (مادیات و پستی) را ببرم؟ (من) غیرت و رشک هر فرشته هستم (از لحاظ پاکی و مقام)، پس چرا از انسان (که مادی و ناقص است) یاد کنم؟ (اشاره به رسیدن به مقامی والا که عاشق را از توجه به امور دنیوی باز می‌دارد).

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: