تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 518 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 518 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 518 دیوان شمس مولانا

نفسی بهوی الحبیب فارت
لما رات الکوس دارت

مدت یدها الی رحیق
و النفس بنوره استنارت

لما شربته نفس و ترا
خفت و تصاعدت و طارت

لاقت قمرا اذا تجلی
الشمس من الحیا توارت

جادت بالروح حین لاقت
لا التفتت و لا استشارت

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 518 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 518 از دیوان پرشور و حال شمس مولانا، غزلی است کوتاه اما بسیار پرمعنا که برخلاف اکثر غزلیات دیوان شمس، کاملاً به زبان عربی سروده شده است. این غزل، بیانی فشرده و قدرتمند از فوران عشق در جان و احوال عاشقی است که در پرتو جمال معشوق، به عروج می‌رسد و در نهایت با جانان خود در می‌آمیزد. استفاده از زبان عربی در این غزل، می‌تواند اشاره‌ای به عالم قدس و زبان قرآن و معارف الهی داشته باشد.

شرح و تفسیر ابیات

این غزل با زبانی موجز و بلیغ، به بیان احوال عمیق عرفانی می‌پردازد. در ادامه به شرح و تفسیر ابیات این غزل که به زبان عربی سروده شده‌اند، می‌پردازیم:

بیت اول:

نَفَسِي بِهَوى الْحَبِيبِ فَارَتْ لَمَّا رَأَتِ الْكُوْسَ دَارَتْ

شرح: “نَفَسِی بِهَوَی الْحَبِیبِ فَارَتْ” (جان من – یا نفس من – به سبب عشق و هوای دوست به جوش آمد و فوران کرد). این فوران درونی رخ داد “لَمَّا رَأَتِ الْکُوسَ دَارَتْ” (هنگامی که جام – اشاره به جام شراب عشق یا گردش فیض الهی – را در حال گردش دید). این بیت بر تأثیر دیدن تجلیات معشوق یا گردش فیض الهی بر جان عاشق و ایجاد شور و حال در او تأکید دارد.

بیت دوم:

مَدَّتْ يَدَهَا إِلَى رَحِيقٍ وَ النَّفْسُ بِنُوْرِهِ اسْتَنَارَتْ

شرح: (جان عاشق در این حال) “مَدَّتْ یَدَهَا إِلَی رَحِیقٍ” (دست خود را به سوی شراب ناب و خالص – اشاره به شراب معرفت و عشق الهی – دراز کرد). و در نتیجه‌ی نوشیدن یا تماس با آن، “وَ النَّفْسُ بِنُورِهِ اسْتَنَارَتْ” (جان و نفس او به نور آن شراب – نور معرفت و تجلی الهی – روشن و نورانی شد). این بیت بر طلب عاشق و دریافت فیض الهی و نتیجه‌ی آن که نورانی شدن باطن است، تأکید دارد.

بیت سوم:

لَمَّا شَرِبَتْهُ نَفْسٌ وَ تَرَا خَفَّتْ وَ تَصَاعَدَتْ وَ طَارَتْ

شرح: “لَمَّا شَرِبَتْهُ نَفْسٌ وَ تَرَا” (هنگامی که جانی – یا نفس حق‌طلب – آن شراب را نوشید)، در اثر آن “خَفَّتْ” (سبک شد)، “وَ تَصَاعَدَتْ” (به سوی بالا صعود کرد) “وَ طَارَتْ” (و به پرواز درآمد). این بیت بر تأثیر مستی عشق الهی در رهایی جان از سنگینی تعلقات و عروج و پرواز آن به سوی عوالم بالا تأکید دارد.

بیت چهارم:

لَاقَتْ قَمَرًا إِذَا تَجَلَّى اَلشَّمْسُ مِنَ الْحَيَاءِ تَوَارَتْ

شرح: (در این عروج) “لَاقَتْ قَمَرًا” (به ماهتابی رسید و آن را ملاقات کرد – اشاره به جمال تابناک معشوق). “إِذَا تَجَلَّى” (هنگامی که آن ماه تجلی کرد و آشکار شد)، “اَلشَّمْسُ مِنَ الْحَیَاءِ تَوَارَتْ” (خورشید – اشاره به هر آنچه پیش از این در نظر عاشق بزرگ می‌نمود یا حتی عقل و ادراک ظاهری – از شرم و حیا پنهان شد). این بیت بر عظمت و درخشندگی بی‌نهایت جمال معشوق تأکید دارد که در برابر آن، هر آنچه در عالم ظاهر بزرگ جلوه می‌کرد، ناپدید می‌شود.

بیت پنجم:

جَادَتْ بِالرُّوْحِ حِيْنَ لَاقَتْ لَا الْتَفَتَتْ وَ لَا اسْتَشَارَتْ

شرح: “جَادَتْ بِالرُّوحِ حِینَ لَاقَتْ” (جان عاشق در آن لحظه‌ی ملاقات با معشوق، بخشش کرد و هستی خود – روح و جان خود – را فدا نمود). این فداکاری چنان بی‌دریغ بود که “لَا الْتَفَتَتْ” (نه به پشت سر خود نگاه کرد – اشاره به عدم پشیمانی و تعلق به عالم ظاهر) “وَ لَا اسْتَشَارَتْ” (و نه با کسی مشورت کرد – اشاره به کمال عشق و بی‌نیازی از عقل و مشورت در این مقام). این بیت بر اوج فداکاری و تسلیم عاشق در برابر معشوق در لحظه‌ی وصال تأکید دارد.

نتیجه‌گیری

غزل شماره 518 دیوان شمس، با وجود اختصار و سروده شدن به زبان عربی، بیانی بسیار عمیق و گویا از احوال عاشق در مسیر سلوک است. این غزل بر فوران عشق در جان، تأثیر تجلیات الهی، طلب عاشق و دریافت فیض، نورانی شدن باطن، رهایی جان از تعلقات، عروج و پرواز روح، عظمت بی‌نهایت جمال معشوق و پنهان شدن ظواهر در برابر آن، و در نهایت اوج فداکاری و تسلیم عاشق در لحظه‌ی وصال تأکید دارد. این غزل نشان‌دهنده‌ی ظرفیت بی‌کران زبان مولانا در بیان حقایق عرفانی، حتی با استفاده از زبان عربی، و تمرکز او بر تجربه‌ی بی‌واسطه‌ی عشق و فنا در راه معشوق است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: