تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1149

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1149

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1149

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1149

فغان فغان که ببست آن نگار بار سفر

فغان که بنده مر او را نبود یار سفر

فغان که کار سفر نیست سخره دستم

که تا ز هم بدرم جمله پود و تار سفر

ولیک طالع خورشید و مه سفر باشد

که تاز گردششان سایه شد سوار سفر

سفر بیامد وزان هجر عذرها می‌خواست

بدان زبان که شد این بنده شرمسار سفر

بگفتمش که ز روباه شانگی بگذر

که شیر کرد شکارم به مرغزار سفر

مراست جان مسافر چو آب و من چون جوی

روانه جانب دریا که شد مدار سفر

دود به لب لب این جوی تا لب دریا

دلی که خست در این راه‌ها ز خار سفر

به روی آینه بنگر که از سفر آمد

صفا نگر تو به رویش از آن غبار سفر

سفر سفر چو چنان یار غار در سفرست

تو بخت بخت سفر دان و کار کار سفر

همیشه چشم گشایم چو غنچه بر سر راه

چو سرو روح روانست در بهار سفر

چو شمس مفخر تبریز در سفر افتاد

چه مملکت که بگسترد در دوار سفر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1149 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، با حالتی از فراق و اشتیاق به سفر معنوی، به اهمیت “سفر” در سیر و سلوک عرفانی می‌پردازد. مولانا از سفر یار (معشوق یا پیر) می‌گوید و خود را مشتاق پیوستن به این سفر می‌داند، سفری که موجب تحول و کمال است.

بیت اول

“فغان فغان که ببست آن نگار بار سفر / فغان که بنده مر او را نبود یار سفر”:

  • “فریاد و فغان که آن نگار (معشوق یا شمس) توشه‌ی سفرش را بست (قصد رفتن کرد).”
  • “فریاد که این بنده (مولانا یا عاشق) نتوانست یار و همراه سفر او باشد.” این بیت به حسرت و درد فراق از یار و ناتوانی در همراهی او در سفر معنوی اشاره دارد.

بیت دوم

“فغان که کار سفر نیست سخره دستم / که تا ز هم بدرم جمله پود و تار سفر”:

  • “فریاد که توانایی و اختیار سفر در دست من نیست (کاری آسان نیست).”
  • “که (اگر بود) تمام پود و تار سفر (اجزای سفر) را از هم می‌دریدم (خود را به آن می‌رساندم).” این بیت به اشتیاق شدید به سفر و عدم توانایی و اختیار عاشق در آن اشاره دارد.

بیت سوم

“ولیک طالع خورشید و مه سفر باشد / که تاز گردششان سایه شد سوار سفر”:

  • “اما سرنوشت و طالع خورشید و ماه، سفر کردن است (آن‌ها پیوسته در حرکتند).”
  • “تا جایی که از گردش آن‌ها، سایه نیز سوار بر سفر (متصل به حرکت و پویا) شد.” این بیت به فراگیر بودن حرکت و سفر در هستی و تأثیر آن بر همه موجودات اشاره دارد.

بیت چهارم

“سفر بیامد وزان هجر عذرها می‌خواست / بدان زبان که شد این بنده شرمسار سفر”:

  • “سفر (تجربه یا عامل سفر) آمد و از این هجران (فراق) عذرخواهی می‌کرد،”
  • “با زبانی (گویا و مؤثر) که این بنده (عاشق) از سفر (ناتوانی در همراهی) شرمسار شد.” این بیت به شوق وافر سفر و حتی عذرخواهی سفر از عدم همراهی عاشق اشاره دارد.

بیت پنجم

“بگفتمش که ز روباه شانگی بگذر / که شیر کرد شکارم به مرغزار سفر”:

  • “به او (به سفر یا به نفس خود) گفتم که از فریبندگی روباه‌مانندی (حیله‌گری و پستی‌های دنیوی) بگذر.”
  • “زیرا شیر (عشق الهی) مرا در مرغزار سفر (میدان سلوک) شکار کرده است.” این بیت به رها شدن از مادیات و تسلیم شدن به شکار عشق الهی در مسیر سلوک اشاره دارد.

بیت ششم

“مراست جان مسافر چو آب و من چون جوی / روانه جانب دریا که شد مدار سفر”:

  • “جان من مسافر است، مانند آب و من (جسم یا وجود) مانند جوی (بستر آب) هستم.”
  • “که (آب) به سوی دریا روانه است، زیرا دریا مقصد و محور سفر (مدار سفر) گشته است.” این بیت به فطری بودن حرکت جان به سوی منشأ و حقیقت خود (دریا و حق تعالی) اشاره دارد.

بیت هفتم

“دود به لب لب این جوی تا لب دریا / دلی که خست در این راه‌ها ز خار سفر”:

  • “در این جوی (مسیر سلوک)، ذره ذره و لب به لب (پیوسته و آهسته) تا لب دریا می‌رود،”
  • “دلی که در این راه‌ها (سفرهای معنوی) از خارهای سفر (سختی‌ها و رنج‌ها) آسیب دیده است.” این بیت به پیوستگی و تدریجی بودن سلوک و تحمل رنج‌های آن برای رسیدن به مقصد اشاره دارد.

بیت هشتم

“به روی آینه بنگر که از سفر آمد / صفا نگر تو به رویش از آن غبار سفر”:

  • “به روی آینه (باطن پاک‌شده‌ی انسان) نگاه کن که از سفر (سلوک و ریاضت) بازگشته است.”
  • “پاکی و صفای (آن آینه) را از آن غبار سفر (رنج‌ها و مشکلات راه که باعث تصفیه شده‌اند) ببین.” این بیت به تأثیر پاک‌کننده و صفابخش سختی‌های سفر معنوی بر باطن انسان اشاره دارد.

بیت نهم

“سفر سفر چو چنان یار غار در سفرست / تو بخت بخت سفر دان و کار کار سفر”:

  • “سفر، سفر کن! زیرا آن یار غار (پیر کامل یا شمس تبریزی) در سفر است.”
  • “تو این (همراهی با او در سفر) را نهایت خوشبختی (بخت بخت سفر) و نهایت کار (کار کار سفر) بدان.” این بیت به لزوم همراهی با پیر کامل در سفر معنوی و دانستن آن به عنوان اوج سعادت اشاره دارد.

بیت دهم

“همیشه چشم گشایم چو غنچه بر سر راه / چو سرو روح روانست در بهار سفر”:

  • “همیشه چشمم را مانند غنچه (که در انتظار شکفتن است) بر سر راه (سفر) می‌گشایم.”
  • “زیرا روح مانند سروی روان (در حال حرکت) در بهار سفر (زمانه‌ی خوش سلوک) است.” این بیت به انتظار و اشتیاق دائمی عاشق برای ادامه سفر معنوی اشاره دارد.

بیت یازدهم

“چو شمس مفخر تبریز در سفر افتاد / چه مملکت که بگسترد در دوار سفر”:

  • “هنگامی که شمس، افتخار تبریز، به سفر (سفرهای معنوی یا هجرت) افتاد،”
  • “چه قلمروهای وسیعی (از معرفت و دل‌ها) را در دوران سفر خود گستراند!” این بیت تخلص مولاناست و به تأثیر عظیم و گسترش‌دهنده‌ی سفر شمس تبریزی بر عالم و دل‌های عارفان اشاره دارد.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۴۹ مولانا، با حال و هوایی از حسرت و سپس اشتیاق، به ضرورت “سفر معنوی” و تحولات ناشی از آن می‌پردازد. مولانا در ابتدا از ناتوانی خود در همراهی با یار سفرکرده (شمس) می‌نالد، اما سپس با اشاره به پویایی و حرکت اجرام آسمانی، این سفر را امری طبیعی و ذاتی می‌داند. او خود را شکار عشق الهی در مرغزار سفر می‌خواند و جان خود را آبی می‌داند که پیوسته به سوی دریای حقیقت روان است. مولانا بر پاک‌کنندگی رنج‌های سفر (غبار سفر) تأکید می‌کند که آینه‌ی دل را صفا می‌بخشد. در نهایت، با دعوت به همراهی با “یار غار” (شمس تبریزی) در سفر، این همراهی را اوج خوشبختی و کار اصلی زندگی می‌داند و به تأثیر گسترده‌ی سفرهای شمس تبریزی در گشودن ممالک معرفت اشاره می‌کند. این غزل به خوبی دیدگاه مولانا درباره‌ی پویایی و تحول در سیر و سلوک و نقش پیر کامل در آن را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: