مطالب پیشنهادی![]()
مر عاشقان را پند کس هرگز نباشد سودمند
نی آن چنان سیلیست این کش کس تواند کرد بند
ذوق سر سرمست را هرگز نداند عاقلی
حال دل بیهوش را هرگز نداند هوشمند
بیزار گردند از شهی شاهان اگر بویی برند
زان بادهها که عاشقان در مجلس دل میخورند
خسرو وداع ملک خود از بهر شیرین میکند
فرهاد هم از بهر او بر کوه میکوبد کلند
مجنون ز حلقه عاقلان از عشق لیلی میرمد
بر سبلت هر سرکشی کردست وامق ریش خند
افسرده آن عمری که آن بگذشت بی آن جان خوش
ای گَنده آن مغزی که آن غافل بود زین لورکند
این آسمان گر نیستی سرگشته و عاشق چو ما
زین گردش او سیر آمدی گفتی بسستم چند چند
عالم چو سرنایی و او در هر شکافش میدمد
هر نالهای دارد یقین زان دو لب چون قند قند
میبین که چون در میدمد در هر گلی در هر دلی
حاجت دهد عشقی دهد کافغان برآرد از گزند
دل را ز حق گر برکنی بر کی نهی آخر بگو
بی جان کسی که دل از او یک لحظه برتانست کند
من بس کنم تو چست شو شب بر سر این بام رو
خوش غلغلی در شهر زن ای جان به آواز بلند
غزل شماره 532 از دیوان پرشور و حال شمس مولانا، قصیدهای بیمانند در ستایش معشوق الهی است. مولانا در این غزل، با زبانی سرشار از حیرت و ستایش، ذات حق را “دلِ” تمام عالم هستی معرفی میکند؛ منبعی که هم دلبر است و هم غمخوار، هم علت رنج است و هم درمان آن. این غزل تجلی کاملی از توحید افعالی و صفاتی در اندیشه مولاناست که هر ذره و هر پدیدهای را نشانهای از حضور و لطف بیکران او میداند.
مولانا در این غزل، با تأکید بر جامعیت و یگانگی حضرت حق، او را در تمام ابعاد هستی و تجلیات آن معرفی میکند:
دل جمله عالم تویی، دلبر و غمخوار همه سلطان و درویش همه، یار و مددکار همه
شرح: مولانا در آغاز، معشوق را “دل” و جانِ تمام هستی معرفی میکند. او نه تنها منبع “دلربایی” و “محبت” است، بلکه “غمخوار” و تسکیندهندهی تمام غمها نیز هست. این معشوق هم “سلطانِ” مقتدر عالم است و هم در عین حال “درویشِ” بینشان و فقیر، که این خود اشاره به تجلی او در همهی مراتب وجودی دارد. او “یار و مددکار” تمام مخلوقات است. این بیت بر شمولیت و فراگیری حضور الهی در تمام سطوح هستی تأکید میکند.
جانِ جانان جمله جان، دلِ دلانِ هر دل پنهان و پیدا در جهان، اول و آخر همه
شرح: معشوق، “جانِ جانانِ” تمام جانها و “دلِ دلهایِ” هر دل است؛ به این معنی که او عصاره و اصل وجودی هر آنچه که هست، میباشد. او هم به صورت “پنهان” و باطنی تجلی میکند و هم به صورت “پیدا” و ظاهری در جهان مشهود است. او “اول” (آغازکننده) و “آخرِ” (پایاندهنده) همه چیز است. این بیت به احاطه و دوام هستیبخش حق اشاره دارد که هم مبدأ و هم معاد است و هم در نهان و هم در آشکار حضور دارد.
چون زخم سازد او تو را، هم مرهم زخم او بود چون غم دهد او تو را، هم مونس و غمخوار همه
شرح: در این بیت، مولانا به پارادوکس الهی اشاره میکند: اگر او موجب “زخم” (رنج و بلا) شود، خود نیز “مرهم” و درمان آن زخم است. اگر او “غم” را بر جان بنشاند، خود نیز “مونس و غمخوار” آن غم است و تسلیبخش دلها. این بیانگر این حقیقت است که تمام اتفاقات، چه خوشایند و چه ناخوشایند، از جانب اوست و در ورای هر رنجی، حکمتی نهفته و نهایتاً آرامشی از سوی خود او خواهد رسید.
با عقلِ او چون ره رویم؟ وین راه را چون بگرویم؟ تا تو دل و جان ما، ما بنده و زار همه
شرح: مولانا به عجز عقل در درک او اشاره میکند: “با عقل او چون ره رویم؟” (چگونه میتوانیم با عقل محدود خود در راه او گام برداریم؟) و “وین راه را چون بگرویم؟” (چگونه میتوانیم این راه را طی کنیم و به او ایمان بیاوریم؟). این سؤالات با این پاسخ مرتفع میشود که: “تا تو دل و جان ما” (تا زمانی که تو خود دل و جان ما هستی) “ما بنده و زار همه” (ما تنها بندگان و نیازمندان تو هستیم). این بیت به تسلیم کامل در برابر خواست الهی و رهایی از قید عقل جزئی برای وصول به حقیقت اشاره دارد.
گر پادشاهی یا گدا، گر مردی یا اندر خفا اندر جهان جمله فنا، او باقی و یار همه
شرح: مولانا در این بیت، به فناپذیری تمامی موجودات در برابر بقایای بیمنتهای حق میپردازد. چه انسان “پادشاهی” صاحب قدرت باشد یا “گدایی” تهیدست، چه “مردی” آشکار و قوی باشد و چه در “خفا” پنهان. همه در نهایت “فنا” میشوند، اما “او” (معشوق الهی) “باقی” است و “یارِ” همیشگی و پایدار همگان. این بیت بر ناپایداری عالم ماده و ابدیت ذات الهی تأکید میکند.
غزل شماره 532 دیوان شمس، یک تمجید عمیق و پرشور از وحدت وجود و حقیقت الهی است. مولانا در این غزل، خداوند را نه تنها خالق، بلکه عصاره، روح و دلِ تمام هستی معرفی میکند که در هر ذره و هر پدیده، چه ظاهر و چه باطن، حضور دارد. اوست که هم درد میدهد و هم درمان میکند، هم میسازد و هم میسوزاند. این غزل دعوت به فنای کامل در ارادهی حق و رهایی از قید عقل جزئی است تا انسان به حقیقت مطلق دست یابد، چرا که همه چیز جز او فانی است و تنها اوست که باقی و پایدار است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر