مطالب پیشنهادی![]()
چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا
صنمی که بر جمالش دو جهان نثار بادا
ز بگاه میر خوبان به شکار میخرامد
که به تیر غمزه او دل ما شکار بادا
به دو چشم من ز چشمش چه پیامهاست هر دم
که دو چشم از پیامش خوش و پرخمار بادا
در زاهدی شکستم به دعا نمود نفرین
که برو که روزگارت همه بیقرار بادا
نه قرار ماند و نی دل به دعای او ز یاری
که به خون ماست تشنه که خداش یار بادا
تن ما به ماه ماند که ز عشق میگدازد
دل ما چو چنگ زهره که گسسته تار بادا
به گداز ماه منگر به گسستگی زهره
تو حلاوت غمش بین که یکش هزار بادا
چه عروسیست در جان که جهان ز عکس رویش
چو دو دست نوعروسان تر و پرنگار بادا
به عذار جسم منگر که بپوسد و بریزد
به عذار جان نگر که خوش و خوش عذار بادا
تن تیره همچو زاغی و جهان تن زمستان
که به رغم این دو ناخوش ابدا بهار بادا
که قوام این دو ناخوش به چهار عنصر آمد
که قوام بندگانت به جز این چهار بادا
غزل شماره ۱۶۶ از دیوان شمس مولانا با مطلع «چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا / صنمی که بر جمالش دو جهان نثار بادا»، تصویری دلانگیز از باغی روحانی و بهاری جاودانه ارائه میدهد که در پرتو عنایت معشوق الهی (یا پیر کامل) همواره خرم و پرگل است. مولانا در این غزل، پایداری و بیکرانگی زیبایی و فیض معشوق را میستاید و عالم و هر آنچه در اوست را نثار جمال او میشمارد.
مولانا در ابتدای غزل، با دعایی پرشور، آرزوی خرمی جاودان برای “چمن” (که میتواند نمادی از عالم هستی، عالم معنا، یا قلب عارف باشد) دارد: «چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا / صنمی که بر جمالش دو جهان نثار بادا». آرزو میکند که در این «چمن»، تا «قیامت» (تا ابدیت)، «گل او به بار بادا» (گل آن در حال رویش و شکوفایی باشد). و آن «صنمی» (معشوقی) که «دو جهان» (عالم ماده و معنا) «نثار جمالش بادا» (فدای زیباییاش بادا). این بیت، بر ابدیت و بیکرانگی فیض و جمال معشوق و فدایی بودن تمام هستی در برابر او تأکید دارد.
میر خوبان و شکار دل عاشق: «ز پگاه میر خوبان به شکار میخرامد / که به تیر غمزه او دل ما شکار بادا». «ز پگاه» (سحرگاه، یا آغاز تجلی)، «میر خوبان» (سالار زیبارویان، معشوق الهی) «به شکار میخرامد» (با ناز و جلوهگری به قصد شکار میآید). آرزو میکند که «به تیر غمزهی او» (به نگاه دلربای او)، «دل ما شکار بادا» (دل ما صید عشق او شود). این نشاندهندهی جذبهی الهی و تسلیم و رضای عاشق در برابر این شکار است.
پیامهای چشمان معشوق و سرمستی عاشق: «به دو چشم من ز چشمش چه پیامهاست هر دم / که دو چشمم از پیامش خوش و پرخمار بادا». «هر دم» (پیوسته) «ز چشمش» (از چشمان معشوق)، «چه پیامهاست» (چه الهامات و اشاراتی میرسد) «به دو چشم من». آرزو میکند که «دو چشمم از پیامش خوش و پرخمار بادا» (چشمانم از درک این پیامها مسرور و در حال مستی باشد). این بیانگر ارتباط عمیق روحی و انتقال معانی از طریق نگاه معشوق به عاشق است.
نفرین زاهد و بیقراری عاشق: «در زاهدی شکستم به دعا نمود نفرین / که برو که روزگارت همه بیقرار بادا». (به خاطر عشق ورزیدن) «در زاهدی شکستم» (موجب ناراحتی و رنجش زاهدی شدم). او «به دعا نمود نفرین» (برایم دعا کرد که نفرین محسوب میشد) و گفت: «که برو که روزگارت همه بیقرار بادا». این اشاره به تقابل میان عشق و زهد و نگاه منکرانه برخی مدعیان زهد به حال عاشقان است.
پایداری بیقراری در راه یار: «نه قرار ماند و نی دل به دعای او ز یاری / که به خون ماست تشنه که خداش یار بادا». (اما در نتیجهی این نفرین) «نه قرار ماند و نی دل» (نه آرامشی برایم باقی ماند و نه اختیار دلم). (و این بیقراری و بیدلی) «ز یاری» است «که تشنه به خون ماست» (معشوقی که خواستار فنای ما در خود است). و در پایان آرزو میکند: «که خداش یار بادا» (خداوند یارش باشد). این نشاندهنده این است که بیقراری عاشق، خواست معشوق است و در این راه حتی نفرین نیز مایه پیشرفت است.
گداختن تن و گسستن تار چنگ دل: «تن ما به ماه ماند که ز عشق میگدازد / دل ما چو چنگ زهره که گسسته تار بادا». «تن ما» در راه عشق «به ماه ماند» که (در نظر قدما) «ز عشق میگدازد» (لاغر و ناتوان میشود). و «دل ما» در این شور و مستی «چو چنگ زهره بادا که تار آن گسسته است» (مانند چنگ ستارهی زهره باشد که از شدت نغمه و بیتابی، تارهایش پاره شده). این تمثیل، تأثیر مخرب عشق بر جسم و بیقراری و شوریدگی دل عاشق را بیان میکند.
حلاوت غم و فزونی آن: «به گداز ماه منگر به گسستگی زهره / تو حلاوت غمش بین که یکش هزار بادا». (اما) «به گداز ماه» (لاغر شدن جسم) و «به گسستگی زهره» (بیقراری دل) نگاه مکن. تو «حلاوت غمش بین» (شیرینی غم عشق را ببین) و آرزو کن «که یکش هزار بادا» (آن یک ذره غم به هزاران برابر فزونی یابد). این نشاندهنده لذت بردن عارف از رنج و غم در راه معشوق است.
عروسی در جان و تر و پرنگار شدن جهان: «چه عروسیست در جان که جهان ز عکس رویش / چو دو دست نوعروسان تر و پرنگار بادا». «چه عروسیست در جان» (چه جشن و وصال شگرفی در درون جان رخ داده است) «که جهان از عکس رویش» (که عالم هستی از پرتو جمال معشوق)، «چو دو دست نوعروسان» (مانند دستهای عروس تازه) «تر و پرنگار بادا» (با نقش و نگار و خرمی آراسته بادا). این بیانگر تأثیر حضور معشوق بر عالم و تبدیل آن به صحنهی جشن و زیبایی است.
عذار جان و پایداری آن: «به عذار جسم منگر که بپوسد و بریزد / به عذار جان نگر که خوش و خوش عذار بادا». «به عذار جسم» (به ظاهر و زیبایی جسم) نگاه مکن، «که بپوسد و بریزد» (فانی و نابود میشود). «به عذار جان نگر» (به زیبایی و طراوت جان نگاه کن) و آرزو کن «که خوش و خوش عذار بادا» (همواره با طراوت و نیکو باشد). این بیت، برتری عالم معنا و بقای جان در برابر فنای جسم را بیان میکند.
بهار در رغم تن تیره و زمستان جهان: «تن تیره همچو زاغی و جهان تن زمستان / که به رغم این دو ناخوش ابدا بهار بادا». «تن تیره» (جسم مادی) مانند «زاغی» سیاه و ناخوشایند است و «جهان تن» (عالم مادی که جایگاه تن است) مانند «زمستان». اما آرزو میکند که «به رغم این دو ناخوش» (بر خلاف این دو چیز ناگوار)، «ابداً بهار بادا» (همیشه در عالم عشق بهار باشد).
قوام بندگان او بر خلاف عناصر مادی: «که قوام این دو ناخوش به چهار عنصر آمد / که قوام بندگانت به جز این چهار بادا». «قوام این دو ناخوش» (پایداری و اساس این تن تیره و جهان زمستان) «به چهار عنصر آمد» (مبتنی بر چهار عنصر مادی است). اما آرزو میکند «که قوام بندگانت» (هستی و پایداری بندگان خاص تو) «به جز این چهار بادا» (بر اساس چیزی غیر از این عناصر مادی باشد). این نشاندهنده مقام والای بندگان خاص و ارتباط آنها با عالم غیر مادی است.
به طور کلی، غزل ۱۶۶ مولانا توصیفی از باغ جاودانه عشق است که در پرتو جمال و فیض معشوق همواره در بهار و شکوفایی است. این غزل بر فنای جسم و پایداری جان، بیاعتنایی به مادیات و لذت بردن از غم عشق، و برتری عالم معنا بر عالم صورت تأکید دارد و نهایت آرزو را در بقای در عالم عشق و رهایی از قید عناصر مادی میداند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر