تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 925 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 925 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 925 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۲۵ دیوان شمس مولانا

دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید
مه مصور یار و مه منور عید

چو هر دو سر به هم آورده‌اند در اسرار
هزار وسوسه افکنده‌اند در سر عید

ز موج بحر برقصند خلق همچو صدف
ولیک همچو صدف بی‌خبر ز گوهر عید

ز عید باقی این عید آمده‌ست رسول
چو دل به عید سپاری تو را برد بر عید

به روز عید بگویم دهل چه می‌گوید
اگر تو مردی برجه رسید لشکر عید

قراضه دو که دادی برای حق بنگر
جزای حسن عمل گیر گنج پرزر عید

وگر چو شیشه شکستی ز سنگ صوم و جهاد
می حلال سقا هم بکش ز ساغر عید

از این شکار سوی شاه بازپر چون باز
که درپرید به مژده ز شه کبوتر عید

تو گاو فربه حرصت به روزه قربان کن
که تا بری به تبرک هلال لاغر عید

وگر نکردی قربان عنایت یزدان
امید هست که ذبحش کند به خنجر عید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۲۵ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۲۵ مولانا، غزلی پر از شور و نشاط عید، اما با رویکردی عمیقاً عرفانی است. مولانا در این غزل، عید ظاهری را بستری برای رسیدن به عید حقیقی و باقی (قرب الهی) می‌داند. او با تشبیه یار به ماه و عید به ماه دیگر، به پیوند این دو و تأثیر آن‌ها بر جان سالک اشاره می‌کند. غزل همچنین به لزوم پاکی باطن، جهاد با نفس، و قربانی کردن حرص می‌پردازد تا انسان بتواند از گوهر حقیقی عید بهره‌مند شود و در نهایت، به لطف و عنایت الهی در صورت قصور بنده امید می‌بندد.

عید و تجلی یار

مولانا غزل را با تصویری زیبا از دو ماه در کنار هم آغاز می‌کند:

دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید مه مصور یار و مه منور عید

«در آستانه‌ی عید، دو ماه (مانند دو ماه نو که در آسمان دیده می‌شود) کنار هم هستند،» «(یکی) ماه صورتگر یار (زیبایی و تجلی معشوق) و (دیگری) ماه نوربخش عید (جشن عید).» این بیت، بیانگر پیوند میان جلوه‌ی معشوق و شادی عید؛ عید با حضور و تجلی یار معنا می‌یابد.

چو هر دو سر به هم آورده‌اند در اسرار هزار وسوسه افکنده‌اند در سر عید

«هنگامی که این دو (ماه یار و ماه عید) در اسرار (خویش) با هم همدست شده‌اند (و به هم پیوسته‌اند)،» «هزاران وسوسه (اشتیاق و هیجان) در دل عید (در وجود مردمان در روز عید) افکنده‌اند (و آن‌ها را پر از شور کرده‌اند).» این بیت، نشان‌دهنده تأثیر هم‌زمانی تجلی یار و فرا رسیدن عید در ایجاد شور و شوقی عمیق است.

غفلت از گوهر حقیقی عید

مولانا به غفلت برخی از حقیقت عید اشاره می‌کند:

ز موج بحر برقصند خلق همچو صدف ولیک همچو صدف بی‌خبر ز گوهر عید

«مردم (در شادی و رقص) مانند صدف (که با موج دریا می‌رقصد) از موج (ظواهر) دریا (جلوه‌های عید) به رقص درمی‌آیند،» «اما مانند صدف (که تا از دریا خارج نشود، نمی‌داند در درون خود گوهر دارد)، از گوهر (حقیقت باطنی) عید بی‌خبرند.» این بیت، نقدی بر شادی‌های سطحی و غفلت از حقیقت عید؛ بسیاری تنها به ظواهر عید دلخوش می‌کنند و از باطن آن بی‌خبرند.

ز عید باقی این عید آمده‌ست رسول چو دل به عید سپاری تو را برد بر عید

«این عید (ظاهری) پیام‌آوری (رسول) از عید باقی (عید جاودانه‌ی قرب الهی) است،» «هنگامی که دل خود را (به درستی) به (درک) عید بسپاری، تو را به سوی (آن) عید (حقیقی) بالا می‌برد (و به مقامات بالاتر می‌رساند).» این بیت، بیانگر نقش واسطه‌ی عید ظاهری برای رسیدن به عید حقیقی (قرب الهی).

آمادگی برای لشکر عید

مولانا به لزوم آمادگی برای پذیرش فیض عید اشاره می‌کند:

به روز عید بگویم دهل چه می‌گوید اگر تو مردی برجه رسید لشکر عید

«در روز عید (ظاهری)، به تو می‌گویم که دهل (که نماد خبر و شور است) چه می‌گوید (و چه پیامی دارد)،» «(پیام دهل این است که:) اگر تو مرد (و آماده‌ی درک حقیقت) هستی، برپا خیز که لشکر عید (جلوه‌های فراوان و فیوضات الهی) فرا رسیده است.» این بیت، دعوتی به هوشیاری و برخاستن برای دریافت فیضات عید؛ عید نه فقط یک جشن، بلکه هجوم فیوضات الهی است.

پاداش نیکوکاران و راه رهایی از بندها

مولانا به پاداش اعمال نیک و راه رهایی از تعلقات اشاره می‌کند:

قراضه دو که دادی برای حق بنگر جزای حسن عمل گیر گنج پرزر عید

«آن دو قرص (قراضه، پول اندک) را که برای (رضای) حق دادی، ببین (که چه پاداشی دارد)،» «(اکنون) پاداش نیکوکاری (حسن عمل) خود را به صورت گنجی پر از زر از عید (فیض عید) دریافت کن.» این بیت، تأکید بر پاداش الهی اعمال کوچک اما خالصانه؛ هر عمل صالحی ولو اندک، پاداشی بزرگ از فیض عید دارد.

وگر چو شیشه شکستی ز سنگ صوم و جهاد می حلال سقا هم بکش ز ساغر عید

«و اگر (وجود تو) مانند شیشه (ضعیف و شکننده) از سنگ روزه (صوم) و جهاد (مبارزه با نفس) شکسته شدی (رنج کشیدی)،» «(حالا) شراب پاک و حلال ساقی (معرفت الهی) را از جام (ساغر) عید بنوش.» این بیت، بیانگر پاداش ریاضت و جهاد با نفس؛ پس از سختی‌های ریاضت، وقت نوشیدن باده‌ی معرفت و حلال عید است.

بازگشت به سوی حق و قربانی کردن نفس

مولانا به لزوم بازگشت به سوی معشوق و قربانی کردن نفس اشاره می‌کند:

از این شکار سوی شاه بازپر چون باز که درپرید به مژده ز شه کبوتر عید

«از این (دنیای) شکار (جایی که انسان در بند شکار مادیات است)، مانند باز (که تربیت شده و به سوی صاحبش بازمی‌گردد) به سوی پادشاه (حق) بازگرد،» «زیرا کبوتر (مژده‌رسان) عید (با خبر خوش) از سوی پادشاه (حق) پرواز کرده و فرود آمده است.» این بیت، دعوتی به بازگشت از جهان مادی به سوی حق، با مژده‌ای که کبوتر عید آورده است.

تو گاو فربه حرصت به روزه قربان کن که تا بری به تبرک هلال لاغر عید

«تو (ای سالک!) گاو فربه (بزرگ و قوی) حرصت را (که نماد نفس و خواسته‌های دنیوی است) به وسیله‌ی روزه (و ریاضت) قربانی کن،» «تا بتوانی به عنوان تبرک (و نشانه پیروزی)، ماه لاغر و خمیده‌ی عید (هلال) را (که نماد پاکی و رهایی از تعلقات است) با خود ببری (و به آن برسی).» این بیت، تأکید بر لزوم قربانی کردن نفس (گاو حرص) با ریاضت (روزه) تا بتوان به هلال عید (نماد رهایی و پاکی) رسید.

وگر نکردی قربان عنایت یزدان امید هست که ذبحش کند به خنجر عید

«و اگر (خودت) آن (حرص و نفس) را قربانی نکردی (و از خودت رها نکردی)، (از) لطف و عنایت خداوند (یزدان) امید هست،» «که آن (حرص) را با خنجر عید (با فیض و تجلیات کوبنده‌ی عید) ذبح کند (و از بین ببرد).» این بیت، بیانگر رحمت و لطف الهی؛ حتی اگر سالک توان قربانی نفس را نداشته باشد، امید است که عنایت الهی این کار را برای او انجام دهد.

نکات مهم

  • پیوند یار و عید: عید با تجلی معشوق معنا می‌یابد و هر دو در ایجاد شور و هیجان درونی نقش دارند.
  • غفلت از گوهر عید: بسیاری تنها به شادی‌های ظاهری عید می‌پردازند و از حقیقت باطنی و گوهر معرفتی آن بی‌خبرند.
  • عید ظاهری، راهی به عید باقی: عید دنیوی پیام‌آور عید حقیقی (قرب الهی) است و می‌تواند سالک را به مقامات بالاتر برساند.
  • لزوم آمادگی باطنی: برای دریافت فیوضات “لشکر عید”، انسان باید هوشیار و آماده باشد.
  • پاداش عمل خالص: حتی کوچک‌ترین اعمال خالصانه نیز پاداشی بزرگ از فیض عید دارند.
  • پاداش ریاضت و جهاد: پس از تحمل سختی‌های روزه و جهاد با نفس، شراب حلال معرفت در روز عید نصیب سالک می‌شود.
  • قربانی کردن نفس: برای رسیدن به پاکی و رهایی (هلال عید)، باید “گاو فربه حرص” (نفس و خواسته‌های مادی) را قربانی کرد.
  • لطف و عنایت الهی: حتی اگر انسان نتواند نفس خود را قربانی کند، امید به لطف الهی است که با “خنجر عید” این کار را انجام دهد.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۲۵ مولانا، تفسیری عمیق از مفهوم عید است که آن را از یک جشن ظاهری به فرصتی برای تحول درونی و قرب الی الله ارتقا می‌دهد. مولانا عید را جلوه‌ای از یار و پیامی از “عید باقی” می‌داند و بر غفلت انسان‌ها از “گوهر” حقیقی آن تأکید می‌کند. او دعوت به هوشیاری و آمادگی برای دریافت “لشکر عید” (فیوضات الهی) می‌کند و پاداش‌های عظیمی را برای اعمال خالصانه و تحمل ریاضت‌ها (روزه و جهاد) وعده می‌دهد. اوج غزل در دعوت به قربانی کردن “گاو فربه حرص” (نفس اماره) است تا انسان بتواند به “هلال لاغر عید” (نماد پاکی و رهایی) دست یابد. در نهایت، مولانا با اشاره به “عنایت یزدان”، دریچه‌ای از امید را می‌گشاید که حتی اگر سالک نتواند خود نفس را قربانی کند، لطف الهی با “خنجر عید” این کار را برای او به انجام خواهد رساند. این غزل پیامی از خودسازی، رهایی از تعلقات، و امید به فیض الهی در مسیر رسیدن به عید حقیقی و قرب معنوی را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: