تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 307 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 307 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 307 دیوان شمس مولانا

کار همه محبان همچون زرست امشب
جان همه حسودان کور و کرست امشب

دریای حسن ایزد چون موج می‌خرامد
خاک ره از قدومش چون عنبر‌ست امشب

دایم خوشیم با وی اما به فضل یزدان
ما دیگریم امشب او دیگرست امشب

امشب مخسب ای دل‌، می‌ران به سوی منزل
کان ناظر نهانی بر منظر‌ست امشب

پهلو منه که یاری پهلوی تست آری
برگیر سر که این سر خوش زان سرست امشب

چون دستگیر آمد امشب بگیر دستی
رقصی که شاخ دولت سبز و ترست امشب

والله که خواب امشب بر من حرام باشد
کاین جان چو مرغ آبی در کوثر‌ست امشب

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۳۰۷ دیوان شمس مولانا

سرآغاز: کار همه محبان همچون زرست امشب، جان همه حسودان کور و کرست امشب

غزل شماره ۳۰۷ از دیوان شمس مولانا با بیانی محکم و قاطع درباره‌ی حال محبان و حسودان در شبی ویژه آغاز می‌شود: «کَاْرِ هَمَه مُحِبَّاْنْ هَمْچُونْ زَرَسْتْ اِمْشَبْ / جَاْنِ هَمَه حَسُودَاْنْ کُورْ و کَرَسْتْ اِمْشَبْ». شاعر می‌گوید: “کار همه محبان همچون زرست امشب”. حال و کار و وجود همه‌ی دوستداران حق (محبان) در این شب (شب خاص تجلی، شب حال خوش روحانی) مانند طلا ارزشمند و پاک است. این تشبیه به طلا، نشان‌دهنده‌ی ارزش بی‌نهایت و خلوص درونی اهل محبت الهی در این زمان است. “جان همه حسودان کور و کرست امشب”. اما در مقابل، جان همه‌ی حسودان (کسانی که از حال خوش دیگران رنج می‌برند، یا به اهل حق حسادت می‌ورزند) در این شب کور و کر است. یعنی از دیدن و شنیدن حقایق و انوار الهی محرومند. این آغاز، با تضادی آشکار میان حال محبان و حسودان، بر ارزش و جایگاه والای اهل محبت و محرومیت کسانی که در راه حق مانع ایجاد می‌کنند، تأکید دارد.

دریای حسن ایزد چون موج می‌خرامد، خاک ره از قدومش چون عنبرست امشب

«دَرْیَاْیِ حُسْنِ اِیْزَدْ چُونْ مَوْجْ مِی‌خْرَاْمَدْ / خَاْکِ رَهْ اَزْ قُدُوُمَشْ چُونْ عَنْبَرَسْتْ اِمْشَبْ». خرامیدن دریای حسن الهی و عنبر شدن خاک ره: “دریای حسن ایزد چون موج می‌خرامد”. دریای زیبایی و جمال حق تعالی مانند موج در حال خرامیدن و تجلی است. این بیانگر گستردگی و پویایی تجلیات الهی است. “خاک ره از قدومش چون عنبرست امشب”. و در این شب، خاک راه از اثر قدم‌های او (تجلیات و حضورش) مانند عنبر خوشبو و ارزشمند شده است. این بیت، بیانگر pervasive و فراگیر بودن تجلیات الهی است که حتی خاک را نیز متأثر و ارزشمند می‌سازد و شبی پر از برکت و خوشبویی معنوی را تصویر می‌کند.

دایم خوشیم با وی اما به فضل یزدان، ما دیگریم امشب او دیگرست امشب

«دَاْیَمْ خُوشِیْمْ بَاْ وِیْ اَمَّاْ بِه فَضْلِ یَزْدَاْنْ / مَاْ دِیْگَرِیْمْ اِمْشَبْ اُو دِیْگَرَسْتْ اِمْشَبْ». دائمی بودن حال خوش و دگرگونی در شب: “دایم خوشیم با وی اما به فضل یزدان”. همیشه با او (حق تعالی) حال خوش و سرمستی داریم، اما این حال به فضل و لطف خداوند است. “ما دیگریم امشب او دیگرست امشب”. امشب ما (عاشقان) حال و هوایی دیگر داریم و او نیز (معشوق) به گونه‌ای دیگر تجلی کرده است. این بیت، بیانگر این است که اگرچه وصل و حال خوش با حق امری همیشگی برای اهل آن است، اما در برخی لحظات (مانند این شب)، این رابطه و تجلی به اوج خود می‌رسد و تجربه‌ای متفاوت و عمیق‌تر رخ می‌دهد.

امشب مخسب ای دل می‌ران به سوی منزل، کان ناظر نهانی بر منظرست امشب

«اِمْشَبْ مَخُسْبْ اِیْ دِلْ مِی‌رَاْنْ بِه سُویْ مَنْزِلْ / کَاْنْ نَاْظِرِ نَهَاْنِیْ بَرْ مَنْظَرَسْتْ اِمْشَبْ». بیدار بودن دل، حرکت به سوی منزل و ناظر نهانی: “امشب مخسب ای دل می‌ران به سوی منزل”. ای دل، امشب در خواب غفلت فرو نرو و به سوی منزل مقصود (وصال حق) حرکت کن. “کان ناظر نهانی بر منظرست امشب”. زیرا آن ناظر پنهان از دیده‌ها (حق تعالی) امشب بر منظره‌ی وجود و حال ما (عاشقان) در حال نظر و مشاهده است. این بیت، با تأکید بر اهمیت بیداری و هوشیاری در این شب، به حضور و نظر لطفی حق بر سالکان اشاره دارد و زمان را برای حرکت و سلوک مساعد می‌داند.

پهلو منه که یاری پهلوی تست آری، برگیر سر که این سر خوش زان سرست امشب

«پَهْلُو مَنِهْ کِه یَاْرِیْ پَهْلُویِ تَسْتْ آْرِیْ / بَرْگِیْرْ سَرْ کِه اِینْ سَرْ خُوشْ زَاْنْ سَرَسْتْ اِمْشَبْ». پهلو نگذاشتن و هم‌نشینی با یار و سر بر داشتن در شور: “پهلو منه که یاری پهلوی تست آری”. راحت و آسوده پهلو مگذار و آرام نگیر، زیرا یاری (معشوق، یا پیر راه) در کنار توست. “برگیر سر که این سر خوش زان سرست امشب”. در این حال خوش، سر از سجده‌ی غفلت برگیر و در شور و سماع سر بلند کن، زیرا این سر (وجود عاشق) از آن سرچشمه‌ی مستی و شور (حضور معشوق) بهره‌مند شده است. این بیت، با دعوت به بی‌قراری و شوریدگی در حضور معشوق، به بهره‌مندی از حال خوش روحانی و تجلی آن در رفتار اشاره دارد.

چون دستگیر آمد امشب بگیر دستی، رقصی که شاخ دولت سبز و ترست امشب

«چُونْ دَسْتْگِیْرْ آْمَدْ اِمْشَبْ بِگِیْرْ دَسْتِیْ / رَقْصِیْ کِه شَاْخِ دَوْلَتْ سَبْزْ و تَرَسْتْ اِمْشَبْ». دستگیری معشوق و پایکوبی دولت: “چون دستگیر آمد امشب بگیر دستی”. چون او (حق تعالی) امشب برای دستگیری و کمک آمده است، تو نیز دست کمک و طلب را به سوی او دراز کن. “رقصی که شاخ دولت سبز و ترست امشب”. و در این حال (دستگیری الهی)، پایکوبی کن و شور و حال نشان ده، زیرا شاخه‌ی دولت و اقبال (بخت خوش معنوی) امشب سبز و تازه است و زمان باروری و بهره‌مندی است. این بیت، بیانگر فرصت مغتنم این شب برای طلب فیض و نشان دادن شور و حال درونی در پاسخ به لطف الهی.

والله که خواب امشب بر من حرام باشد، کاین جان چو مرغ آبی در کوثرست امشب

«وَاللهْ کِه خْوَاْبْ اِمْشَبْ بَرْ مَنْ حَرَاْمْ بَاْشَدْ / کَاْینْ جَاْنْ چُو مُرْغِ آْبِیْ دَرْ کَوْثَرَسْتْ اِمْشَبْ». حرام بودن خواب و جان مرغ آبی در کوثر: “والله که خواب امشب بر من حرام باشد”. به خدا سوگند که در این شب، خواب (غفلت) بر من حرام است و جایز نیست. “کاین جان چو مرغ آبی در کوثرست امشب”. زیرا جان من (عاشق) مانند مرغ آبی است که امشب در کوثر (سرچشمه‌ی حیات، بهشت) قرار گرفته و از آن بهره‌مند می‌شود. این بیت، با تأکید بر لزوم بیداری در این شب و تشبیه جان به مرغ آبی در کوثر، نهایت بهره‌مندی روحانی و غرق شدن در دریای فیض الهی را بیان می‌کند.

خلاصه پیام غزل

غزل ۳۰۷ مولانا، غزلی است در بیان ارزش و جایگاه اهل محبت و تجلیات ویژه‌ی الهی در شبی خاص. پیام اصلی غزل، مقایسه‌ی حال ارزشمند محبان با محرومیت حسودان و تأکید بر pervasive بودن تجلیات الهی در این شب است. غزل بر عظمت و گستردگی جمال حق، دائمی بودن حال خوش با او، و اوج گرفتن این حال در برخی لحظات تأکید دارد. همچنین، غزل به اهمیت بیداری و هوشیاری در این شب، حضور و نظر لطفی حق بر سالکان، و دعوت به بی‌قراری و شوریدگی در حضور معشوق اشاره می‌کند. بهره‌مندی از حال خوش روحانی و تجلی آن در رفتار، فرصت مغتنم این شب برای طلب فیض، و نشان دادن شور و حال درونی در پاسخ به لطف الهی از دیگر مضامین غزل است. در نهایت، غزل با تأکید بر لزوم بیداری در این شب و بهره‌مندی نهایت از فیض الهی، غرق شدن در دریای فیض الهی، ارزش، محبت، حسد، تجلی، و حال روحانی تأکید دارد. غزل بر کار، محبان، زر، امشب، جان، حسودان، کور، کر، دریا، حسن ایزد، موج، خرامیدن، خاک ره، قدوم، عنبر، دایم، خوش، فضل یزدان، ما، دیگر، او، مخسب، دل، راندن، سوی منزل، ناظر نهانی، منظر، پهلو نهادن، یار، پهلوی تو، سر گرفتن، سر خوش، زان سر، دستگیر آمدن، دست گرفتن، رقص، شاخ دولت، سبز، تر، والله، خواب، حرام بودن، جان، مرغ آبی، کوثر، و نور الهی تأکید دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: