مطالب پیشنهادی![]()
باز درآمد طبیب از در ایوب خویش
یوسف کنعان رسید جانب یعقوب خویش
بهر سفر سوی یار خانه برانداخت دل
دید که خود بود دل خانه محبوب خویش
دل چو فنا شد در او ماند وی او کشف شد
آنچ بگفت او منم طالب و مطلوب خویش
شکر که عیسی رسید عازر ما زنده شد
شکر که موسی نمود معجزه خوب خویش
شکر که موسی برست از همه فرعونیان
شکر که عاشق رسید در کنف خوب خویش
شکر که خورشید عشق از سوی مشرق بتافت
در دل و جانها فکند آتش و آشوب خویش
شکر که ساقی غیب شست به می جمله عیب
شکر که طالب رهید از غم دلکوب خویش
این غزل مولانا، سرشار از شادی، سپاس و بشارت وصال معشوق الهی است. مولانا با بهرهگیری از تمثیلات قرآنی و عرفانی، به قدرت دگرگونکننده عشق اشاره میکند که حیاتبخش، رهاییبخش و آشکارکننده حقایق است. مضمون اصلی غزل، وصول عاشق به معشوق و فنای او در ذات حق است که منجر به غنای درونی و آزادی از تمام تعلقات میشود.
غزل با تصویری از بازگشت و لطف معشوق آغاز میشود: “باز درآمد طبیب از در ایوب خویش / یوسف کنعان رسید جانب یعقوب خویش“. دوباره طبیب (معشوق الهی یا پیر کامل) از در خانه ایوب (عاشق صبور و رنجکشیده، اشاره به حضرت ایوب) خود وارد شد. و یوسف کنعان (معشوق زیبا و دلربا، اشاره به حضرت یوسف) به سوی یعقوب (عاشق پیر و فراقدیده، اشاره به حضرت یعقوب) خود رسید. این بیتها، نوید وصال پس از فراق و رنج را میدهند.
سپس به ماهیت درونی وصال اشاره میکند: “بهر سفر سوی یار خانه برانداخت دل / دید که خود بود دل خانه محبوب خویش“. دل (عاشق) برای سفر به سوی یار (معشوق) خانه و هستی خود را برانداخت (همه تعلقات را رها کرد). اما در نهایت دید که دل خودش، در واقع خانه و جایگاه محبوب خویش (معشوق) بوده است. این بیت به کشف حقیقت وحدت وجود و حضور معشوق در درون عاشق اشاره دارد.
مولانا به فنای عاشق در معشوق و نتیجه آن اشاره میکند: “دل چو فنا شد در او ماند وی او کشف شد / آنچ بگفت او منم طالب و مطلوب خویش“. وقتی دل (عاشق) در او (معشوق) فانی شد، تنها او (معشوق) باقی ماند و حقیقت او (عاشق) نیز در او کشف شد (که در واقع همان حقیقت معشوق است). آن حقیقت که گفت: “من خودم طالب (جوینده) هستم و خودم مطلوب (خواسته شده) خویش هستم.” این بیت، به اوج وحدت وجود و نفی دوگانگی میان عاشق و معشوق پس از فنا اشاره دارد.
غزل با شکرگزاری از تجلیات الهی ادامه مییابد: “شکر که عیسی رسید عازر ما زنده شد / شکر که موسی نمود معجزه خوب خویش“. شکر خدا را که عیسی (اشاره به دم مسیحایی معشوق یا روحالقدس) رسید و عازر (جان مرده و بیجان ما، اشاره به داستان زنده شدن عازر توسط حضرت عیسی) زنده شد. شکر خدا را که موسی (اشاره به نور و تجلی الهی، مانند نور طور سینا) معجزه زیبای خود را نمایان ساخت.
“شکر که موسی برست از همه فرعونیان / شکر که عاشق رسید در کنف خوب خویش“. شکر خدا را که موسی (جان عاشق) از همه فرعونیان (نفسانیات و موانع درونی و بیرونی) رهایی یافت. شکر خدا را که عاشق (خود مولانا یا سالک راه حق) به کنف خوب خویش (پناه و حمایت معشوق زیبا) رسید.
“شکر که خورشید عشق از سوی مشرق بتافت / در دل و جانها فکند آتش و آشوب خویش“. شکر خدا را که خورشید عشق (عشق الهی) از سوی مشرق (محل طلوع و نور) تابیدن گرفت. و در دلها و جانها آتش و آشوب خود (شور و هیجان و بیقراری عشق) را افکند.
غزل با شکرگزاری از پاککنندگی عشق و رهایی از غم به پایان میرسد: “شکر که ساقی غیب شست به می جمله عیب / شکر که طالب رهید از غم دلکوب خویش“. شکر خدا را که ساقی غیب (معشوق الهی که از عالم غیب باده میبخشد) تمام عیبها (نقصانها و آلودگیها) را با می (باده عشق و معرفت) شستوشو داد. شکر خدا را که طالب (سالک و جوینده حق) از غم دلکوب (غم و اندوهی که دل را میکوبد و آزار میدهد) خویش رهایی یافت.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر