مطالب پیشنهادی![]()
امروز چرخ را ز مه ما تحیریست
خورشید را ز غیرت رویش تغیریست
صبح وجود را به جز این آفتاب نیست
بر ذره ذرهٔ وحدت حسنش مقرریست
اما بدان سبب که به هر شام و هر صبوح
اشکال نو نماید گویی که دیگریست
اشکال نو به نو چو مناقض نمایدت
اندر مناقضات خلافی مستریست
در تو چو جنگ باشد گویی دو لشکر است
در تو چو جنگ نبود دانی که لشکریست
اندر خلیل لطف بد آتش نمود آب
نمرود قهر بود بر او آب آذریست
گرگی نمود یوسف در چشم حاسدان
پنهان شد آنک خوب و شکرلب برادریست
این دست خود همی برد از عشق روی او
وان قصد جانش کرده که بس زشت و منکریست
آن پرده از نمد نبود از حسد بود
زان پرده دوست را منگر زشت منظریست
دیویست نفس تو که حسد جزو وصف اوست
تا کل او چگونه قبیحی و مقذریست
آن مار زشت را تو کنون شیر میدهی
نک اژدها شود که به طبع آدمی خوریست
ای برق اژدهاکش از آسمان فضل
برتاب و برکشش که از او روح مضطریست
بی حرف شو چو دل اگرت صدر آرزوست
کز گفت این زبانت چو خواهنده بر دریست
غزل شماره 458 از دیوان شمس مولانا، غزلی است با مضمونی عمیق که به بیان حیرت عالم از جمال معشوق و تفاوت نگاههای سطحی و عمیق به جلوههای او میپردازد. مولانا در این غزل با استفاده از تمثیلهایی از طبیعت و داستانهای قرآنی، به شرح این نکته میپردازد که چگونه دیدگاههای متفاوت نسبت به یک حقیقت واحد میتواند منجر به برداشتهای کاملاً متناقض شود و تنها چشم دل و نگاه عاشقانه است که قادر به درک جمال حقیقی است.
مولانا در این غزل با زبانی تمثیلی، به بیان تأثیر جمال معشوق بر هستی و همچنین حجابهایی که مانع دیدن این جمال میشود، میپردازد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل میپردازیم:
امروز چرخ را ز مه ما تحیریست خورشید را ز غیرت رویش تغیریست
شرح: مولانا در این بیت به عظمت و زیبایی معشوق (که او را به “مه” یا ماه تشبیه کرده است) اشاره میکند. جمال او چنان خیرهکننده است که حتی چرخ فلک (آسمان) نیز از آن متحیر و شگفتزده است. خورشید نیز از شدت زیبایی و غیرت نسبت به روی معشوق، دچار تغییر و دگرگونی میشود. این بیت بیانگر تأثیر بینظیر و عالمگیر جمال معشوق الهی است.
صبح وجود را به جز این آفتاب نیست بر ذره ذره وحدت حسنش مقرریست
شرح: مولانا معشوق را “آفتاب صبح وجود” مینامد و بیان میکند که روشنایی و حیات عالم هستی تنها از اوست. جمال او که پرتوی از وحدت بینهایت حق است، بر ذره ذره کائنات حکمفرماست و همه چیز مظهر و جلوهای از زیبایی اوست. این بیت به وحدت وجود و سریان حقیقت حق در تمام مظاهر هستی اشاره دارد.
اما بدان سبب که به هر شام و هر صبوح اشکال نو نماید گویی که دیگریست
شرح: با وجود وحدت و یگانگی معشوق، به دلیل تجلی او در صورتها و اشکال گوناگون در هر صبح و شام، گویی که او هر لحظه به گونهای دیگر جلوه میکند و برای ناظر سطحی، اینگونه به نظر میرسد که با پدیدهای متفاوت روبروست. این بیت به کثرت در عین وحدت و تجلی دائم حق در مظاهر هستی اشاره دارد.
اشکال نو به نو چو مناقض نمایدت اندر مناقضات خلافی مستریست
شرح: هنگامی که این جلوههای نو به نوی معشوق در ظاهر متناقض به نظر میرسند، برای تو که با چشم ظاهر مینگری، این تضادها باعث سردرگمی و انکار حقیقت میشود. اما مولانا میگوید که در ورای این تناقضات ظاهری، حقیقتی پنهان و مستور وجود دارد. این بیت به لزوم نگاه عمیقتر و فراتر رفتن از ظواهر برای درک حقیقت اشاره دارد.
در تو چو جنگ باشد گویی دو لشکر است در تو چو جنگ نبود دانی که لشکریست
شرح: این بیت به تضاد و دوگانگی در درون انسان میپردازد. وقتی در درون انسان کشمکش و تضاد وجود دارد (مانند تضاد عقل و نفس، یا عشق و عقل جزئی)، گویی دو لشکر در برابر هم ایستادهاند. اما زمانی که این تضاد برطرف میشود و وحدت درونی حاصل میگردد، انسان درمییابد که در حقیقت تنها یک “لشکر” وجود داشته است (اشاره به وحدت درونی و تسلیم در برابر حقیقت).
اندر خلیل لطف بد آتش نمود آب نمرود قهر بود بر او آب آذریست
گرگی نمود یوسف در چشم حاسدان پنهان شد آنک خوب و شکرلب برادریست
شرح: مولانا با ذکر دو داستان از قرآن، این تفاوت نگاه را روشن میسازد. در چشم حضرت ابراهیم (خلیلالله) که مظهر لطف الهی بود، آتش نمرود به صورت آب جلوه کرد، در حالی که برای نمرود که مظهر قهر بود، همان آتش، آتشی سوزان بود. همچنین، یوسف در چشم برادران حسودش به صورت گرگی درنده نمودار شد، در حالی که حقیقت او برادری زیبا و دوستداشتنی بود. این ابیات نشان میدهند که چگونه نگاه درونی و حالت باطنی انسان در ادراک حقایق بیرونی تأثیرگذار است.
آن پرده از نمد نبود از حسد بود زان پرده دوست را منگر زشت منظریست
شرح: پردهای که مانع دیدن جمال یوسف توسط برادرانش شد، پردهای مادی (از جنس نمد) نبود، بلکه پردهای از جنس حسد بود که چشمان دل آنها را کور کرده بود. مولانا هشدار میدهد که به دلیل چنین پردههایی (مانند حسد و خودبینی)، دوست و معشوق را زشت و ناپسند مپندارید. این بیت بر نقش حجابهای نفسانی در جلوگیری از درک حقیقت تأکید دارد.
غزل شماره 458 دیوان شمس، غزلی است در باب تجلیات گوناگون معشوق و تفاوت نگاه انسانها در درک این تجلیات. مولانا با بیانی هنرمندانه و با استفاده از تمثیلهای قرآنی، نشان میدهد که چگونه کثرت در عالم، جلوهای از وحدت حق است و تضادهای ظاهری نباید مانع درک حقیقت شوند. این غزل تأکید میکند که حجابهای نفسانی، بهویژه حسد و خودبینی، مانع اصلی در دیدن جمال معشوق هستند و برای درک صحیح، نیازمند چشم دل و رهایی از این حجابها هستیم.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر