مطالب پیشنهادی![]()
حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل
بانگ رسید کیست آن گفتم من غلام دل
شعله نور آن قمر میزد از شکاف در
بر دل و چشم رهگذر از بر نیک نام دل
موج ز نور روی دل پر شده بود کوی دل
کوزه آفتاب و مه گشته کمینه جام دل
عقل کل ار سری کند با دل چاکری کند
گردن عقل و صد چو او بسته به بند دام دل
رفته به چرخ ولوله کون گرفته مشغله
خلق گسسته سلسله از طرف پیام دل
نور گرفته از برش کرسی و عرش اکبرش
روح نشسته بر درش مینگرد به بام دل
نیست قلندر از بشر نک به تو گفت مختصر
جمله نظر بود نظر در خمشی کلام دل
جمله کون مست دل گشته زبون به دست دل
مرحلههای نه فلک هست یقین دو گام دل
این غزل مولانا، توصیفی از قدرت و مرکزیت “دل” در عالم هستی و سلوک عرفانی است. مولانا “دل” را خانهای مقدس و منبع نور الهی میداند که همه موجودات، حتی عقل کل و افلاک، در برابر آن سر تعظیم فرود میآورند. او بر این باور است که حقیقت عالم در سکوت و نظر دل نهفته است و دل، با گامهایی کوتاه، میتواند نه فلک را طی کند.
غزل با تصویری از عاشق در آستانه دل آغاز میشود: “حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل / بانگ رسید کیست آن گفتم من غلام دل“. شبی (در خلوت و عالم معنا)، حلقه دل را به صدا درآوردم (به درگاه دل کوبیدم) در اشتیاق سلام و ارتباط با دل. ندایی رسید که: “تو کیستی؟” گفتم: “من غلام دل هستم.”
“شعله نور آن قمر میزد از شکاف در / بر دل و چشم رهگذر از بر نیک نام دل“. شعله نور آن ماه (قمر، کنایه از معشوق یا حقیقت دل) از شکاف در (منفذ کوچک) میدرخشید. و بر دل و چشمان رهگذران (عاشقان و سالکان) از برکت نام نیک دل (نیک نام دل) پرتو میافکند.
مولانا به فراگیری نور دل اشاره میکند: “موج ز نور روی دل پر شده بود کوی دل / کوزه آفتاب و مه گشته کمینه جام دل“. کوی دل (محیط و فضای دل) از موج نور چهره دل (تجلی حقیقت) پر شده بود. (تا آنجا که) کوزه آفتاب و ماه (خورشید و ماه که درخشندگی دارند)، در برابر دل، کمترین جام و پیمانه (کمینه جام) شده بودند. (یعنی نور دل از نور آنها برتر است).
“عقل کل ار سری کند با دل چاکری کند / گردن عقل و صد چو او بسته به بند دام دل“. اگر عقل کل (عقل جهانی و ازلی) گردنکشی کند (ادعایی داشته باشد)، در نهایت با دل، چاکری میکند (خدمتگزاری میکند). و گردن عقل و صدها موجود مانند آن، به بند دام دل (به اسارت عشق و جاذبه دل) بسته شدهاند.
مولانا به تأثیر دل بر کائنات اشاره میکند: “رفته به چرخ ولوله کون گرفته مشغله / خلق گسسته سلسله از طرف پیام دل“. ولوله و غوغا به آسمان (چرخ) رسیده، و هستی (کون) مشغلهای (دغدغه و جذبهای) گرفته است. مخلوقات (خلق) از جانب پیام دل (پیام و فرمان دل)، زنجیرهای خود را گسستهاند (از قید و بندها رها شدهاند).
“نور گرفته از برش کرسی و عرش اکبرش / روح نشسته بر درش مینگرد به بام دل“. کرسی و عرش اعظم الهی، نور خود را از عظمت دل (از برش) گرفتهاند. و روح (روحالقدس یا روح کلی)، بر در دل نشسته و به بام دل (به اوج و سقف آن) مینگرد. (اشاره به برتری دل بر همه چیز).
مولانا به حقیقت قلندر و شیوه کلام دل اشاره میکند: “نیست قلندر از بشر نک به تو گفت مختصر / جمله نظر بود نظر در خمشی کلام دل“. قلندر (عارف آزاده و رها) از جنس بشر نیست (برتر از بشر عادی است). (شاعر) به تو مختصر گفت (نکته مهمی را خلاصه کرد): همه، نظر (دیدن و شهود) است؛ نظر در خاموشی، کلام دل است. (یعنی حقیقت را باید با شهود در سکوت دل دریافت).
“جمله کون مست دل گشته زبون به دست دل / مرحلههای نه فلک هست یقین دو گام دل“. تمام هستی (جمله کون) مست دل (مست از باده عشق دل) شدهاند، و تسلیم و مطیع دست دل گشتهاند. مراحل و طبقات نه فلک (نه آسمان)، به یقین، تنها دو گام دل است. (اشاره به سرعت و بیمکان بودن سیر دل در عوالم).
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر