مطالب پیشنهادی![]()
بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب
آورد آتشی که نمیرد به هیچ آب
بنگر به خانه تن و بنگر به جان من
از جام عشق او شده این مست و آن خراب
میر شرابخانه چو شد با دلم حریف
خونم شراب گشت ز عشق و دلم کباب
چون دیده پر شود ز خیالش ندا رسد
احسنت ای پیاله و شاباش ای شراب
دریای عشق را دل من دید ناگهان
از من بجست در وی و گفتا مرا بیاب
خورشیدروی مفخر تبریز شمس دین
اندر پیش دوان شده دلهای چون سحاب
غزل شماره ۳۱۰ از دیوان شمس مولانا با بشارت بازگشت و تجلی معشوقی بینهایت زیبا و تأثیرگذار آغاز میشود: «بَاْزْآْمَدْ آْنْ مَهِیْ کِه نَدِیْدَشْ فَلَکْ بِه خْوَاْبْ / آْوَرْدْ آْتَشِیْ کِه نَمِیْرَدْ بِه هِیْچْ آْبْ». شاعر با هیجان اعلام میکند: “بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب”. آن معشوقی که مانند ماه تابان است و چنان بینهایت زیبا و والا بود که حتی فلک (آسمان با عظمتش، یا عالم بالا) نیز زیبایی او را حتی در خواب و خیال خود ندیده بود، بازگشته است. این توصیف، بر بینظیر بودن و فراتر بودن معشوق از هرگونه تصور و ادراک تأکید دارد. “آورد آتشی که نمیرد به هیچ آب”. و با بازگشت خود، آتشی (آتش عشق، شور الهی) آورده است که با هیچ آبی (حتی آب عقل، علم ظاهری، یا موانع دنیوی) خاموش نمیشود. این آغاز، بیانگر قدرت و سوزندگی عشق الهی است که با بازگشت معشوق در جان عاشق شعلهور میشود و هیچ چیز نمیتواند آن را فرونشاند.
«بِنْگَرْ بِه خَاْنَه تَنْ و بِنْگَرْ بِه جَاْنِ مَنْ / اَزْ جَاْمِ عِشْقِ اُو شُدَهْ اِینْ مَسْتْ و آْنْ خَرَاْبْ». تأثیر عشق بر تن و جان: “بنگر به خانه تن و بنگر به جان من”. به جسم و کالبد من (خانه تن) و به روح و حقیقت من (جان من) نظر کن. “از جام عشق او شده این مست و آن خراب”. ببین که چگونه این (تن) از نوشیدن جام عشق او مست و بیخود شده است، و آن (جان) نیز در این مستی و شور، ویران و از خود بیگانه گشته است. این بیت، بیانگر تأثیر فراگیر عشق الهی بر تمام وجود عاشق است، هم بر ظاهر (تن) و هم بر باطن (جان)، که هر دو در این حال مستی و فنا دگرگون میشوند.
«مِیْرِ شَرَاْبْخَاْنَهْ چُو شُدْ بَاْ دِلَمْ حَرِیْفْ / خُوُنَمْ شَرَاْبْ گَشْتْ زِ عِشْقْ و دِلَمْ کَبَاْبْ». همنشینی میر شرابخانه با دل و دگرگونی حاصل: “میر شرابخانه چو شد با دلم حریف”. هنگامی که میر شرابخانه (پیر و مرشد کامل، یا واسطهی فیض الهی) همصحبت و همنشین دل من شد. “خونم شراب گشت ز عشق و دلم کباب”. خون من از شدت عشق و شور، به شراب (نمادی از مستی و بیخودی) تبدیل شد و دلم (از سوز و گداز فراق یا شوق وصال) کباب و بریان گشت. این بیت، بیانگر تأثیر حضور و همنشینی با ولی کامل بر دل عاشق و دگرگونی احوال او در مسیر عشق است.
«چُونْ دِیْدَهْ پُرْ شَوَدْ زِ خِیَاْلَشْ نِدَاْ رَسَدْ / اَحْسَنْتْ اِیْ پِیَاْلَهْ و شَاْبَاْشْ اِیْ شَرَاْبْ». پر شدن دیده از خیال معشوق و ندای تحسین: “چون دیده پر شود ز خیالش ندا رسد”. هنگامی که چشم دل از تصور و خیال معشوق پر میشود و او در درونم متجلی میگردد، ندایی (از عالم غیب، یا از درون) به گوش میرسد. “احسنت ای پیاله و شاباش ای شراب”. این ندا میگوید: احسنت و آفرین بر تو ای پیالهی وجود (که پذیرای این عشق شدی) و شاباش و مبارک باد بر تو ای شراب (عشق که در این پیاله جای گرفتی). این بیت، بیانگر مبارکی و فرخندگی حالتی است که عاشق با تصور معشوق تجربه میکند و در این حال، خود و عشقش مورد تحسین قرار میگیرند.
«دَرْیَاْیِ عِشْقْ رَاْ دِلِ مَنْ دِیْدْ نَاْگَهَاْنْ / اَزْ مَنْ بِجَسْتْ دَرْ وِیْ و گُفْتَاْ مَرَاْ بِیَاْبْ». دیدن دریای عشق توسط دل و رهایی آن: “دریای عشق را دل من دید ناگهان”. دل من ناگهان دریای بیکران عشق الهی را مشاهده کرد. “از من بجست در وی و گفتا مرا بیاب”. (چون طاقت ماندن در کالبد محدود را نداشت) از من (وجود ظاهری، یا قید خودبینی) رها شد و در آن دریا جست و ندا در داد که: مرا در این دریای بینهایت جستجو کن و بیاب. این بیت، بیانگر عروج روحانی دل عاشق و فنای آن در دریای عشق الهی و رهایی از قید خود و هستی محدود است.
«خُورْشِیْدْ رُویِ مَفْخَرِ تَبْرِیْزْ شَمْسِ دِیْنْ / اَنْدَرْ پِیْشْ دَوَاْنْ شُدَهْ دِلْهَاْیِ چُونْ سَحَاْبْ». شمس تبریزی، خورشید چهره و حرکت دلها در پی او: “خورشیدروی مفخر تبریز شمس دین”. (آن ماه که بازگشته) اوست که خورشیدچهره و افتخار تبریز، شمس دین است. این بیت به صورت مستقیم به شمس تبریزی اشاره دارد. “اندر پیش دوان شده دلهای چون سحاب”. دلهای عاشقان مانند ابرها در پی او (شمس) روان و در حال حرکت هستند. این بیت، با ذکر نام شمس، به تأثیر او بر دلهای سالکان و حرکت آنها در مسیر عشق اشاره دارد.
غزل ۳۱۰ مولانا، غزلی است در ستایش بازگشت و تجلی شمس تبریزی و تأثیر عمیق او بر وجود عاشق. پیام اصلی غزل، بشارت بازگشت “ماهی” است که حتی فلک نیز زیبایی او را در خواب ندیده بود و این بازگشت، آتشی از عشق را در جان عاشق برافروخته که خاموشی نمیپذیرد. غزل بر بینظیر بودن و فراتر بودن معشوق (شمس) از هرگونه تصور، و تأثیر فراگیر عشق او بر تن و جان عاشق تأکید دارد. همچنین، غزل به تأثیر حضور ولی کامل (میر شرابخانه) بر دل عاشق و دگرگونی احوال او، مبارکی و فرخندگی حالت تجلی معشوق در درون، و عروج روحانی دل و فنای آن در دریای عشق الهی اشاره میکند. در نهایت، غزل با ذکر نام شمس تبریزی، به تأثیر او بر دلهای سالکان و حرکت آنها در مسیر عشق اشاره دارد. غزل بر ماه، بازآمدن، ندیدن فلک به خواب، آوردن آتش، نمردن، آب، نگریستن، خانه تن، جان، جام عشق، مست شدن، خراب شدن، میر شرابخانه، دل، حریف شدن، خون، شراب شدن، عشق، کباب شدن دل، دیده، پر شدن، خیال، ندا رسیدن، احسنت، پیاله، شاباش، شراب، دریای عشق، دل، دیدن ناگهان، از خود جستن، در او رفتن، گفتن، مرا بیاب، خورشیدروی، مفخر تبریز، شمس دین، اندر پیش دوان شدن، دلها، سحاب، و نور الهی تأکید دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر