مطالب پیشنهادی![]()
عشق جانان مرا ز جان ببرید
جان به عشق اندرون ز خود برهید
زانک جان محدثست و عشق قدیم
هرگز این در وجود آن نرسید
عشق جانان چو سنگ مغناطیس
جان ما را به قرب خویش کشید
باز جان را ز خویشتن گم کرد
جان چو گم شد وجود خویش بدید
بعد از آن باز با خود آمد جان
دام عشق آمد و در او پیچید
شربتی دادش از حقیقت عشق
جمله اخلاصها از او برمید
این نشان بدایت عشق است
هیچ کس در نهایتش نرسید
غزل ۹۹۱ مولانا، به شرح مراحل فنای عاشق در عشق الهی و درک هستی حقیقی پس از رهایی از خود میپردازد. مولانا در این غزل، با تأکید بر قدمت عشق و حادث بودن جان، به خاصیت جذبکنندهی عشق، گم شدن جان در آن، و سپس یافتن “وجود خویش” اشاره میکند. او تجربهی فنا را “بدایت” (آغاز) عشق میداند و بر بینهایت بودن این مسیر تأکید میورزد.
مولانا غزل را با بیان تأثیر عشق بر جان آغاز میکند:
عشق جانان مرا ز جان ببرید جان به عشق اندرون ز خود برهید
«عشق معشوق (جانان)، مرا از (تعلق به) جان (خود) جدا کرد،» «(و در نتیجه) جان (من) در درون عشق، از خود (خودیت و تعلقات نفسانی) رها شد.» این بیت، بیانگر خاصیت رهاییبخش عشق است که انسان را از قید خود و هستی مادی جدا میکند.
زانک جان محدثست و عشق قدیم هرگز این در وجود آن نرسید
«زیرا جان (موجود زنده) پدید آمده (محدث) است و عشق (ذات الهی یا صفت الهی) قدیم (ازلی و ابدی) است،» «هرگز این (محدث) در وجود آن (قدیم) نمیتواند به طور کامل برسد (و آن را درک کند، مگر با فنا).» این بیت، تأکید بر تفاوت ماهوی بین جان (مخلوق) و عشق (صفت خالق) و لزوم فنای حادث در قدیم. (البته منظور از “نرسید” در اینجا عدم درک کامل است، نه عدم وصال.)
مولانا به خاصیت جذبکنندهی عشق و نتیجهی آن اشاره میکند:
عشق جانان چو سنگ مغناطیس جان ما را به قرب خویش کشید
«عشق معشوق، مانند سنگ مغناطیس (آهنربا)،» «جان ما را به نزدیکی خود کشید (و جذب کرد).» این بیت، تشبیه عشق به مغناطیس که جان را به سوی خود میکشد.
باز جان را ز خویشتن گم کرد جان چو گم شد وجود خویش بدید
«(عشق) سپس جان را از خود (خویشتن، خودیت) گم کرد (فانی ساخت)،» «(و) هنگامی که جان از خود گم شد (فنا یافت)، وجود حقیقی خویش را دید (یعنی به حقیقت خود که همان ارتباط با حق است، پی برد).» این بیت، بیانگر پارادوکس فنا و بقا: تنها با از دست دادن خودیت ظاهری است که انسان به هستی حقیقی خود دست مییابد.
مولانا به بازگشت جان به خود و گرفتار شدن در دام عشق اشاره میکند:
بعد از آن باز با خود آمد جان دام عشق آمد و در او پیچید
«بعد از آن (فنا)، جان دوباره با خود (به نوعی بقا) آمد،» «(اما) دام عشق آمد و جان در آن (دام) پیچید (و اسیر عشق گشت).» این بیت، بیانگر مرحلهی بقا بعد از فنا، که در آن جان دیگر اسیر خود نیست، بلکه اسیر عشق است.
شربتی دادش از حقیقت عشق جمله اخلاصها از او برمید
«(عشق) شربتی از حقیقت خود به جان داد (و آن را نوشاند)،» «(که با نوشیدن آن) تمامی اخلاصها (خلوص و یکرنگی) از او (جان) به پرواز درآمد (یعنی جان به نهایت خلوص و کمال رسید).» این بیت، بیانگر خاصیت پالایشگر و کمالبخش عشق که جان را به اوج خلوص میرساند.
مولانا غزل را با تأکید بر بیانتهایی مسیر عشق به پایان میبرد:
این نشان بدایت عشق است هیچ کس در نهایتش نرسید
«این (تجربهی فنا و بقا در عشق) تنها نشانهی آغاز (بدایت) عشق است،» «هیچ کس هرگز به نهایت و پایان آن (عشق) نرسیده است (زیرا عشق بیکران و بیانتهاست).» این بیت، تأکید بر عمق و بینهایت بودن مسیر عشق الهی که فنای در آن تنها آغاز راه است.
غزل ۹۹۱ مولانا، به زیبایی سیر و سلوک عاشق را در مسیر عشق الهی و تجربه فنا و بقا شرح میدهد. مولانا با آغاز غزل به این نکته که “عشق جانان مرا ز جان ببرید” و “جان به عشق اندرون ز خود برهید”، به قدرت عشق در رها کردن انسان از قید خودیت و تعلقات نفسانی اشاره میکند. او دلیل این رهایی را در تفاوت ماهوی “جان محدث” (پدید آمده) و “عشق قدیم” (ازلی) میداند و بیان میکند که محدث هرگز به عمق وجود قدیم نمیرسد مگر با فنا شدن در آن.
مولانا سپس عشق معشوق را به “سنگ مغناطیس” تشبیه میکند که “جان ما را به قرب خویش کشید”. او اوج این جذب را در “گم کردن جان ز خویشتن” میبیند و در یک پارادوکس عمیق، بیان میدارد که “جان چو گم شد وجود خویش بدید” – یعنی با فنای دروغین، بقای حقیقی حاصل میشود. پس از این فنا، “جان باز با خود آمد” اما این بار “دام عشق آمد و در او پیچید”، که نشان از اسارت آگاهانهی جان در عشق است. مولانا خاصیت کمالبخش عشق را با “شربتی از حقیقت عشق” که “جمله اخلاصها از او برمید” (و موجب خلوص کامل جان شد) به تصویر میکشد. در نهایت، مولانا با قاطعیت بیان میکند که “این نشان بدایت عشق است” و “هیچ کس در نهایتش نرسید”، که تأکیدی بر بیکرانگی و بیانتهایی مسیر عشق الهی و تجربیات آن است. این غزل پیامی از مسیر فنای در خود و بقای در حق، قدرت جذب و پالایش عشق، و لزوم بینهایت پیمودن در این راه را در خود جای داده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر