تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1003

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1003

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1003

غزل شماره ۱۰۰۳ دیوان شمس مولانا

شاخ گلی باغ ز تو سبز و شاد
هست حریف تو در این رقص باد

باد چو جبریل و تو چون مریمی
عیسی گُل‌روی از این هر دو زاد

رقص شما هر دو کلید بقا‌ست
رحمت بسیار بر این رقص باد

تخت‌گه نسل شما شد دماغ
تخت بود جایگه کیقباد

میوهٔ هر شاخ به معده رود
زانک برسته‌ست ز کون و فساد

نعمت ما چو ز مُکّون بود
خلط نگردد به خور و ارتقاد

روزی هر قوم ز باغ دگر
خوان بزرگ‌ست تو را ای جواد

قسمت بخت‌ست برو بخت جو
بخت به از رخت بود المراد

بس که نسیمی به دل اندر دمید
ز‌آن مدد نور که آرد ولاد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۰۰۳ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۱۰۰۳ مولانا، بیانگر جلوه‌های حیات‌بخش الهی در عالم هستی و نقش آن در آفرینش و بقا است. مولانا در این غزل، با تمثیل “شاخ گل” و “باد” و تشبیه به داستان حضرت مریم (س) و عیسی (ع)، به آفرینش معنوی و بقای جان‌ها اشاره می‌کند. او اهمیت روزی معنوی و لزوم طلب “بخت” الهی را گوشزد می‌کند و در نهایت، به تأثیر “نور” الهی در آفرینش معنوی می‌پردازد.

رقص شاخ گل و باد، رقص آفرینش

مولانا غزل را با تمثیل شاخ گل و باد آغاز می‌کند:

شاخ گلی باغ ز تو سبز و شاد هست حریف تو در این رقص باد

«ای (انسان کامل یا مظهر جلوه‌ی الهی)! باغ از تو (به واسطه حضور تو) سبز و شاداب است،» «(و) باد (که نماد نفحات الهی است) در این رقص (زندگی و آفرینش)، همراه (حریف) توست.» این بیت، بیانگر نقش مرکزی انسان کامل در حیات بخشیدن به عالم و همکاری با نفحات الهی.

باد چو جبریل و تو چون مریمی عیسی گُل‌روی از این هر دو زاد

«باد (نفخه الهی) مانند جبرئیل (پیک وحی) است و تو (ای انسان کامل یا روح لطیف) مانند مریم هستی،» «(و) عیسی (روح الهی و حقیقت پاک)، گل‌روی (زیبا)، از این هر دو (از نفخه الهی و از وجود لطیف تو) زاده شد (و به ظهور رسید).» این بیت، تشبیه آفرینش معنوی به داستان تولد حضرت عیسی (ع)؛ باد نماد دم الهی است که به واسطه وجود لطیف انسان، حقایق معنوی را متولد می‌کند.

رقص شما هر دو کلید بقا‌ست رحمت بسیار بر این رقص باد

«رقص (هماهنگی و جلوه‌گری) شما هر دو (باد و شاخ گل، یا نفخه الهی و انسان کامل)، کلید بقا (جاودانگی و ادامه حیات) است،» «رحمت بسیار بر این رقص (زیبا و حیات‌بخش) باد.» این بیت، تأکید بر نقش آفرینش‌گر و بقابخش این هماهنگی الهی و دعای خیر برای آن.

تخت‌گاه دماغ و میوه‌ی معنوی

مولانا به جایگاه عقل و میوه‌های معنوی اشاره می‌کند:

تخت‌گه نسل شما شد دماغ تخت بود جایگه کیقباد

«مغز و اندیشه (دماغ) جایگاه پادشاهی و فرمانروایی (تخت‌گه) نسل (یا میوه‌ی) شما (عیسی‌مانندان معنوی) شد (یعنی مرکز فرمانروایی و تفکر معنوی است)،» «(و) تخت (همیشه) جایگاه پادشاهان بزرگ (کیقباد) بوده است.» این بیت، بیانگر اهمیت جایگاه فکر و اندیشه به عنوان مرکز فرمانروایی معنوی و رشد حقایق والا.

میوهٔ هر شاخ به معده رود زانک برسته‌ست ز کون و فساد

«میوه‌ی (حقیقی و معنوی) هر شاخ (وجود)، به معده‌ی (جان و روح) می‌رود (و غذای آن می‌شود)،» «زیرا (این میوه) از جهان کون و فساد (جهان مادی و فناپذیر) برآمده (و رسته‌ست) (بلکه از عالم بقا و معناست).» این بیت، بیانگر تفاوت میوه‌های مادی و معنوی؛ میوه‌های معنوی غذای روح هستند و از عالم بی‌فنا می‌آیند.

نعمت مکّون و روزی معنوی

مولانا به ماهیت نعمت‌های الهی و روزی‌ها اشاره می‌کند:

نعمت ما چو ز مُکّون بود خلط نگردد به خور و ارتقاد

«چون نعمت (رزق معنوی) ما از (خداوند) هستی‌بخش (مُکّون) است،» «(پس این نعمت) با (هیچ) خوردنی (خور) و فاسدشدنی (ارتقاد: فاسد شدن و گندیدن) مخلوط (خلط) نمی‌گردد (و همیشه پاک و ناب است).» این بیت، تأکید بر پاکی و ابدیت رزق معنوی که از منبع الهی می‌آید و هرگز آلوده یا فاسد نمی‌شود.

روزی هر قوم ز باغ دگر خوان بزرگ‌ست تو را ای جواد

«روزی هر قوم (یا هر گروه از انسان‌ها) از باغی دیگر (مخصوص به خودشان است)،» «(اما) برای تو (ای انسان کامل یا ای جواد)، سفره‌ای بزرگ (خوان بزرگ) گشوده شده است (که بی‌پایان است).» این بیت، بیانگر تفاوت روزی مادی (محدود) با روزی معنوی (بی‌حد و مرز) برای انسان کامل.

طلب بخت و نسیم نور

مولانا به لزوم طلب بخت و تأثیر نور الهی اشاره می‌کند:

قسمت بخت‌ست برو بخت جو بخت به از رخت بود المراد

«(این‌ها همه) قسمت (و سرنوشت) ناشی از بخت (اقبال و سعادت) است؛ (پس) برو و بخت را بجو،» «(زیرا) بخت (اقبال معنوی) بهتر از رخت (دارایی مادی) است، این است مراد (مقصود).» این بیت، دعوت به طلب سعادت معنوی (بخت) که بر دارایی مادی (رخت) برتری دارد.

بس که نسیمی به دل اندر دمید ز‌آن مدد نور که آرد ولاد

«همین که نسیمی (نفحه‌ای لطیف) در دل (انسان) دمیده شد،» «(این نسیم) از آن کمک نور (الهی) است که (به وسیله‌ی آن) آفرینش (ولاد: زایش و تولید) صورت می‌گیرد (و حقایق معنوی متولد می‌شوند).» این بیت، تأکید بر تأثیر نور الهی (کمک نور) در ایجاد نفحات معنوی در دل و تولد حقایق درونی.

نکات مهم

  • هماهنگی آفرینش: شاخ گل (انسان) و باد (نفحه الهی) در رقصی هماهنگ، باغ هستی را سبز و شاداب می‌کنند.
  • تولد معنوی: نفخه الهی (جبرئیل) و وجود لطیف انسان (مریم) موجب تولد حقایق معنوی (عیسی گل‌روی) می‌شوند.
  • کلید بقا: این رقص و هماهنگی، عامل بقا و جاودانگی است.
  • جایگاه دماغ: فکر و اندیشه، جایگاه فرمانروایی و رشد معنوی است.
  • میوه‌ی معنوی: غذای روح از عالم بقا سرچشمه می‌گیرد و از کون و فساد برکنار است.
  • پاکی و ابدیت رزق معنوی: نعمت الهی از هستی‌بخش می‌آید و هرگز آلوده یا فاسد نمی‌شود.
  • روزی بی‌حد و مرز: انسان کامل از سفره‌ی بی‌انتهای الهی روزی می‌خورد.
  • طلب بخت معنوی: سعادت معنوی (بخت) بر دارایی مادی (رخت) برتری دارد و باید در پی آن بود.
  • تأثیر نور الهی: نفحات معنوی در دل، از نور الهی است که موجب آفرینش حقایق می‌شود.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۰۰۳ مولانا، تصویری شکوهمند از آفرینش و بقای معنوی است که در آن، هر موجودی به نحوی در رقص هستی با لطف الهی مشارکت دارد. مولانا با تمثیل “شاخ گل” که “باغ ز تو سبز و شاد” است و “باد” که “حریف” اوست، به هماهنگی عمیق میان موجودات و نفحات الهی اشاره می‌کند. او سپس این رقص را به داستان حضرت مریم (س) و جبرئیل (ع) تشبیه می‌کند، جایی که “باد چو جبریل و تو چون مریمی” و “عیسی گُل‌روی از این هر دو زاد”. این استعاره‌ای عمیق از آفرینش معنوی و تولد حقایق روحانی در دل انسان است که نتیجه‌ی دم و نفخه الهی است. مولانا این هماهنگی را “کلید بقا” می‌خواند و بر آن رحمت می‌فرستد.

او “دماغ” (فکر و اندیشه) را “تخت‌گه نسل شما” می‌داند، به این معنا که معرفت و بصیرت، جایگاه فرمانروایی معنوی است. مولانا میان “میوه‌ی هر شاخ” که “به معده رود” و “میوه‌های معنوی” تمایز قائل می‌شود، و تأکید می‌کند که آن‌ها “زانک برسته‌ست ز کون و فساد” یعنی از عالم بقا می‌آیند. او “نعمت ما” را که “ز مُکّون” (خداوند) است، پاک و بی‌خلط می‌خواند که هرگز فاسد نمی‌شود. مولانا با اشاره به “روزی هر قوم ز باغ دگر”، به تفاوت روزی‌های مادی و معنوی می‌پردازد و خوان بزرگ و بی‌حد خود را نشانی از جواد بودن معشوق الهی می‌داند. در نهایت، مولانا با دعوت به “بخت جو” بودن (طلب سعادت معنوی) که “به از رخت” (مال دنیا) است، به اهمیت بی‌بدیل این سعادت اشاره می‌کند و غزل را با بیانی دلنشین از تأثیر “نسیمی” در دل که “زآن مدد نور که آرد ولاد” است، به پایان می‌رساند. این غزل پیامی از آفرینش و بقای معنوی، نقش هماهنگی الهی، و لزوم طلب سعادت روحانی را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: