مطالب پیشنهادی![]()
این چنین پابند جان میدان کیست
ما شدیم از دست این دستان کیست
عشق گردان کرد ساغرهای خاص
عشق میداند که او گردان کیست
جان حیاتی داد کوه و دشت را
ای خدایا ای خدایا جان کیست
این چه باغست این که جنت مست اوست
وین بنفشه و سوسن و ریحان کیست
شاخ گل از بلبلان گویاترست
سرو رقصان گشته کاین بستان کیست
یاسمن گفتا نگویی با سمن
کاین چنین نرگس ز نرگسدان کیست
چون بگفتم یاسمن خندید و گفت
بیخودم من میندانم کان کیست
میدود چون گوی زرین آفتاب
ای عجب اندر خم چوگان کیست
ماه همچون عاشقان اندر پیش
فربه و لاغر شده حیران کیست
ابر غمگین در غم و اندیشه است
سر پرآتش عجب گریان کیست
چرخ ازرق پوش روشن دل عجب
روز و شب سرمست و سرگردان کیست
درد هم از درد او پرسان شده
کای عجب این درد بیدرمان کیست
شمس تبریزی گشادهست این گره
ای عجب این قدرت و امکان کیست
غزل شماره ۴۲۸ از دیوان شمس مولانا با مطلع “این چنین پابند جان میدان کیست / ما شدیم از دست این دستان کیست”. این غزل با طرح پرسشهایی پیدرپی و تعجبی، به بیان حیرت و بیقراری عاشق در برابر عظمت و جلوههای معشوق (حق تعالی) میپردازد. مولانا با این پرسش که این میدان جان (وجود عاشق) پابند کیست و این بیقراری و از دست رفتن از دست چه کسی است، به تسلیم جان در برابر معشوق و دستان او اشاره میکند. غزل با بیان اینکه عشق ساغرهای خاص را میگرداند و خود عشق میداند که گردانندهٔ اصلی کیست، به حیاتبخشی جان معشوق به عالم، و حیرت از باغ هستی و زیباییهای آن میپردازد. همچنین به گویاتر بودن شاخ گل از بلبل و رقصان شدن سرو از شوق بستان، و پرسش یاسمن از سمن دربارهٔ نرگس اشاره دارد و در نهایت با بیان خندهٔ یاسمن و بیخبری او، به حرکت آفتاب و ماه و حیرت آنها، غمگینی ابر، سرگردانی چرخ، و پرسش درد از بیدرمان میپردازد و با گشاده شدن گرهها توسط شمس تبریزی و طرح پرسش از قدرت و امکان او، به نقش پیر کامل در حل مشکلات و عظمت حق رهنمون میشود. ردیف غزل “کیست” بر پرسش از هویت و منشأ این احوال و پدیدهها و در نهایت به معشوق حقیقی اشاره دارد.
غزل با طرح پرسشهایی از حیرت و بیقراری آغاز میشود: این چنین پابند جان میدان کیست / ما شدیم از دست این دستان کیست. این میدان جان (وجود عاشق) که اینگونه پابند و گرفتار (عشق) شده است، از آن کیست؟ ما (عاشقان) اینگونه بیقرار و از دست رفته شدیم، این حالت از دست و دستان (قدرت و تصرف) چه کسی است؟ تسلیم جان در برابر معشوق و تأثیر دستان او.
به گردانندگی عشق و حیاتبخشی جان معشوق اشاره دارد: عشق گردان کرد ساغرهای خاص / عشق می\u200cداند که او گردان کیست. عشق الهی است که ساغرهای خاص (دلهای اولیا، جام معرفت) را میگرداند و از شراب وحدت پر میکند. و خود عشق به حقیقت میداند که گردانندهٔ اصلی (همهٔ امور عالم) کیست. گردانندگی عشق الهی و آگاهی آن از منشأ اصلی. جان حیاتی داد کوه و دشت را / ای خدایا ای خدایا جان کیست. جان و حقیقت او (معشوق) به کوه و دشت (تمام عالم طبیعت) حیات و زندگی بخشیده است. ای خدایا! ای خدایا! این جان (که حیاتبخش عالم است) از آن کیست؟ حیاتبخشی مطلق الهی به تمام موجودات.
به حیرت از باغ هستی و گویایی طبیعت اشاره میکند: این چه باغست این که جنت مست اوست / وین بنفشه و سوسن و ریحان کیست. این چه باغی (عالم هستی) است که حتی بهشت نیز مست و حیران زیبایی اوست؟ و این بنفشه و سوسن و ریحان (زیباییهای عالم) از آن کیست؟ عظمت و زیبایی عالم هستی در پرتو تجلی الهی. شاخ گل از بلبلان گویاترست / سرو رقصان گشته کاین بستان کیست. شاخ گل (اشاره به تجلیات حق) از بلبلان (عاشقان) در بیان وصف او گویاتر و فصیحتر است. سرو (نماد آزادگی) رقصان شده و میپرسد که این بستان (عالم هستی) از آن کیست؟ گویایی نمادهای طبیعت در وصف معشوق و رقص عالم در پرتو عشق.
به پرسش و گفتگو در طبیعت و بیخبری اشاره دارد: یاسمن گفتا نگویی با سمن / کاین چنین نرگس ز نرگسدان کیست. یاسمن (گلی زیبا) به سمن (گل دیگر) گفت: آیا با من نمیگویی که این نرگس (چشم معشوق، چشم حقیقتبین) با این زیبایی و کمال از چه کسی است؟ پرسش نمادهای طبیعت از منشأ زیبایی الهی. چون بگفتم یاسمن خندید و گفت / بیخودم من می\u200cندانم کان کیست. چون (جواب) به یاسمن گفتم، یاسمن خندید و گفت: من در برابر این حقیقت بیخود و حیرانم و نمیدانم که او (منشأ این زیبایی) کیست. حیرت و بیخبری درونی در برابر عظمت معشوق.
به حرکت افلاک و عناصر و پرسش درد اشاره دارد: می\u200cدود چون گوی زرین آفتاب / ای عجب اندر خم چوگان کیست. آفتاب مانند گوی زرین در آسمان میدود و حرکت میکند. شگفتا که این گوی در خم چوگان (اشاره به اراده و قدرت الهی) چه کسی است؟ حرکت و تسلیم آفتاب در برابر ارادهٔ الهی. ماه همچون عاشقان اندر پیش / فربه و لاغر شده حیران کیست. ماه در آسمان مانند عاشقان بیقرار و در طلب، به پیش میرود. و در این راه گاه فربه (بدر) و گاه لاغر (هلال) شده و حیران (از عظمت معشوق) است، (میپرسد) که این حیرانی از کیست؟ بیقراری و حیرت ماه در برابر معشوق. ابر غمگین در غم و اندیشه است / سر پرآتش عجب گریان کیست. ابر غمگین و متفکر در آسمان، در غم و اندیشهٔ (معشوق) است. شگفتا که این (ابر) که سرش پر از آتش (برق و رعد) است، از دوری چه کسی گریان شده است؟ غم و اندیشه و گریهٔ ابر در فراق معشوق.
به سرگردانی چرخ و پرسش درد و نقش شمس تبریز اشاره دارد: چرخ ازرق پوش روشن دل عجب / روز و شب سرمست و سرگردان کیست. چرخ لاجوردی پوش (آسمان) که روشن دل و آگاه است، شگفتا که روز و شب سرمست (عشق) و سرگردان (در طلب معشوق) کیست؟ سرمستی و سرگردانی چرخ در عشق الهی. درد هم از درد او پرسان شده / کای عجب این درد بی\u200cدرمان کیست. حتی درد (رنج، بیماری) نیز از درد او (معشوق، درد عشق) در حال پرسش شده است. که ای شگفتا، این درد بیدرمان (درد عشق که درمانی جز وصل ندارد) از آن کیست؟ برتری درد عشق بر تمام دردها و حیرت از منشأ آن. شمس تبریزی گشاده\u200cست این گره / ای عجب این قدرت و امکان کیست. شمس تبریزی (اشاره به پیر کامل) این گرهها و مشکلات (در راه معرفت و سلوک) را گشوده و حل کرده است. ای شگفتا! این قدرت و امکان (که در شمس متجلی است و گرهگشاست) از آن کیست؟ (اشاره به قدرت و امکان بینهایت الهی که در پیر کامل ظهور کرده است). نقش پیر کامل در حل مشکلات و عظمت قدرت الهی.
غزل ۴۲۸ مولانا، غزلی است که با طرح پرسشهایی تعجبی، به بیان حیرت و بیقراری عاشق در برابر عظمت و جلوههای معشوق میپردازد. مولانا با تأکید بر تسلیم جان در برابر معشوق، گردانندگی عشق، و حیاتبخشی جان الهی به عالم، به حیرت از زیبایی هستی و گویایی نمادهای طبیعت در وصف معشوق اشاره میکند. غزل با بیان رقص عالم، پرسش و گفتگو در طبیعت، و بیخبری درونی در برابر حقیقت، به حرکت افلاک و عناصر، پرسش درد از بیدرمان و سرگردانی چرخ میپردازد و در نهایت با اشاره به نقش شمس تبریزی در گشودن گرهها، به عظمت و بینهایت بودن قدرت و امکان الهی که در پیر کامل متجلی است، رهنمون میشود. این غزل، بیانی پرشور و عارفانه از نگاه مولانا به عظمت حق، حیرت عاشق، و نقش پیر کامل در مسیر معرفت است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر