مطالب پیشنهادی![]()
آن صبح سعادتها چون نورفشان آید
آن گاه خروس جان در بانگ و فغان آید
خور نور درخشاند پس نور برافشاند
تن گرد چو بنشاند جانان بر جان آید
مسکین دل آواره آن گمشده یک باره
چون بشنود این چاره خوش رقص کنان آید
جان به قدم رفته در کتم عدم رفته
با قد به خم رفته در حین به میان آید
دل مریم آبستن یک شیوه کند با من
عیسی دوروزه تن درگفت زبان آید
دل نور جهان باشد جان در لمعان باشد
این رقص کنان باشد آن دست زنان آید
شمس الحق تبریزی هر جا که کنی مقدم
آن جا و مکان در دم بیجا و مکان باشد
غزل ۶۱۹ مولانا، غزلی پر از بشارت، شور و شادی از ظهور حقیقت و تجلی معشوق الهی است. مولانا در این غزل، با استفاده از نمادها و استعارات مختلف، به بیداری جان، نورانی شدن دل و جان، و رهایی از قید زمان و مکان در پرتو حضور معشوق اشاره میکند. این غزل سرشار از امید و تحول است.
مولانا غزل را با بشارت ظهور صبح سعادت و بیداری جان آغاز میکند:
آن صبح سعادتها چون نورفشان آید آن گاه خروس جان در بانگ و فغان آید
“هنگامی که آن صبح سعادتها (صبح حقیقت و تجلی الهی) نورافشان شود،” “آن زمان خروس جان (نماد بیداری و آگاهی روح) به بانگ و فریاد میآید.” این بیت به زمان ظهور حقیقت و بیداری جان از خواب غفلت، که با شور و فریاد همراه است، اشاره دارد.
خور نور درخشاند پس نور برافشاند تن گرد چو بنشاند جانان بر جان آید
“خورشید (نماد حقیقت معشوق) نور را میدرخشاند و سپس نور را پراکنده میکند.” “هنگامی که تن (وجود مادی) آرام گیرد و گرد و غبارش بنشیند، جانان (معشوق) بر جان (عاشق) وارد میشود.” این بیت به تأثیر تابش نور حقیقت بر جان و لزوم آرام گرفتن جسم و رهایی از تعلقات مادی برای حضور معشوق در جان اشاره دارد.
مولانا به بازگشت دل آواره و شور و رقص او میپردازد:
مسکین دل آواره آن گمشده یک باره چون بشنود این چاره خوش رقص کنان آید
“دل آواره و بیچاره (که از معشوق دور مانده بود)، آن گمگشتهی همیشگی،” “هنگامی که این چاره (درمان و راه حل، یعنی ظهور معشوق) را بشنود، شاد و رقصکنان (به سوی او) میآید.” این بیت به شادی بیاندازه و شور و وجد دل گمگشتهای که راه بازگشت به معشوق را پیدا کرده است، اشاره دارد.
جان به قدم رفته در کتم عدم رفته با قد به خم رفته در حین به میان آید
“جانی که (از بس در مسیر طلب رفته بود) به قدم (و پای) تبدیل شده و در پوشش نیستی (کتم عدم) فرو رفته بود،” “و با قامتی خمیده (از رنج طلب)، ناگهان (در لحظهی وصال) به میان میآید (ظاهر میشود).” این بیت به فنای جان در راه طلب و سپس ظهور ناگهانی و پرشور آن در لحظهی وصال اشاره دارد.
مولانا به تمثیل مریم و عیسی برای بیان معجزهی عشق میپردازد:
دل مریم آبستن یک شیوه کند با من عیسی دوروزه تن درگفت زبان آید
“دل (من) که آبستن مریموار (حامل حقیقت الهی) است، شیوهای (یا حالتی) با من انجام میدهد،” “که عیسی (روح الهی) با وجود جسم دوروزه (ناپایدار، یا اشاره به سرعت رشد معنوی)، به زبان میآید و سخن میگوید.” این بیت به تولد معجزهآسای حقیقت الهی (عیسی) در دل عاشق (مریم) و ظهور آن در قالب سخن حق اشاره دارد.
مولانا به حال رقص و شور دل و جان در پرتو معشوق اشاره میکند:
دل نور جهان باشد جان در لمعان باشد این رقص کنان باشد آن دست زنان آید
“دل، نور جهان است (در پرتو معشوق نورانی میشود) و جان در درخشش و تابش (لمعان) است.” “این (دل) در حال رقصیدن است و آن (جان) در حال دست زدن و شوریدن میآید.” این بیت به حال وجد و رقص دل و جان عاشق در پرتو نور و حضور معشوق اشاره دارد.
مولانا در پایان غزل، شمس تبریزی را میستاید و به مقام او اشاره میکند:
شمس الحق تبریزی هر جا که کنی مقدم آن جا و مکان در دم بیجا و مکان باشد
“ای شمسالحق تبریزی، هر جا که تو قدم بگذاری و حاضر شوی،” “آن مکان در همان لحظه از قید جا و مکان رها میشود و بیجا و بیمکان میگردد.” این بیت به تأثیر حضور شمس تبریزی که باعث رهایی از قید زمان و مکان و رسیدن به عالم لاهوت (بیمکانی) میشود، اشاره دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر