تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 984 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 984 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 984 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۸۴ دیوان شمس مولانا

هین که هنگام صابر‌ان آمد
وقت سختی و امتحان آمد

این چنین وقت عهد‌ها شکنند
کارد چون سوی استخوان آمد

عهد و سوگند سخت سست شود
مرد را کار چون به جان آمد

هله ای دل تو خویش سست مکن
دل قوی کن که وقت آن آمد

چون زر سرخ اندر آتش خند
تا بگویند زر کان آمد

گرم خوش رو به پیش تیغ اجل
بانگ برزن که پهلوان آمد

با خدا باش و نصرت از وی خواه
که مدد‌ها ز آسمان آمد

ای خدا آستین فضل فشان
چونکه بنده بر آستان آمد

چون صدف ما دهان گشادستیم
که‌ابر فضل تو درفشان آمد

ای بسا خار خشک کز دل او
در پناه تو گلستان آمد

من نشان کرده‌ام تو را که ز تو
دلخوشی‌های بی‌نشان آمد

وقت رحم است و وقت عاطفت است
که مرا زخم بس گران آمد

ای ابابیل هین که بر کعبه
لشکر و پیل بی‌کران آمد

عقل گوید مرا خمش کن بس
که خداوند غیب‌دان آمد

من خمش کردم ای خدا لیکن
بی‌من از خان من فغان آمد

ما رمیت اذ رمیت هم ز خداست
تیر ناگه کز این کمان آمد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۸۴ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۸۴ مولانا، دعوتی به صبر و پایداری در برابر سختی‌ها و امتحانات الهی است. مولانا در این غزل، با تأکید بر اینکه در زمانه‌ی دشواری، بسیاری عهد می‌شکنند، سالک را به تقویت دل، لبخند زدن در آتش امتحان، و روی آوردن به خدا برای یاری فرا می‌خواند. او با اشاره به داستان ابابیل و کعبه، به قدرت الهی در مقابل سختی‌ها اشاره می‌کند و در نهایت، با تکیه بر آیه “ما رمیت اذ رمیت”، تمامی اتفاقات را از جانب حق می‌داند.

زمان امتحان و لزوم پایداری

مولانا غزل را با هشدار درباره‌ی زمان سختی آغاز می‌کند:

هین که هنگام صابر‌ان آمد وقت سختی و امتحان آمد

«آگاه باش که اکنون زمانه‌ی آزمایش صابران (شکیبایان) فرا رسیده است،» «وقت سختی و امتحان الهی فرا رسیده است.» این بیت، اعلام زمانه‌ی دشواری و لزوم شکیبایی در برابر امتحانات.

این چنین وقت عهد‌ها شکنند کارد چون سوی استخوان آمد

«در چنین زمان‌هایی (که فشار زیاد می‌شود)، پیمان‌ها و عهدها شکسته می‌شوند،» «(زیرا) کارد (سختی) به استخوان (به نهایت طاقت و جان) رسیده است (و انسان‌ها ضعیف می‌شوند).» این بیت، بیانگر سستی برخی انسان‌ها در برابر سختی‌های شدید که به شکستن پیمان‌ها منجر می‌شود.

عهد و سوگند سخت سست شود مرد را کار چون به جان آمد

«عهد و سوگندهای محکم، سخت سست و بی‌اعتبار می‌شوند،» «هنگامی که کار انسان به جانش برسد (و در معرض خطر جدی قرار گیرد).» این بیت، تأکید بر ضعف بشری در مقابل خطرات جانی و شکسته شدن پیمان‌ها.

هله ای دل تو خویش سست مکن دل قوی کن که وقت آن آمد

«هان ای دل! تو خود را سست و ضعیف مکن،» «دل را قوی و محکم دار که زمانه‌ی آن (پایداری و مقاومت) فرا رسیده است.» این بیت، دعوت به استقامت و تقویت روحیه در برابر دشواری‌ها.

خنده در آتش و طلب یاری از خدا

مولانا به لزوم شجاعت و توکل بر خدا اشاره می‌کند:

چون زر سرخ اندر آتش خند تا بگویند زر کان آمد

«(در کوره امتحان) مانند زر سرخ (طلای خالص) در آتش (بلا و سختی)، بخند (شادی کن و مقاوم باش)،» «تا (همگان) بگویند این طلا از معدن (کان: معدن اصیل و خالص) آمده است (و ناخالصی ندارد).» این بیت، تمثیلی از امتحان الهی و لزوم شادمانی و پایداری در آن برای آشکار شدن حقیقت وجود.

گرم خوش رو به پیش تیغ اجل بانگ برزن که پهلوان آمد

«(حتی) با گرمی (شوق) و خوشی (با روی گشاده) به سوی تیغ اجل (مرگ) رو کن،» «(و) بانگ بزن که “پهلوان آمد!” (یعنی خودت را با شجاعت و قدرت نشان بده).» این بیت، دعوت به شجاعت و بی‌باکی در برابر مرگ و فنا و پذیرش آن با روی باز.

با خدا باش و نصرت از وی خواه که مدد‌ها ز آسمان آمد

«همواره با خدا باش و یاری و پیروزی را تنها از او بخواه،» «زیرا کمک‌ها و حمایت‌ها (مددها) تنها از آسمان (از عالم غیب و از جانب خدا) می‌رسد.» این بیت، تأکید بر توکل و اعتماد کامل به خداوند برای دریافت کمک‌های غیبی.

استغاثه به خدا و اشاره به کرامات

مولانا به درخواست کمک از خداوند و تأثیر فضل او اشاره می‌کند:

ای خدا آستین فضل فشان چونکه بنده بر آستان آمد

«ای خدا! (با سخاوت و کرم خود) آستین فضل و رحمتت را برافشان،» «چون بنده (اینک) بر آستان (درگاه) تو آمده و ملتمس است.» این بیت، دعای مولانا و طلب رحمت و فضل الهی در زمان نیاز.

چون صدف ما دهان گشادستیم که‌ابر فضل تو درفشان آمد

«ما (مانند) صدف دهانمان را گشوده‌ایم (برای دریافت رحمت تو)،» «زیرا ابر فضل و کرم تو (چون ابری که باران مروارید می‌بارد) دُر افشان (باران رحمت و فیض) آمده است.» این بیت، بیانگر آمادگی عاشق برای دریافت فیض الهی و سخاوت بی‌انتهای خداوند.

ای بسا خار خشک کز دل او در پناه تو گلستان آمد

«چه بسیار خارهای خشک و بی‌جان که از (عمق) دل آن‌ها،» «در پناه و حمایت تو (خداوند)، تبدیل به گلستان شدند (و از آن‌ها خیر و برکت رویید).» این بیت، اشاره به قدرت الهی در تبدیل ناممکن‌ها به ممکن و رویش زیبایی از دل سختی‌ها.

من نشان کرده‌ام تو را که ز تو دلخوشی‌های بی‌نشان آمد

«من (ای خدا/معشوق) تو را به این نشانه شناخته‌ام که از جانب تو،» «دلخوشی‌ها و شادی‌های بی‌حد و حصر (بی‌نشان) به من رسید.» این بیت، تأکید بر الطاف بی‌شمار الهی و دلخوشی‌های بی‌مرز که از سوی او می‌رسد.

طلب رحمت و داستان ابابیل

مولانا به درخواست رحمت و تمثیل ابابیل اشاره می‌کند:

وقت رحم است و وقت عاطفت است که مرا زخم بس گران آمد

«اکنون زمانه‌ی رحمت و مهربانی (عاطفت) توست،» «زیرا زخم (بلا و امتحان) بر من بسیار سنگین آمده است (و طاقتم به سر آمده).» این بیت، طلب یاری و رحمت الهی در زمان اوج سختی.

ای ابابیل هین که بر کعبه لشکر و پیل بی‌کران آمد

«ای ابابیل (ای مرغان مهاجم سپاه ابرهه در قرآن)! آگاه باشید که (دشمن) بر کعبه (خانه خدا، قلب انسان) حمله‌ور شده است،» «(و) لشکر بی‌شمار و فیل‌های عظیم (مشکلات و شیاطین) فرا رسیده است.» این بیت، تمثیلی از داستان اصحاب فیل و درخواست از قدرت‌های غیبی برای دفاع از حقیقت (کعبه) در برابر هجوم دشمنان. کعبه می‌تواند نماد قلب انسان و پیل نماد نفس و غرور باشد.

ناتوانی عقل و اشاره به آیه قرآن

مولانا به محدودیت عقل و قدرت مطلق الهی اشاره می‌کند:

عقل گوید مرا خمش کن بس که خداوند غیب‌دان آمد

«عقل (جزئی) به من می‌گوید: ساکت شو، کافی است (از دعا و شکایت)،» «زیرا خداوند خود دانا به غیب است (و نیازی به گفتن تو ندارد).» این بیت، بیانگر اعتراض عقل به زبان گشایی در برابر خدا و یادآوری علم غیب او.

من خمش کردم ای خدا لیکن بی‌من از خان من فغان آمد

«من (در ظاهر) ساکت شدم ای خدا، اما» «بدون اراده‌ی من، از خانه‌ی من (وجود و دل من) فریاد (نیاز و درد) برآمد.» این بیت، بیانگر شدت درد و نیاز باطنی که حتی اگر زبان ساکت باشد، دل فریاد می‌زند.

ما رمیت اذ رمیت هم ز خداست تیر ناگه کز این کمان آمد

«“تو (پیامبر) تیر نینداختی آنگاه که تیر انداختی” (آیه ۱۷ سوره انفال) نیز از جانب خداست،» «(یعنی) هر تیر (اتفاق یا تقدیر) که ناگهان از این کمان (تقدیر الهی) می‌آید، (همگی از جانب خداست و خود انسان در آن دخیل نیست).» این بیت، تأکید بر قدرت مطلق الهی و دخالت او در تمامی امور و اینکه هیچ چیز از اراده‌ی او خارج نیست.

نکات مهم

  • زمانه‌ی امتحان: فرا رسیدن دوران سختی که در آن پایداری صابران محک می‌خورد.
  • ضعف بشری در سختی: در فشار زیاد، برخی عهد و پیمان می‌شکنند.
  • دعوت به استقامت: دل را قوی کردن و مانند زر خالص در آتش خندیدن.
  • شجاعت در برابر مرگ: پذیرش اجل با روی باز و شجاعانه.
  • توکل و طلب یاری از خدا: کمک‌های حقیقی فقط از جانب آسمان می‌رسد.
  • امید به فضل و رحمت الهی: خداوند با کرم خود، حتی خار را گلستان می‌کند.
  • داستان ابابیل: تمثیلی برای درخواست کمک غیبی در برابر دشمنان قاطی.
  • محدودیت عقل: عقل قادر به درک تمامی جوانب نیست.
  • فریاد دل: حتی اگر زبان ساکت باشد، نیاز باطنی فریاد می‌زند.
  • قدرت مطلق الهی: تمامی اتفاقات (حتی تیر) از جانب خداست (اشاره به آیه قرآن).

نتیجه‌گیری

غزل ۹۸۴ مولانا، آینه‌ای از تجربه‌ی انسان در برابر سختی‌ها و راهنمایی برای عبور از آن‌هاست. مولانا با هشدار درباره “هنگام صابران” و “وقت سختی و امتحان”، به شکنندگی “عهد”ها در اوج فشار اشاره می‌کند و “دل” را به “قوی کردن” در برابر این “امتحان” دعوت می‌کند. او سالک را به “خندیدن چون زر سرخ اندر آتش” تشبیه می‌کند تا حقیقت وجودش آشکار شود و حتی “به پیش تیغ اجل” نیز “گرم خوش رو” باشد.

مولانا با تأکید بر “با خدا بودن” و “نصرت از وی خواستن”، به آمدن “مددها ز آسمان” اشاره دارد و با دعای “ای خدا آستین فضل فشان”، طلب رحمت و یاری می‌کند. او خود را “چون صدف دهان گشاده” می‌بیند در انتظار “ابر فضل” الهی و به قدرت خداوند در تبدیل “خار خشک” به “گلستان” اشاره دارد. در ادامه، مولانا با اذعان به “زخم گران” خود، “وقت رحم و عاطفت” الهی را طلب می‌کند و با یادآوری “ای ابابیل” و “لشکر و پیل بی‌کران” بر کعبه، از خداوند می‌خواهد که در برابر هجوم سختی‌ها یاری رساند. در نهایت، مولانا با اشاره به ناتوانی “عقل” در فهم این مسائل و با تکیه بر آیه قرآنی “ما رمیت اذ رمیت”، تمامی حوادث، حتی “تیر ناگه” را از جانب “خداوند غیب‌دان” می‌داند. این غزل پیامی از لزوم صبر، توکل مطلق به خدا در سختی‌ها، و پذیرش تقدیر الهی را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: