مطالب پیشنهادی![]()
زان می که ز بوی او شوریده و سرمستم
دریاب مرا ساقی والله که چنینستم
ای ساقی مست من بنگر به شکست من
ای جسته ز دست من دریاب کز آن دستم
بشکست مرا دامت بشکستم من جامت
مستی تو و مستی من بشکستی و بشکستم
ای جان و دل مستان بستان سخنم بستان
گویی که نه ای محرم هستم به خدا هستم
پر کن ز می پیشین بنشین بر من بنشین
بنشین که چنین وقتی در خواب همیجستم
جان و سر تو یارا بر نقد بزن ما را
مفریب و مگو فردا بردارم و بفرستم
والله که بنگذارم دست از تو چرا دارم
تا لاف زنی گویی کز عربده وارستم
خواهم که ز باد می آتش بفروزانی
خواهم که ز آب خود چون خاک کنی پستم
این غزل مولانا، بیانگر شوریدگی و مستی بیحد عارف در پرتو بادهی عشق الهی است. مولانا با خطاب به ساقی و معشوق، به شدت حال خود و تسلیم کامل در برابر ارادهی الهی اشاره میکند. او مستی خود را از جنس مستی معشوق میداند و خواهان تداوم این فیض و وصال بیواسطه است. غزل در نهایت، به فنا و خاکساری عاشق در برابر معشوق میرسد.
غزل با بیان حال مستی و درخواست از ساقی آغاز میشود: “زان می که ز بوی او شوریده و سرمستم / دریاب مرا ساقی والله که چنینستم“. از آن بادهای (می عشق) که از بوی آن شوریده و سرمست شدهام، ای ساقی! مرا دریاب (و به حال من توجه کن)، به خدا سوگند که من چنین هستم (در این حال مستی و شوریدگی).
“ای ساقی مست من بنگر به شکست من / ای جسته ز دست من دریاب کز آن دستم“. ای ساقی مست من (که خود نیز از بادهی عشق سرمستی)، به شکستگی و فروتنی من بنگر. ای کسی که از دست من (عشق یا شوریدگی من) جستهای (و به وجد آمدهای)، مرا دریاب که من از آن دست هستم (یعنی از جنس عاشقان و مستانم).
مولانا به شکستن قیدها و هویت یافتن با مستی اشاره میکند: “بشکست مرا دامت بشکستم من جامت / مستی تو و مستی من بشکستی و بشکستم“. (ای معشوق!) دام (فریبنده) تو مرا (از قید دنیا) رها کرد؛ من نیز جام (تعلقات ظاهری) خود را شکستم. مستی تو (که ازلی و ابدی است) و مستی من (که از توست)، (هر دو) شکستند (یعنی قیدها را در هم شکستند) و من نیز (قیدهای خود را) شکستم.
“ای جان و دل مستان بستان سخنم بستان / گویی که نه ای محرم هستم به خدا هستم“. ای جان و دل مستان (معشوق یا پیر)! سخن مرا بپذیر (و به من توجه کن). (اگر) بگویی که “تو محرم (رازدان) نیستی،” (در پاسخ میگویم که) به خدا سوگند که هستم (محرم اسرار عشقم).
مولانا خواهان وصال بیواسطه و بدون تأخیر است: “پر کن ز می پیشین بنشین بر من بنشین / بنشین که چنین وقتی در خواب همیجستم“. جام را از شراب ازلی (می پیشین) پر کن و در کنار من بنشین. بنشین (و مرا دریاب) که من چنین لحظهای (وصال) را حتی در خواب نیز میجستم (آرزو میکردم).
“جان و سر تو یارا بر نقد بزن ما را / مفریب و مگو فردا بردارم و بفرستم“. ای یار! به جان و سر تو سوگند که ما را (در همین لحظه) به نقد (بیواسطه و بدون تأخیر) دریاب. فریب مده و نگو که “فردا (تو را) برمیدارم و (به وصال) میفرستم.” (اشاره به بیقراری عاشق و طلب وصال فوری).
مولانا به پایداری خود در عشق و تسلیم مطلق اشاره میکند: “والله که بنگذارم دست از تو چرا دارم / تا لاف زنی گویی کز عربده وارستم“. به خدا سوگند که دست از تو (ای معشوق) برنمیدارم، چرا که (این) دست (اراده) من از توست. (و این پایداری ادامه دارد) تا (تو ای معشوق) لاف زنی و بگویی که “من (عاشق) از عربدهکشی (بیقراری ظاهری) رها شدم.”
“خواهم که ز باد می آتش بفروزانی / خواهم که ز آب خود چون خاک کنی پستم“. میخواهم که از باد (نفس) می (عشق)، آتش (شور و هیجان) را در وجودم برافروزی. و میخواهم که از آب (فیض) خود، مرا مانند خاک، پست و فروتن کنی. (اشاره به دوگانهی شور و فنا در عشق).
این غزل با تکرار “هستم” و “بشکستم”، شور و حال و تسلیم عاشق در برابر معشوق را به زیبایی بیان میکند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر