مطالب پیشنهادی![]()
آمد بهار خرم و آمد رسول یار
مستیم و عاشقیم و خماریم و بیقرار
ای چشم و ای چراغ روان شو به سوی باغ
مگذار شاهدان چمن را در انتظار
اندر چمن ز غیب غریبان رسیدهاند
رو رو که قاعدست که القادم یزار
گل از پی قدوم تو در گلشن آمدست
خار از پی لقای تو گشتست خوش عذار
ای سرو گوش دار که سوسن به شرح تو
سر تا به سر زبان شد بر طرف جویبار
غنچه گره گره شد و لطفت گره گشاست
از تو شکفته گردد و بر تو کند نثار
گویی قیامتست که برکرد سر ز خاک
پوسیدگان بهمن و دی مردگان پار
تخمی که مرده بود کنون یافت زندگی
رازی که خاک داشت کنون گشت آشکار
شاخی که میوه داشت همینازد از نشاط
بیخی که آن نداشت خجل گشت و شرمسار
آخر چنین شوند درختان روح نیز
پیدا شود درخت نکوشاخ بختیار
لشکر کشیده شاه بهار و بساخت برگ
اسپر گرفته یاسمن و سبزه ذوالفقار
گویند سر بریم فلان را چو گندنا
آن را ببین معاینه در صنع کردگار
آری چو دررسد مدد نصرت خدا
نمرود را برآید از پشهای دمار
این غزل مولانا، با زبانی سرشار از شادی و سرور بهاری، به تجلی معشوق حقیقی در طبیعت و جهان اشاره دارد. مولانا بهار را نمادی از رستاخیز و تحول روحانی میداند که با آمدن “رسول یار” (پیامبر عشق یا خود معشوق) همراه است. این غزل بر قدرت فیض الهی و زنده شدن هر آنچه مرده بود، تأکید میکند.
“آمد بهار خرم و آمد رسول یار / مستیم و عاشقیم و خماریم و بیقرار”:
“ای چشم و ای چراغ روان شو به سوی باغ / مگذار شاهدان چمن را در انتظار”:
“اندر چمن ز غیب غریبان رسیدهاند / رو رو که قاعدست که القادم یزار”:
“گل از پی قدوم تو در گلشن آمدست / خار از پی لقای تو گشتست خوش عذار”:
“ای سرو گوش دار که سوسن به شرح تو / سر تا به سر زبان شد بر طرف جویبار”:
“غنچه گره گره شد و لطفت گره گشاست / از تو شکفته گردد و بر تو کند نثار”:
“گویی قیامتست که برکرد سر ز خاک / پوسیدگان بهمن و دی مردگان پار”:
“تخمی که مرده بود کنون یافت زندگی / رازی که خاک داشت کنون گشت آشکار”:
“شاخی که میوه داشت همینازد از نشاط / بیخی که آن نداشت خجل گشت و شرمسار”:
“آخر چنین شوند درختان روح نیز / پیدا شود درخت نکوشاخ بختیار”:
“لشکر کشیده شاه بهار و بساخت برگ / اسپر گرفته یاسمن و سبزه ذوالفقار”:
“گویند سر بریم فلان را چو گندنا / آن را ببین معاینه در صنع کردگار”:
“آری چو دررسد مدد نصرت خدا / نمرود را برآید از پشهای دمار”:
غزل ۱۱۲۱ مولانا، غزلی پر از نشاط و امید است که بهار را نه تنها یک فصل طبیعی، بلکه نمادی از رستاخیز روحانی، تجلی جمال معشوق و قدرت مطلق الهی میداند. مولانا با اشاره به زنده شدن طبیعت و پدیدار شدن زیباییها، این پدیده را به قیامت و زنده شدن مردگان تشبیه میکند. او بر نقش فیض الهی در گشایش دلها و کمالبخشی به وجود انسان تأکید دارد. در نهایت، با ذکر مثال نمرود و پشه، به قدرت بیحد خداوند در یاری رساندن به حق و نابودی باطل اشاره میکند. این غزل، تصویری شاداب و عمیق از وحدت هستی و حضور خداوند در تمام پدیدهها را ارائه میدهد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر