تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1401

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1401

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1401

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۴۰۱

کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم
دیدم جمعیت تو چونک پریشان نشوم

کوه ز کوهی برود سنگ ز سنگی بشود
پس من اگر آدمیم کمتر از ایشان نشوم

آهن پولاد و حجر در کف تو موم شود
من که همه موم توام چونک بدین سان نشوم

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۴۰۱ دیوان شمس مولانا

این غزل کوتاه مولانا، بیانگر قدرت تحول‌بخش عشق الهی و مقام فنای عاشق در معشوق است. مولانا خود را برتر از کوه و سنگ می‌داند، زیرا این اجسام نیز تحت تأثیر تغییر قرار می‌گیرند، اما او با دیدن “جمعیت” (حضور و کمال) معشوق، از هرگونه پریشانی رها شده است. غزل بر انعطاف‌پذیری و آمادگی کامل عاشق برای ذوب شدن در اراده‌ی حق تأکید می‌کند و در نهایت، به لطف و قدرت معشوق در نرم کردن سخت‌ترین چیزها و همراهی عاشق با این تحول اشاره دارد.

پایداری در حضور معشوق (بیت ۱)

غزل با نفی طبیعت بی‌جان و تأکید بر پایداری درونی آغاز می‌شود: “کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم / دیدم جمعیت تو چونک پریشان نشوم“. من کوه نیستم، سنگ نیستم که (از عشق تو) گداخته (متحول) نشوم. (چرا گداخته نمی‌شوم؟) چون حضور و کمال تو را (جمعیت تو) دیدم، پس از آن پریشان و آشفته نمی‌شوم. (اینجا منظور این است که من جامد نیستم که از عشق تو تغییر نکنم، بلکه تغییر کرده‌ام و این تغییر باعث آرامش و جمعیت خاطر من شده است).

برتری انسان بر طبیعت بی‌جان (بیت ۲)

مولانا به برتری مقام انسان در قبول تحول اشاره می‌کند: “کوه ز کوهی برود سنگ ز سنگی بشود / پس من اگر آدمیم کمتر از ایشان نشوم“. کوه از جای خود برود و سنگ از سنگی دیگر جدا شود (یعنی تغییر و تحول در طبیعت بی‌جان نیز رخ می‌دهد). پس اگر من انسان هستم، (چگونه می‌توانم) کمتر از آن‌ها (کوه و سنگ) نباشم (یعنی باید بیشتر از آنها پذیرای تغییر و تحول باشم). (اشاره به لزوم پذیرش فنا و تحول در مسیر عشق).

موم در کف معشوق (بیت ۳)

غزل با بیان تسلیم کامل و نرمی عاشق در برابر معشوق پایان می‌یابد: “آهن پولاد و حجر در کف تو موم شود / من که همه موم توام چونک بدین سان نشوم“. آهن، فولاد و سنگ (سخت‌ترین چیزها) در دست تو (ای معشوق) مانند موم نرم می‌شوند. من که تمام وجودم موم تو هستم (کاملاً نرم و آماده‌ی شکل‌گیری در دست توام)، چگونه به این شکل (نرم و مطیع) نباشم؟ (اشاره به آمادگی کامل عاشق برای پذیرش هرگونه اراده و شکل‌گیری در دست معشوق).

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: