مطالب پیشنهادی![]()
عقل آمد عاشقا خود را بپوش
وای ما ای وای ما از عقل و هوش
یا برو از جمع ما ای چشم و عقل
یا شوم از ننگ تو بیچشم و گوش
تو چو آبی ز آتش ما دور شو
یا درآ در دیگ ما با ما بجوش
گر نمیخواهی که خردت بشکند
مرده شو با موج و با دریا مکوش
گر بگویی عاشقم هست امتحان
سر مپیچ و رطل مردان را بنوش
میخروشم لیکن از مستی عشق
همچو چنگم بیخبر من از خروش
شمس تبریزی مرا کردی خراب
هم تو ساقی هم تو می هم می فروش
این غزل مولانا، بیانی صریح و آتشین از تضاد میان عقل و عشق است. مولانا عقل را مانعی در راه عشق میداند و سالک را به رهایی از قید عقل و غرق شدن در دریای بیکران عشق فرامیخواند. این غزل به جنون عشق، امتحان عاشقی، و در نهایت، به مقام شمس تبریزی به عنوان منبع همه اینها اشاره دارد.
غزل با هشداری به عاشق در برابر عقل آغاز میشود: “عقل آمد عاشقا خود را بپوش / وای ما ای وای ما از عقل و هوش“. ای عاشق، عقل (مادی و جزئینگر) وارد شد، پس خود را پنهان کن و محتاط باش. وای بر ما و همه عاشقان از شر عقل و هوش (که مانع جنون عشق میشوند). این بیت، از همان ابتدا، موضع مولانا را در قبال عقل در مسیر عشق نشان میدهد.
سپس با لحنی تندتر، عقل را مخاطب قرار میدهد: “یا برو از جمع ما ای چشم و عقل / یا شوم از ننگ تو بیچشم و گوش“. ای چشم (بینایی ظاهری) و ای عقل (جزئینگر)، یا از جمع ما (عاشقان) دور شو و برو. یا (اگر نمیروی) من از ننگ و رسوایی وجود تو (که مانع عشق است)، بیچشم و گوش میشوم (یعنی بینایی و شنوایی ظاهری خود را از دست میدهم و تنها با چشم دل و گوش جان میبینم و میشنوم). این بیت، بیانی از شدت کراهت مولانا از عقل در مسیر عشق است.
مولانا به عقل گزینهای بین دوری و فنا میدهد: “تو چو آبی ز آتش ما دور شو / یا درآ در دیگ ما با ما بجوش“. ای عقل، تو مانند آبی، پس از آتش ما (آتش عشق) دور شو (چرا که آب و آتش ضد یکدیگرند). یا اینکه (اگر میخواهی با ما باشی) وارد دیگ ما شو (دیگ جوشان عشق) و با ما بجوش (فنا شو و به عشق تبدیل شو). این بیت، تمثیلی است برای فنای عقل در عشق.
سپس به تسلیم محض در برابر عشق اشاره میکند: “گر نمیخواهی که خردت بشکند / مرده شو با موج و با دریا مکوش“. اگر نمیخواهی که عقل و خردت (توسط عشق) شکسته و نابود شود، پس مرده شو (فانی شو و خودی نداشته باش). در برابر موج و دریای عشق، مقاومت مکن و نکوش (چرا که این کوشش بیفایده است و تنها فنا را به ارمغان میآورد).
مولانا به امتحان سخت عاشقی اشاره میکند: “گر بگویی عاشقم هست امتحان / سر مپیچ و رطل مردان را بنوش“. اگر ادعا میکنی که عاشقی، بدان که در این راه امتحان و آزمون وجود دارد. سرپیچی مکن و از آن بگذر. پس رطل مردان (جام بزرگ باده عشق و رنجهای آن) را بنوش. این بیت، دعوت به شجاعت و پایداری در راه عشق است.
سپس به مستی ناشی از عشق اشاره میکند: “میخروشم لیکن از مستی عشق / همچو چنگم بیخبر من از خروش“. من (مولانا) ناله و خروش میکنم (از سوز عشق)، اما این خروش از مستی عشق است. همچون چنگ هستم که صدای خروش میدهد، اما خود چنگ از خروش و نالهاش بیخبر است (یعنی این خروش از اراده من نیست، بلکه از تاثیر عشق است). این بیت، به بیخودی و فنای عاشق در عشق اشاره دارد.
غزل با خطاب به شمس تبریزی و معرفی او به عنوان منبع مطلق عشق به پایان میرسد: “شمس تبریزی مرا کردی خراب / هم تو ساقی هم تو می هم می فروش“. ای شمس تبریزی، تو مرا (با عشق خود) خراب و ویران (از خود بیخود) کردی. هم تو ساقی (که باده عشق میدهی)، هم تو خود می (باده عشق)، و هم تو میفروش (که این باده را عرضه میکنی) هستی. این بیت، نهایت ستایش از شمس تبریزی و وحدت او با تمام مظاهر عشق را نشان میدهد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر