تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1258

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1258

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1258

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۲۵۸

آن مایی همچو ما دلشاد باش
در گلستان همچو سرو آزاد باش

چون ز شاگردان عشقی ای ظریف
در گشاد دل چو عشق استاد باش

گر غمی آید گلوی او بگیر
داد از او بستان امیر‌ داد باش

جان تو مست است در بزم احد
تن میان خلق گو آحاد باش

گاه با شیرین چو خسرو خوش بخند
گه ز هجرش کوه‌کن فرهاد باش

گه نشاط انگیز همچون گلشنش
گه چو بلبل نال و خوش‌فریاد باش

پیش سروش چون خرامد‌، خاک باش
چون گلش عنبر فشانَد‌، باد باش

حاصل اینست ای برادر چون فلک
در جهان کهنه نوبنیاد باش

در میان خارها چون خارپشت
سر درون و شادمان و راد باش

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۲۵۸ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، دعوتی شورانگیز به عاشقی، آزادی روح، و ثبات قدم در راه حق است. مولانا مخاطب را به رهایی از قید و بندها و زیستن در حالتی از نشاط و آگاهی درونی فرامی‌خواند. او بر پذیرش تمام احوال عشق، از شادی وصال تا درد فراق، تأکید دارد.

دعوت به شادی و آزادی (بیت ۱ و ۲)

غزل با دعوت به شادی و آزادی آغاز می‌شود: “آن مایی همچو ما دلشاد باش / در گلستان همچو سرو آزاد باش“. ای دوست (مخاطب)، تو نیز از جنس مایی (عاشقی و از حقیقت وجودی ما بهره‌مندی)، پس مانند ما دلشاد و خوش‌حال باش. در گلستان (جهان هستی) همچون سرو (که نماد آزادی و قامت راست است) آزاد و بی‌قید باش. این بیت، بر اهمیت شادی درونی و رهایی از تعلقات بیرونی تأکید دارد.

سپس به جایگاه شاگردی عشق اشاره می‌کند: “چون ز شاگردان عشقی ای ظریف / در گشاد دل چو عشق استاد باش“. ای لطیف و ظریف (ای سالک)، چون تو از شاگردان مکتب عشقی، پس در گشایش دل و وسعت باطنی، مانند خود عشق که استاد (راهنما) است، باش. این بیت، دعوت به وسعت روح و گشایش قلبی در مسیر عشق است.

رویارویی با غم و پذیرش احوال عشق (بیت ۳ و ۴)

مولانا به رویارویی با غم در راه عشق اشاره می‌کند: “گر غمی آید گلوی او بگیر / داد از او بستان امیر‌ داد باش“. اگر غمی به سراغت آمد، گلوی آن غم را بگیر (با آن مقابله کن و بر آن غلبه کن). و داد خود را از آن بستان (حق خود را بگیر)؛ پس خودت امیر داد (حاکم و قاضی بر غم) باش. این بیت، به معنای تسلیم نشدن در برابر غم و پیروزی بر آن با نیروی عشق است.

سپس به مستی جان در بزم حق و تن در میان خلق اشاره می‌کند: “جان تو مست است در بزم احد / تن میان خلق گو آحاد باش“. جان تو (ای سالک) در بزم احد (محفل وحدت و یگانگی حق) مست و غرق است. اما تَن (جسم) در میان مردم، بگو که تنها و آحاد (فرد و یگانه) باشد. این بیت، تفاوت حالت جان (که در وحدت مست است) و تن (که در میان کثرت تنهاست) را نشان می‌دهد.

خسرووار خوشی و فرهادوار فراق (بیت ۵ و ۶)

مولانا به پذیرش تمام احوال عشق اشاره می‌کند: “گاه با شیرین چو خسرو خوش بخند / گه ز هجرش کوه‌کن فرهاد باش“. گاهی (در لحظات وصال و شادی) با معشوق (که به شیرین تشبیه شده)، مانند خسرو شاد و خوش‌خنده باش. و گاهی (در لحظات فراق و دوری) به خاطر هجران او، مانند فرهاد کوه‌کن (درگیر رنج و سختی) باش. این بیت، دعوت به پذیرش هر دو جنبه وصال و فراق در عشق است.

گه نشاط انگیز همچون گلشنش / گه چو بلبل نال و خوش‌فریاد باش“. گاهی (در حضور معشوق) مانند گلشن او، نشاط‌انگیز و شاداب باش. و گاهی (در فراق او) مانند بلبل ناله کن و با نغمه‌های خوش، فریاد بکش (از درد عشق).

فروتنی و پراکندن عطر عشق (بیت ۷)

مولانا به فروتنی در برابر معشوق اشاره می‌کند: “پیش سروش چون خرامد‌، خاک باش / چون گلش عنبر فشانَد‌، باد باش“. هنگامی که معشوق (مانند سرو) با خرامیدن (ناز و زیبایی) حرکت می‌کند، تو (ای عاشق) در برابر او خاک باش (نهایت فروتنی و تواضع). و چون گل او (معشوق) عطر عنبر (عطر خوش) می‌افشاند، تو مانند باد (که عطر را می‌پراکند) باش (و پیام عشق و عطر معشوق را به همه برسان).

تجدید حیات در جهان کهنه (بیت ۸ و ۹)

مولانا به حاصل سلوک عرفانی اشاره می‌کند: “حاصل اینست ای برادر چون فلک / در جهان کهنه نوبنیاد باش“. حاصل و نتیجه این راه (عرفان و عشق)، این است ای برادر که مانند فلک (آسمان که همیشه در حرکت و نو شدن است)، در این جهان کهنه و مادی، خودت نوبنیاد (همیشه تازه و نو) باش. این بیت، بر تحول دائمی و حیات نو درونی تأکید دارد.

غزل با تمثیلی جالب به پایان می‌رسد: “در میان خارها چون خارپشت / سر درون و شادمان و راد باش“. در میان سختی‌ها و رنج‌های دنیا (که مانند خارها هستند)، مانند خارپشت باش که سر خود را (یعنی حواس و توجهش را) در درون می‌کشد و باطناً شادمان و جوانمرد و بخشنده (راد) است. این بیت، دعوت به حفظ آرامش درونی و شادی باطنی در مواجهه با سختی‌های ظاهری است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: