مطالب پیشنهادی![]()
من بسازم ولیک کی شاید
زاغ با طوطیان شکر خاید
هر یکی را ولایتست جدا
کژ با راست راست کی آید
گرچه طوطی خود از شکر زندست
زاغ را می چمین خر باید
عشق در خویش بین کجا گنجد
ماده گرگ شیر نر زاید
بگریز از کسی که عاشق نیست
زان ز گرگین تو را گر افزاید
ور شوی کوفته بههاون عشق
دانک او سرمه ایت میساید
رو بکن تو خراب خانه از آنک
شمس تبریز مست میآید
غزل ۹۹۰ مولانا، بیانگر تفاوت جوهری میان اهل دنیا (زاغ) و اهل عشق (طوطی) است. مولانا در این غزل، با تأکید بر عدم امکان جمع شدن اضداد، به ناتوانی غیرعاشقان در درک و تجربهی عشق اشاره میکند. او عاشق را به ترک هر آنچه غیر عشق است، از جمله همنشینی با غیرعاشقان، فرا میخواند و در نهایت، با نوید آمدن شمس تبریزی، به لزوم آمادهسازی درون (خراب کردن خانهی نفس) برای پذیرش او اشاره میکند.
مولانا غزل را با بیان عدم سازگاریها آغاز میکند:
من بسازم ولیک کی شاید زاغ با طوطیان شکر خاید
«من میتوانم (از روی ظاهر) بسازم (همراهی کنم)، ولی چگونه ممکن است (شاید)،» «که زاغ (پرندهی سیاه، نماد انسان تیره دل و اهل دنیا) با طوطیان (نماد انسانهای روشندل و اهل عشق) شکر بخورد (و از شیرینی معنوی بهرهمند شود)؟» این بیت، بیانگر تفاوت ماهوی میان افراد باطنگرا و ظاهرگرا و عدم امکان درک مشترک از لذتهای معنوی.
هر یکی را ولایتست جدا کژ با راست راست کی آید
«هر یک (زاغ و طوطی، اهل دنیا و اهل دین) را قلمرو و سرزمین (ولایت) جداگانهای است،» «(و) کژ (باطل و انحراف) چگونه میتواند با راست (حق و حقیقت) سازگار شود؟» این بیت، تأکید بر جدایی راه حق و باطل و عدم امکان جمع شدن آنها.
گرچه طوطی خود از شکر زندست زاغ را می چمین خر باید
«اگرچه طوطی (عاشق) خود از (خوردن) شکر (حقایق معنوی) زنده و سرمست است،» «(اما) زاغ (انسان مادی) را می چمین (آشغالها، چیزهای بیارزش) و (غذای) خر باید (و از همانها لذت میبرد).» این بیت، تأکید بر تفاوت خوراک معنوی اهل دل و اهل ظاهر و عدم فهم هر یک از لذت دیگری.
مولانا به ذات شگفتانگیز عشق اشاره میکند:
عشق در خویش بین کجا گنجد ماده گرگ شیر نر زاید
«(اگر این عشق در توست) در خویش بنگر (ببین) کجا (عقل و منطق) میگنجد؟ (یعنی عشق فراتر از درک منطقی است)،» «(آیا ممکن است) مادهگرگ، شیر نر بزاید؟ (این غیرممکن است، همانطور که عشق از جنس منطق نیست).» این بیت، بیانگر غیر منطقی بودن و پارادوکسیکال بودن عشق که از قواعد متعارف پیروی نمیکند. (ممکن است در این بیت، مادهگرگ کنایه از نفس یا عقل باشد که نمیتواند فرزندی چون عشق (شیر نر) بیاورد.)
مولانا به لزوم دوری از غیرعاشقان و تأثیر عشق بر سالک اشاره میکند:
بگریز از کسی که عاشق نیست زان ز گرگین تو را گر افزاید
«از کسی که عاشق نیست، بگریز (دوری کن)،» «زیرا از همنشینی با چنین گرگصفتی (گرگین) پلیدی و شرارت (گر) تو را افزوده میشود.» این بیت، دعوت به دوری از معاشرت با نااهلان و غیرعاشقان برای حفظ پاکی روحی.
ور شوی کوفته بههاون عشق دانک او سرمه ایت میساید
«و اگر (خود را) در هاون عشق کوبیده (دچار سختیها و رنجهای عشق) شوی،» «بدان که او (عشق) دارد تو را به سرمه (چیزی ارزشمند و بیناییبخش) میساید (تبدیل میکند).» این بیت، تأکید بر خاصیت پالایشگر و بصیرتبخش رنجهای عشق، که انسان را به کمال میرساند.
مولانا غزل را با اشاره به شمس تبریزی و لزوم آمادهسازی برای او به پایان میبرد:
رو بکن تو خراب خانه از آنک شمس تبریز مست میآید
«برو و خانهی (وجود) خود را خراب کن (تعلقات نفسانی را از بین ببر)، زیرا» «شمس تبریزی مست (از بادهی عشق و حضور الهی) میآید (و نیازمند فضایی خالی و آماده است).» این بیت، دعوت به تهذیب نفس و از بین بردن خودی و تعلقات، برای استقبال از حضور پربرکت شمس تبریزی.
غزل ۹۹۰ مولانا، بیانی صریح از تضاد میان عالم عشق و عالم مادیات، و دعوت به سلوکی خالصانه در مسیر عشق است. مولانا در آغاز، با تمثیل “زاغ” و “طوطی” و عدم امکان “شکر خاییدن” زاغ، به تفاوت جوهری میان اهل دنیا و اهل عشق اشاره میکند و تأکید دارد که “هر یکی را ولایتست جدا” و “کژ با راست راست کی آید”. او بار دیگر خوراک “طوطی” (شکر) را با خوراک “زاغ” (می چمین و خر) مقایسه میکند تا تفاوت لذتهای این دو گروه را نمایان سازد.
مولانا سپس به ذات شگفتانگیز و ورای منطق عشق اشاره میکند با طرح سوالی که “عشق در خویش بین کجا گنجد” و تشبیه “ماده گرگ” که “شیر نر زاید” برای نشان دادن غیرمنطقی بودن عشق. او به سالک توصیه میکند که “بگریز از کسی که عاشق نیست”، چرا که همنشینی با چنین افرادی موجب افزایش “گر” (پلیدی) میشود. مولانا رنجهای مسیر عشق را فرصتی برای پالایش میداند و میفرماید “ور شوی کوفته بههاون عشق، دانک او سرمه ایت میساید”، که یعنی این سختیها موجب بصیرت و ارزش یافتن میشوند. در نهایت، مولانا با یک فرمان قاطع و پرشور، به مخاطب توصیه میکند: “رو بکن تو خراب خانه از آنک شمس تبریز مست میآید”. این بیت، اوج غزل و تأکیدی بر لزوم تهذیب نفس و رهایی از تمامی تعلقات و خودیهاست، تا فضای وجودی سالک برای حضور پربرکت و مستکنندهی شمس تبریزی (مظهر عشق الهی) آماده گردد. این غزل پیامی از تصفیه باطن، رهایی از دنیا، و آمادگی کامل برای پذیرش عشق الهی از طریق پیر کامل را در خود جای داده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر