مطالب پیشنهادی![]()
شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد
وان سیمبرم آمد وان کان زرم آمد
مستی سرم آمد نور نظرم آمد
چیز دگر ار خواهی چیز دگرم آمد
آن راه زنم آمد توبه شکنم آمد
وان یوسف سیمین بر ناگه به برم آمد
امروز به از دینه ای مونس دیرینه
دی مست بدان بودم کز وی خبرم آمد
آن کس که همیجستم دی من به چراغ او را
امروز چو تنگ گل بر ره گذرم آمد
دو دست کمر کرد او بگرفت مرا در بر
زان تاج نکورویان نادر کمرم آمد
آن باغ و بهارش بین وان خمر و خمارش بین
وان هضم و گوارش بین چون گلشکرم آمد
از مرگ چرا ترسم کو آب حیات آمد
وز طعنه چرا ترسم چون او سپرم آمد
امروز سلیمانم کانگشتریم دادی
وان تاج ملوکانه بر فرق سرم آمد
از حد چو بشد دردم در عشق سفر کردم
یا رب چه سعادتها که زین سفرم آمد
وقتست که می نوشم تا برق زند هوشم
وقتست که برپرم چون بال و پرم آمد
وقتست که درتابم چون صبح در این عالم
وقتست که برغرم چون شیر نرم آمد
بیتی دو بماند اما بردند مرا جانا
جایی که جهان آن جا بس مختصرم آمد
غزل ۶۳۳ مولانا، غزلی پرشور و غنی از استعارات و تعابیر عرفانی است که به لحظهی وصال معشوق الهی و تأثیرات شگرف آن بر عاشق میپردازد. مولانا در این غزل، بر رهایی از غم و ترس، کسب قدرت و سلطنت معنوی، و آمادگی برای پرواز در عالم معنی تأکید میکند. این غزل، سراسر شادی، مستی و فخر از وصول یار است.
مولانا غزل را با بیان آمدن معشوق و تجلی او آغاز میکند:
شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد وان سیمبرم آمد وان کان زرم آمد
“(معشوقم که) خورشید و ماهم (مایهی روشنایی من) است، آمد. گوش و چشمم (ابزار ادراک من) آمد.” “و آن یار زیبارویم (سیمبرم) آمد. و آن معدن زر و گنجم (منشأ همهی گنجینههای وجودم) آمد.” این بیت به حضور کامل و جامع معشوق در تمام ابعاد وجود عاشق، هم در ظاهر و هم در باطن، اشاره دارد.
مستی سرم آمد نور نظرم آمد چیز دگر ار خواهی چیز دگرم آمد
“مستی به سرم آمد (غرق در مستی عشق شدم). نور دیدهام (بینایی باطنیام) آمد.” “اگر چیز دیگری میخواهی، چیز دیگری (فیض و لطفی تازه) نیز برایم آمد.” این بیت به مستی بیحد و حصر حاصل از وصال و گشایش پیوسته فیوضات جدید از جانب معشوق اشاره دارد.
آن راه زنم آمد توبه شکنم آمد وان یوسف سیمین بر ناگه به برم آمد
“(معشوقم که) راهزن (ربایندهی دل) من است، آمد. (او که) شکنندهی توبههای من است، آمد.” “و آن یوسف زیباروی (معشوق)، ناگهان به آغوشم آمد.” این بیت به ناگهانی بودن و قدرت تسخیرکنندهی عشق معشوق که تمام تصمیمات پیشین (توبهها) را از بین میبرد و عاشق را در بر میگیرد، اشاره دارد.
مولانا به تحول درونی و رشد معنوی در پرتو وصال اشاره میکند:
امروز به از دینه ای مونس دیرینه دی مست بدان بودم کز وی خبرم آمد
“ای مونس دیرینه (دل یا یار دیرین)، امروز (در پرتو وصال) بهتر از دیروز است.” “دیروز مست آن بودم که خبری از او (معشوق) به من رسید (هنوز وصال حاصل نشده بود).” این بیت به اوج گرفتن شور و مستی عاشق پس از وصال کامل، که از صرف خبر گرفتن از معشوق نیز فراتر رفته است، اشاره دارد.
آن کس که همیجستم دی من به چراغ او را امروز چو تنگ گل بر ره گذرم آمد
“آن کسی (معشوق) را که دیروز با چراغ (یعنی با تلاش و جستجوی زیاد) در پی او میگشتم،” “امروز مانند سبد گل (تنگ گل) بر سر راهم آمد (بیتلاش و به راحتی یافت شد).” این بیت به پایان یافتن جستجوهای عاشقانه و آسان شدن وصال پس از دوران طلب و انتظار اشاره دارد.
دو دست کمر کرد او بگرفت مرا در بر زان تاج نکورویان نادر کمرم آمد
“او (معشوق) دو دست خود را چون کمربند (به نشانهی در آغوش گرفتن) کرد و مرا در بر گرفت.” “از (عنایت) آن پادشاه زیبارویان (معشوق)، کمربند (نشانهی قدرت و عظمت) نادر و بینظیری به من رسید (او مرا مورد لطف خاص قرار داد).” این بیت به در آغوش کشیده شدن عاشق توسط معشوق و عطا شدن مقام و قدرتی بینظیر به او اشاره دارد.
مولانا به شیرینی وصال و رهایی از ترس اشاره میکند:
آن باغ و بهارش بین وان خمر و خمارش بین وان هضم و گوارش بین چون گلشکرم آمد
“آن باغ و بهار (فضای پرنشاط و دلنشین) او را ببین! و آن شراب (عشق) و مستی پس از آن (خمارش) را ببین!” “و آن هضم (گوارایی) و گوارش (لذت) آن را ببین! گویی گلشکرم (شیرینی مطبوع) به دستم آمد.” این بیت به لذت بیحد و حصر وصال و شیرینی گوارای فیض الهی که مانند بهترین خوراکیها، روح را سیراب میکند، اشاره دارد.
از مرگ چرا ترسم کو آب حیات آمد وز طعنه چرا ترسم چون او سپرم آمد
“از مرگ چرا بترسم، در حالی که او (معشوق) خود آب حیات (جاودانگیبخش) است؟” “و از سرزنش (طعنه) چرا بترسم، وقتی او سپر و محافظ من است؟” این بیت به رهایی کامل عاشق از ترس مرگ (زیرا در پرتو عشق جاودان میشود) و از ترس سرزنش دیگران (زیرا معشوق محافظ اوست)، اشاره دارد.
مولانا به کسب سلطنت و سعادت ابدی اشاره میکند:
امروز سلیمانم کانگشتریم دادی وان تاج ملوکانه بر فرق سرم آمد
“امروز من سلیمانم (صاحب قدرت و فرمانروایی جهانی)، زیرا آن انگشتر (انگشتر سلیمان، نشانهی قدرت و سیطره) را به من دادی.” “و آن تاج پادشاهی (ملوکانه) بر فرق سرم آمد.” این بیت به عطا شدن مقام سلطنت معنوی و قدرت سیطره بر هستی به عاشق در پرتو لطف معشوق، اشاره دارد.
از حد چو بشد دردم در عشق سفر کردم یا رب چه سعادتها که زین سفرم آمد
“هنگامی که دردم (درد فراق و طلب) از حد گذشت، (ناچار) در عشق سفر کردم (وارد مسیر عشق شدم).” “یا رب! چه سعادتها و خوشبختیهایی که از این سفر (سفر درونی در مسیر عشق) به من رسید!” این بیت به پاداشهای بینظیر و سعادتهای ابدی که نتیجهی صبر بر درد و شروع سفر درونی در مسیر عشق است، اشاره دارد.
مولانا به مستی، پرواز و قدرت تجلی عاشق اشاره میکند:
وقتست که می نوشم تا برق زند هوشم وقتست که برپرم چون بال و پرم آمد
“وقت آن است که (شراب عشق) بنوشم تا هوشم را برق بزند (آن را مدهوش کند).” “وقت آن است که پرواز کنم، زیرا بال و پر (توان پرواز در عالم معنا) به من رسید.” این بیت به اوج مستی و بیخویشی در عشق و آمادگی کامل برای عروج و پرواز در عوالم بالاتر، اشاره دارد.
وقتست که درتابم چون صبح در این عالم وقتست که برغرم چون شیر نرم آمد
“وقت آن است که مانند صبح در این عالم بتابم (نورافشانی کنم).” “وقت آن است که مانند شیر غرش کنم (قدرت و هیبت نشان دهم)، زیرا (آن) شیر (معشوق) نرم و رام من آمد (یا او به نرمی با من برخورد).” این بیت به قدرت تجلی و نورافشانی عاشق در عالم پس از وصال، و همچنین هیبت و شجاعت او در پرتو نزدیکی با معشوق قدرتمند، اشاره دارد.
مولانا در پایان غزل، به مقام فنا و رهایی از محدودیتهای جهان اشاره میکند:
بیتی دو بماند اما بردند مرا جانا جایی که جهان آن جا بس مختصرم آمد
“یکی دو بیت دیگر باقی ماند (که بگویم)، اما ای جان، مرا (از این عالم) بردند” “به جایی که جهان (مادی) در آنجا بسیار کوچک و ناچیز (مختصر) به نظرم آمد (در برابر عظمت آن مقام).” این بیت به تجربهی اوج وصال و فنا در حق اشاره دارد که در آن عاشق از قید سخن گفتن رها میشود و به مقامی میرسد که تمام دنیا در برابر آن کوچک و بیاهمیت است. این یک عذر عارفانه برای ناتوانی در بیان تمامی اسرار حال خود است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر