تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 883 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 883 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 883 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۸۸۳ دیوان شمس مولانا

جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد
این دو که هر دو یکیست جز که همان یک مباد

فرد چرا شد عدد از سبب خوی بد
ز آتش بادی بزاد در سر ما رفت باد

گشت جدا موج‌ها گرچه بد اول یکی
از سبب باد بود آنک جدایی بزاد

جام دوی درشکن باده مده باد را
چون دو شود پادشاه شهر رود در فساد

روز فضیلت گرفت زانک یکی شمع داشت
هر طرفی شب ز عجز شمع و چراغی نهاد

گرچه ز رب العباد هر نفسی رحمتست
کی بود آن دم که رب ماند و فانی عباد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۸۸۳ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۸۸۳ مولانا، غزلی کوتاه اما پرمغز در بیان وحدت وجود و مذمت دوگانگی است. مولانا در این غزل، به اصل یگانگی ارواح و منشأ جدایی‌ها می‌پردازد و انسان را به شکستن جام دوگانگی و بازگشت به وحدت حقیقی فرامی‌خواند. او بر فضیلت وحدت و لطف همیشگی حق تأکید می‌کند.

وحدت جان‌ها و منشأ جدایی

مولانا غزل را با بیان وحدت ذاتی آغاز می‌کند:

جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد این دو که هر دو یکیست جز که همان یک مباد

«جان من و جان تو (در حقیقت) به واسطه‌ی اتحاد (ذاتی و ازلی) یکی بود،» «(آرزو می‌کنم که) این دو (که به ظاهر جدایند اما در واقع) هر دو یکی هستند، جز همان یک (وحدت) نباشند (و به دوگانگی باز نگردند).» این بیت، بیانگر اصل وحدت وجودی ارواح و آرزوی پایداری در این یگانگی و پرهیز از افتادن در دوگانگی.

فرد چرا شد عدد از سبب خوی بد ز آتش بادی بزاد در سر ما رفت باد

«عدد (و کثرت و جدایی) چرا به وجود آمد؟ از سبب خلق و خوی بد (نفسانی و خودبینی)،» «(که این خوی بد) از آتشی (شهوت) که با باد (هوا و هوس) پدید آمد، در سر ما (در وجود و افکار ما) پراکنده شد (و موجب جدایی گردید).» این بیت، نشان‌دهنده منشأ کثرت و جدایی؛ کثرت از خوی بد و هوای نفسانی انسان نشأت گرفته است.

گشت جدا موج‌ها گرچه بد اول یکی از سبب باد بود آنک جدایی بزاد

«موج‌ها (که نمودهای کثرت هستند) از یکدیگر جدا شدند، اگرچه در ابتدا یکی بودند (بخشی از یک دریا)،» «آن جدایی که به وجود آمد، از سبب باد (هوا و هوس، یا عوامل بیرونی که به وحدت ضربه می‌زنند) بود.» این بیت، تمثیلی از جدایی‌های ظاهری؛ موج‌ها که از دریا (وحدت) جدا شده‌اند، نشانه‌ی کثرت‌هایی هستند که از عوامل بیرونی (باد) پدید می‌آیند.

شکستن جام دوگانگی و فضیلت وحدت

مولانا به لزوم شکستن جام دوگانگی و فضیلت وحدت اشاره می‌کند:

جام دوی درشکن باده مده باد را چون دو شود پادشاه شهر رود در فساد

«جام دوگانگی (جام دوی) را بشکن و باده (عشق/فیض) را به باد (هوای نفس) نده (تا از بین نرود)،» «چون (در یک شهر) دو پادشاه (حاکم و رقیب) شوند، شهر به فساد و تباهی کشیده می‌شود.» این بیت، دعوتی به رهایی از دوگانگی و حفظ وحدت؛ همان‌طور که دو پادشاهی موجب فساد است، دوگانگی نیز موجب تباهی است.

روز فضیلت گرفت زانک یکی شمع داشت هر طرفی شب ز عجز شمع و چراغی نهاد

«روز (نماد وحدت و روشنایی) فضیلت و برتری یافت، زیرا (تمام روشنایی خود را از) یک شمع (خورشید/منبع یگانه) داشت،» «(اما) شب (نماد کثرت و تاریکی)، از روی عجز و ناتوانی (برای روشن کردن خود)، در هر سو شمع و چراغی (متعدد و پراکنده) قرار داد.» این بیت، تأکید بر برتری و فضیلت وحدت؛ منبع واحد روشنایی (روز) بر کثرت منابع (شب) برتری دارد.

رحمت دائمی حق

مولانا غزل را با تأکید بر رحمت همیشگی حق به پایان می‌رساند:

گرچه ز رب العباد هر نفسی رحمتست کی بود آن دم که رب ماند و فانی عباد

«اگرچه از سوی پروردگار بندگان (رب العباد)، هر لحظه (نفسی) رحمتی (به سوی مخلوقات) است،» «(اما) کی خواهد بود آن لحظه که (تنها) پروردگار باقی بماند و بندگان (در او) فانی شوند (و به وحدت مطلق برسند)؟» این بیت، بیانگر آرزوی فنای کامل در وحدت الهی؛ با وجود رحمت دائمی، اوج کمال در فنای عباد در رب است.

نکات مهم

  • وحدت ذاتی ارواح: جان‌ها از ابتدا متحد بوده‌اند و باید به همان وحدت بازگردند.
  • منشأ کثرت: دوگانگی و جدایی از خوی بد، هوای نفسانی و شهوات (آتش و باد) نشأت می‌گیرد.
  • جام دوگانگی: باید جام دوگانگی را شکست تا به وحدت رسید، زیرا دوگانگی موجب فساد است.
  • فضیلت وحدت: وحدت، بر کثرت و پراکندگی برتری دارد، مانند روز که از یک منبع نور می‌گیرد، بر شب که از چندین منبع ناچیز بهره می‌برد.
  • رحمت دائمی حق: خداوند همواره در حال بخشش رحمت به بندگان است.
  • آرزوی فنا در وحدت: اوج کمال و آرزوی عارف، رسیدن به نقطه‌ای است که تنها خداوند باقی بماند و بندگان در او فانی شوند (فنا فی‌الله).

نتیجه‌گیری

غزل ۸۸۳ مولانا، دعوتی است عمیق به درک و تجربه وحدت وجود و پرهیز از افتادن در دام دوگانگی. مولانا با بیانی ساده اما پرمغز، نشان می‌دهد که منشأ جدایی‌ها در نفسانیات و هوای نفسانی انسان است. او انسان را به شکستن “جام دوی” (دوگانگی) فرامی‌خواند و فضیلت وحدت را بر پراکندگی و کثرت برجسته می‌سازد. در نهایت، مولانا با اذعان به رحمت دائمی الهی، آرزوی فنای کامل در ذات حق را بیان می‌کند؛ نقطه‌ای که در آن، تنها خداوند باقی است و بندگان در او به وحدت مطلق می‌رسند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: