تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1192

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1192

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1192

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1192

برخیز و صبوح را برانگیز

جان بخش زمانه را و مستیز

آمیخته باش با حریفان

با آب شراب را میامیز

یاد تو شراب و یاد ما آب

ما چون سرخر تو همچو پالیز

ای غم اجلت در این قنینه‌ست

گر مردنت آرزوست مگریز

مرگ نفس است در تجلی

مرگ جعلست در عبربیز

مجلس چمنیست و گل شکفته

ای ساقی همچو سرو برخیز

این جام مشعشع آنگهی شرم

ساقی چو توی خطاست پرهیز

ما را چو رخ خوشت برافروز

غم را چو عدوی خود درآویز

هشتیم غزل که نوبت توست

مردانه درآ و چست و سرتیز

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1192 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، دعوتی پرشور و تمنایی آتشین از معشوق (خداوند، پیر کامل، یا تجلیات الهی) برای حضور، بخشش فیض، و آغاز بزم عشق است. مولانا بر اهمیت رهایی از غم‌ها و فنای نفس در پرتو تجلی معشوق تأکید می‌کند و خود را در انتظار این فیض بی‌کران نشان می‌دهد.

بخش اول: دعوت به بزم صبحگاهی عشق (ابیات 1 تا 3)

بیت 1: برخیز و صبوح را برانگیز / جان بخش زمانه را و مستیز

  • “برخیز (ای معشوق) و شراب صبحگاهی (صبوح، نماد فیض و تجلیات اولیه) را به حرکت درآور (مرا بیدار کن یا فیض صبحگاهی را آشکار کن).”
  • “به زمانه جان ببخش و از (لطف و عنایت) خود دست مکش (مستیزی: مستی کردن، یا ستیزیدن).” این بیت، دعوتی به آغاز فیض‌بخشی و حیات‌بخشی معشوق است که منجر به بیداری و جان گرفتن زمانه می‌شود.

بیت 2: آمیخته باش با حریفان / با آب شراب را میامیز

  • “با حریفان (عاشقان و اهل بزم) درآمیخته شو (با آنها همراه باش).”
  • “و شراب (ناب عشق) را با آب (تعلقات مادی یا ناخالصی‌ها) مخلوط مکن.” این بیت بر خلوص عشق و همراهی بی‌واسطه معشوق با عاشقان تأکید دارد و از او می‌خواهد که فیض خالص خود را بدون هیچ آلایشی ببخشد.

بیت 3: یاد تو شراب و یاد ما آب / ما چون سرخر تو همچو پالیز

  • “یاد تو (ای معشوق)، مانند شراب (مست‌کننده و جان‌بخش) است و یاد ما، مانند آب (ساده و بی‌اثر).”
  • “ما (ناقص و وابسته) چون سُرخَر (میوه خربزه نارس و خشک) هستیم و تو (پرطراوت و بخشنده) همچون پالیز (کشتزار خربزه).” این بیت به تفاوت عظیم میان معشوق و عاشق اشاره دارد: معشوق منبع حیات و مستی است، در حالی که عاشق بدون او خشک و بی‌اثر.

بخش دوم: مرگ نفس و تجلی حقیقت (ابیات 4 تا 5)

بیت 4: ای غم اجلت در این قنینه‌ست / گر مردنت آرزوست مگریز

  • “ای غم (غم دوری و فراق)، اجل (پایان عمر) تو در این شیشه (شراب عشق) است.”
  • “اگر آرزوی مردن داری (مرگ غم و رسیدن به شادی)، پس از آن (شربت عشق) فرار مکن.” این بیت به نابودی غم با نوشیدن شراب عشق اشاره دارد. مرگ غم، به معنای رسیدن به شادی و آرامش است که تنها با فنای در معشوق حاصل می‌شود.

بیت 5: مرگ نفس است در تجلی / مرگ جعلست در عبربیز

  • “مرگ نفس (خودبینی و منیت) در (پرتو) تجلی (نور معشوق) است.”
  • “مرگ جعل (بیهودگی و باطل) در (جوشش و ریزش) عبر (عبرت و حقیقت) است.

بخش سوم: مجلس عشق و دعوت ساقی (ابیات 6 تا 8)

بیت 6: مجلس چمنیست و گل شکفته / ای ساقی همچو سرو برخیز

  • “این مجلس (عشق) مانند چمنی است که گل‌ها در آن شکفته‌اند (آماده پذیرایی از فیض‌اند)،”
  • “ای ساقی (معشوق) که مانند سرو (بلند و راست‌قامت) هستی، برخیز (و باده بیاور).” این بیت به آمادگی مجلس و عاشقان برای دریافت فیض اشاره دارد و ساقی (معشوق) را با سرو (نماد زیبایی و بلندی) تشبیه می‌کند.

بیت 7: این جام مشعشع آنگهی شرم / ساقی چو توی خطاست پرهیز

  • “این جام درخشان (جام عشق و معرفت) در آن لحظه (از شکوه تو) شرمنده می‌شود،”
  • “وقتی که ساقی تو باشی، پرهیز کردن (از باده) خطا است.” این بیت به شکوه و عظمت ساقی (معشوق) اشاره دارد که حتی جام نیز در برابر او شرمنده است. از سوی دیگر، نوشیدن از جام معشوق را یک ضرورت می‌داند و پرهیز از آن را خطا می‌شمارد.

بیت 8: ما را چو رخ خوشت برافروز / غم را چو عدوی خود درآویز

  • “ما را همچون چهره زیبایت روشن کن و شعله‌ور ساز،”
  • “و غم (فراق و غفلت) را مانند دشمن خود آویزان کن (نابودی‌اش کن).” این بیت درخواستی برای تابش نور جمال معشوق بر عاشق و نابودی کامل غم‌ها توسط اوست.

بخش چهارم: اتمام سخن و دعوت نهایی (ابیات 9 تا 10)

بیت 9: هشتیم غزل که نوبت توست / مردانه درآ و چست و سرتیز

  • “ما (سخن و غزل) را کنار گذاشتیم که نوبت توست (نوبت حضور و سخن توست).”
  • “پس مردانه و با شتاب و تیزهوشی (چست و سرتیز) داخل شو (در مجلس حضور پیدا کن یا تجلی کن).” این بیت به نارسایی کلام اشاره دارد و بیان می‌کند که اکنون نوبت حضور بی‌واسطه‌ی معشوق است. “مردانه درآ” به معنای با قدرت و صلابت وارد شدن است.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۹۲ مولانا، دعوتی صریح و پر از اشتیاق به معشوق برای آغاز بزم عشق و فیض‌بخشی است. مولانا با خطاب “برخیز” و تأکید بر “صبوح” (شراب صبحگاهی)، خواستار بیداری و تجلی فیض در لحظه‌ی حال است. او بر خلوص عشق و آمیخته نشدن آن با ناخالصی‌های دنیوی تأکید می‌کند و خود را در برابر عظمت معشوق، مانند آبی بی‌اثر در مقابل شرابی جان‌بخش و چون سرخر در برابر پالیز پربار می‌بیند.

مولانا نابودی “غم” را با نوشیدن “شراب عشق” مرتبط می‌داند و به مرگ “نفس” در پرتو “تجلی” معشوق اشاره می‌کند، همچنین “مرگ جعل” را با جوشش “عبرت و حقیقت” تبیین می‌کند. او مجلس عشق را چون چمنی پرگل می‌داند و از ساقی (معشوق) می‌خواهد که با قامت سروآسا برخیزد و فیض‌بخشی کند، زیرا در حضور او، پرهیز از باده‌ی عشق خطا است. در نهایت، با درخواست افروختن عاشق به نور جمال خویش و نابودی غم‌ها، به نارسایی کلام اعتراف کرده و غزل را رها می‌کند تا نوبت حضور و تجلی بی‌واسطه‌ی معشوق فرا رسد. این غزل به خوبی عطش عاشق برای وصال، اهمیت خلوص در عشق، و نقش معشوق در فنای نفس را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: