مطالب پیشنهادی![]()
نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر
ولیک از هجر گشتم دم به دم سیر
همیبینم رضایت در غم ماست
چگونه گردد این بیدل ز غم سیر
چه خون آشام و مستسقیست این دل
که چشمم مینگردد ز اشک و نم سیر
اگر سیری از این عالم بیا که
نگردد هیچ کس زان عالمم سیر
چو دیدم اتفاق عاشقانت
شدستم از خلاف و لا و لم سیر
ولی دردم تو اسرافیل جانها
نیم از نفخ روح و زیر و بم سیر
چو بوی جام جان بر مغز من زد
شدم ای جان جان از جام جم سیر
چو بیشست آن جنون لحظه به لحظه
خسیس آن کو نگشت از بیش و کم سیر
چو دیدم کاس و طاس او شدستم
از این طشت نگون خم به خم سیر
خیال شمس تبریزی بیامد
ز عشق خال او گشتم ز غم سیر
غزل ۱۰۴۶ مولانا، بیانی عمیق از سیریناپذیری عاشق از معشوق و در عین حال، خستگی او از هجران و غم است. مولانا در این غزل، با زبانی پرشور و اعترافآمیز، تأکید میکند که هیچگاه از معشوق سیر نمیشود، اما هجران لحظه به لحظه او را خسته میکند. او دل خود را خونآشام غم میداند و از معشوق میخواهد که او را از این غم رهایی بخشد. غزل به تأثیر نفخ روحبخش معشوق، بیارزشی دنیا در برابر جام جان، و در نهایت به رهایی از غم با خیال شمس تبریزی اشاره دارد.
مولانا غزل را با بیان تناقضی در عشق آغاز میکند:
نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر ولیک از هجر گشتم دم به دم سیر
«ای معشوق (صنم)! من هرگز از تو سیر (خسته/دلزده) نشدم،» «اما از هجران و دوری، لحظه به لحظه (دم به دم) سیر (خسته) شدم.» این بیت، نشاندهندهی عشق بیحد و مرز عاشق به معشوق است که از او خسته نمیشود، اما هجران او را فرسوده میکند.
مولانا به بیقراری دل از غم اشاره میکند:
همیبینم رضایت در غم ماست چگونه گردد این بیدل ز غم سیر
«(تو ای معشوق)! میبینم که رضایت (خشنودی) تو در غم ماست (که ما در غم باشیم)،» «(حال) چگونه این دل بیقرار و بیتاب (بیدل) از غم سیر شود؟» این بیت، بیانگر درک عاشق از این حقیقت است که گاهی معشوق، غم را برای تربیت عاشق لازم میداند. از این رو، دل عاشق از غم سیر نمیشود.
مولانا به عمق درد و عطش دل اشاره میکند:
چه خون آشام و مستسقیست این دل که چشمم مینگردد ز اشک و نم سیر
«این دل چه خونآشام و تشنهای (مستسقی) است،» «که چشمم از اشک و رطوبت (نم) سیر نمیشود (و همچنان میبارد).» این بیت، تصویری از عطش سیریناپذیر دل برای رنج عشق و غم است که باعث میشود چشم نیز بیوقفه اشک بریزد.
مولانا به بیاعتنایی به دنیا اشاره میکند:
اگر سیری از این عالم بیا که نگردد هیچ کس زان عالمم سیر
«اگر از این عالم (دنیای مادی) سیر شدهای، بیا،» «که هیچ کس از آن عالم من (عالم عشق/معرفت الهی) سیر نمیشود.» این بیت، دعوتی است به رهایی از دنیا و ورود به عالم عشق الهی که هیچکس از آن خسته و دلزده نمیشود.
مولانا به همرنگی با جماعت عشاق اشاره میکند:
چو دیدم اتفاق عاشقانت شدستم از خلاف و لا و لم سیر
«هنگامی که هماهنگی و همبستگی (اتفاق) عاشقان تو را دیدم،» «از مخالفت (خلاف) و (گفتن) “نه” و “چرا” (لا و لم) سیر شدم (و دست برداشتم).» این بیت، بیانگر تأثیر پذیرفتن از اجتماع عاشقان است. با دیدن یکدلی آنها، عاشق از چون و چرا کردن و مخالفت دست میکشد.
مولانا به قدرت روحبخش معشوق اشاره میکند:
ولی دردم تو اسرافیل جانها نیم از نفخ روح و زیر و بم سیر
«اما (تو ای معشوق) ای اسرافیل جانها (که روح در مردگان میدمی)، دردم (این است که)،» «من از نفخهی روحبخش و زیر و بم (آهنگ/تاثیر) تو سیر نمیشوم.» این بیت، معشوق را به اسرافیل (فرشتهای که با صور خود، مردگان را زنده میکند) تشبیه میکند و بیانگر عطش سیریناپذیر عاشق برای نفخهی روحبخش و تأثیر کلام و وجود معشوق است.
مولانا به بیارزشی دنیا در برابر معرفت اشاره میکند:
چو بوی جام جان بر مغز من زد شدم ای جان جان از جام جم سیر
«هنگامی که بوی جام جان (شراب معرفت الهی) به مغز من رسید،» «ای جان جان (معشوق)! من از جام جم (نماد سلطنت و قدرت دنیوی/جام جهانبین) سیر شدم.» این بیت، نشاندهندهی این است که با درک معرفت الهی، تمامی ارزشهای دنیوی و قدرتهای مادی (جام جم) بیارزش میشوند.
مولانا به بینظمی در عشق و بیارزشی دنیادوستی اشاره میکند:
چو بیشست آن جنون لحظه به لحظه خسیس آن کو نگشت از بیش و کم سیر
«هنگامی که آن جنون (عشق) لحظه به لحظه (بیشتر) شد،» «خسیس (پست) آن کسی است که از (داشتن) کم و زیاد (مادیات) سیر نشد (همیشه قانع نبود و بیشتر خواست).» این بیت، بیانگر این است که در اوج جنون عشق، انسان به مادیات بیتوجه میشود. کسی که هنوز هم از کم و زیاد دنیا سیر نشده، در نگاه عاشق، خسیس و پست است.
مولانا به بیارزشی دنیا در برابر معشوق اشاره میکند:
چو دیدم کاس و طاس او شدستم از این طشت نگون خم به خم سیر
«هنگامی که کاسه و ظرف (کاس و طاس) (فیض) او (معشوق) را دیدم،» «از این طشت واژگون (طشت نگون: کنایه از دنیا/خمخانههای دنیا) و از (نوشیدن) پیوسته (خم به خم) سیر شدم.» این بیت، نشاندهندهی بیمیلی به لذتهای دنیوی (طشت نگون و خم) در برابر لذتهای معنوی است.
مولانا غزل را با اشاره به پیر خود پایان میدهد:
خیال شمس تبریزی بیامد ز عشق خال او گشتم ز غم سیر
«خیال شمس تبریزی (پیر و مرادم) آمد،» «و از عشق خال او (جذبهی او)، من از غم سیر شدم (و غمم از بین رفت).» این بیت، بیانگر تأثیر تسکیندهنده و رهاییبخش شمس تبریزی بر مولانا است. حتی خیال او نیز میتواند غم را از دل مولانا بزداید.
غزل ۱۰۴۶ مولانا، آینهای تمامنما از تناقض شیرین عشق و رنج هجران است. مولانا با “نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر / ولیک از هجر گشتم دم به دم سیر”، بهزیبایی عشق بیحد خود به معشوق را در تضاد با فرسودگی از هجران قرار میدهد. او “رضایت” معشوق را در “غم” خود میبیند و دل خود را “خونآشام و مستسقی” غم میداند که “چشمم مینگردد ز اشک و نم سیر”.
مولانا “از این عالم” (دنیای مادی) سیر شده و به “عالم” معشوق (عالم عشق و معرفت) دعوت میکند که “هیچ کس زان عالمم سیر” نگردد. او با دیدن “اتفاق عاشقان” از “خلاف و لا و لم” سیر میشود و معشوق را “اسرافیل جانها” میخواند که هرگز از “نفخ روح و زیر و بم” او سیر نمیشود.
مولانا با آمدن “بوی جام جان” بر “مغز”ش، “از جام جم” (قدرت دنیوی) سیر میشود و “جنون لحظه به لحظه” عشق را دلیلی بر “خسیس” بودن کسی میداند که “نگشت از بیش و کم سیر”. او با دیدن “کاس و طاس” (فیض) معشوق، “از این طشت نگون” (دنیا) و “خم به خم” (لذات دنیوی) سیر میگردد. در نهایت، غزل با نقش رهاییبخش “خیال شمس تبریزی” به پایان میرسد که با “عشق خال او”، مولانا “از غم سیر” میشود. این غزل پیامی عمیق از سیریناپذیری عاشق از معشوق، بیارزشی دنیا در برابر معرفت الهی، و نقش بیبدیل پیر و مراد (شمس) در تسکین آلام عاشق را در خود جای داده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر