تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1106

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1106

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1106

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1106

راز را اندر میان نه وامگیر

بنده را هر لحظه از بالا مگیر

تو نکو دانی که هر چیز از کجاست

گر خطاها رفت آن از ما مگیر

روستایی گر بوم آن توام

روستایی خویش را رستا مگیر

چون مرا در عشق‌ست ا کرده‌ای

خود مرا شاگرد گیر ستا مگیر

تو مرا از ذوق می‌گیری گلو

تا بنالم گویمت آن جا مگیر

سوی بحرم کش که خاشاک توام

تو مرا خود لایق دریا مگیر

از الست آمد صلاح الدین تمام

تو ورا ز امروز و از فردا مگیر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1106 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، با زبانی پر از تضرع و انابه، خطاب به معشوق الهی (یا پیر کامل، شمس تبریزی) است. مولانا در این غزل، خود را بنده‌ای ناتوان و نیازمند می‌داند که از معشوق می‌خواهد او را در این راه تنها نگذارد و از خطاهایش درگذرد. این غزل سرشار از تواضع و التماس عاشق به معشوق است.

بیت اول

  • “راز را اندر میان نه وامگیر / بنده را هر لحظه از بالا مگیر”:
    • “راز را (اسرار عشق و معرفت را) در میان (دل) من بنه و آن را باز پس مگیر (وامگیر).” یعنی این اسرار را از من دریغ نکن.
    • “و بنده (این عاشق) را هر لحظه از بالا (از فیض و عنایت خود، یا با سخت‌گیری و منع) مگیر (دریغ مکن).” این بیت التماس عاشق برای ادامه فیض و حضور معشوق است.

بیت دوم

  • “تو نکو دانی که هر چیز از کجاست / گر خطاها رفت آن از ما مگیر”:
    • “تو (معشوق/خداوند) به خوبی می‌دانی که هر چیزی (هر حال و صفتی) از کجا سرچشمه می‌گیرد.”
    • “اگر خطاهایی از ما سر زد، آن را به حساب ما مگیر” (چرا که تو منشأ همه چیز هستی و ما تابعی از اراده‌ی توایم). این بیت به توحید افعالی و بخشش‌خواهی از معشوق اشاره دارد.

بیت سوم

  • “روستایی گر بوم آن توام / روستایی خویش را رستا مگیر”:
    • “اگر من (در عالم عشق) روستایی هستم (ساده‌لوح و ناآگاه)، اما متعلق به توام.”
    • “روستایی خودت را “رستا” (بی‌فایده و دورافتاده) مپندار.” این بیت به تواضع عاشق در برابر عظمت معشوق و در عین حال، بیان تعلق خاطر او اشاره دارد.

بیت چهارم

  • “چون مرا در عشق‌ست ا کرده‌ای / خود مرا شاگرد گیر ستا مگیر”:
    • “چون مرا در عشق خود استاد کرده‌ای (یعنی مرا وارد و آشنای عشق کرده‌ای).” (یا: چون مرا در عشق استاد ساخته‌ای).
    • “پس مرا شاگرد خود بپذیر و (شاگرد خود را) “ستا” (سرکش و گردنکش) مگیر.” این بیت به طلب شاگردی در محضر معشوق و رهایی از سرکشی‌های نفسانی اشاره دارد.

بیت پنجم

  • “تو مرا از ذوق می‌گیری گلو / تا بنالم گویمت آن جا مگیر”:
    • “تو (معشوق) از شدت ذوق و عشق، گلوی مرا می‌گیری (گلویم را می‌فشاری).”
    • “تا من (از شدت این حال) بنالم و به تو بگویم: (این ذوق و حال خوش را) از آنجا (از گلویم) مگیر.” این بیت به تأثیرات شدید و گاه دردناک اما شیرین عشق اشاره دارد که عاشق از رهایی از آن ناله می‌کند.

بیت ششم

  • “سوی بحرم کش که خاشاک توام / تو مرا خود لایق دریا مگیر”:
    • “مرا به سوی دریای خود (دریای معرفت و قرب خود) بکش، چرا که من “خاشاک” (قطعه‌ای ناچیز و بی‌ارزش) توام.”
    • “تو خودت مرا لایق این دریا (شایسته وصال) مگیر.” (یعنی من را به دلیل ناچیزی‌ام از خود دور مکن، بلکه به رحمت خود مرا جذب کن). این بیت به نهایت تواضع و فروتنی عاشق اشاره دارد.

بیت هفتم

  • “از الست آمد صلاح الدین تمام / تو ورا ز امروز و از فردا مگیر”:
    • “صلاح‌الدین (اشاره به صلاح‌الدین زرکوب، از یاران و مریدان بزرگ مولانا) از “الست” (روزی که خداوند از ارواح پیمان گرفت: “أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ؟”) کامل و تمام آمد.” (یعنی وجود او از ابتدا پاک و کامل بوده است).
    • “تو او را از (محدودیت‌های) امروز و فردا (زمان و مکان) مگیر” (او را در قید زمان و مکان مپندار، او وجودی متعالی و ابدی دارد). این بیت ستایش مولانا از شخصیت صلاح‌الدین زرکوب است که او را وجودی ورای زمان و مکان می‌داند.

غزل ۱۱۰۶ مولانا، غزلی پر از نیاز و التماس عاشق به معشوق است. مولانا خود را بنده‌ای ناتوان و پرخطا می‌داند که از معشوق می‌خواهد اسرار عشق را از او دریغ نکند، از گناهانش درگذرد، او را در بندگی خود بپذیرد و از فیض خود محروم نسازد. در نهایت، با تمثیل خاشاک و دریا، به اوج فروتنی خود اشاره می‌کند و در بیت پایانی، صلاح‌الدین زرکوب را وجودی متعالی و ورای زمان و مکان معرفی می‌کند که از عالم الست آمده است. این غزل نشان‌دهنده‌ی ارتباط عمیق و نیاز باطنی عاشق به معشوق است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: