تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 830 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 830 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 830 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۸۳۰ دیوان شمس مولانا

صاف جان‌ها سوی گردون می‌رود
درد جان‌ها سوی هامون می‌رود

چشم دل بگشا و در جان‌ها نگر
چون بیامد چون شد و چون می‌رود

جامه برکش چونک در راهی روی
چون همه ره خاک با خون می‌رود

لاله خون آلود می‌روید ز خاک
گرچه با دامان گلگون می‌رود

جان چو شد در زیر خاکم جا کنید
خاک در خانه چو خاتون می‌رود

جان عرشی سوی عیسی می‌رود
جان فرعونی به قارون می‌رود

سوی آن دل جان من پر می‌زند
کو لطیف و شاد و موزون می‌رود

زانک آن جان دون حق چیزی نخواست
وین دگر جان سوی مادون می‌رود

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۸۳۰ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۸۳۰ مولانا، غزلی عمیق و تأمل‌برانگیز است که به سیر و سرنوشت جان‌ها پس از مرگ می‌پردازد. مولانا در این غزل، دو نوع جان (جان‌های پاک و جان‌های آلوده به درد) را از یکدیگر متمایز می‌کند و نشان می‌دهد که هر یک به سوی جایگاه متناسب با خود رهسپار می‌شوند. او بر اهمیت بصیرت باطنی و رهایی از تعلقات دنیوی تأکید دارد و در نهایت، به جذب جان به سوی آنچه با آن سنخیت دارد اشاره می‌کند.

سیر جان‌ها پس از مرگ

مولانا غزل را با بیان سرنوشت متفاوت جان‌ها آغاز می‌کند:

صاف جان‌ها سوی گردون می‌رود درد جان‌ها سوی هامون می‌رود

«جان‌های پاک و خالص (صاف جان‌ها) به سوی آسمان (گردون، کنایه از عالم علوی و معنوی) می‌روند،» «(اما) جان‌های آلوده به درد و تعلقات (درد جان‌ها) به سوی دشت و بیابان (هامون، کنایه از عالم سفلی و مادی) می‌روند.» این بیت، بیانگر تمایز میان جان‌های پاک و ناپاک و حرکت هر یک به سوی جایگاه متناسب با خود پس از مرگ.

چشم دل بگشا و در جان‌ها نگر چون بیامد چون شد و چون می‌رود

«چشم دل (بصیرت باطنی) خود را بگشا و به جان‌ها نگاه کن،» «(تا ببینی) چگونه آمدند (به دنیا)، چگونه شدند (در طول زندگی)، و چگونه می‌روند (پس از مرگ).» این بیت، دعوت به بصیرت باطنی برای درک حقیقت سیر و سرنوشت جان‌ها.

رهایی از تعلقات دنیوی

مولانا به لزوم رهایی از تعلقات مادی اشاره می‌کند:

جامه برکش چونک در راهی روی چون همه ره خاک با خون می‌رود

«هنگامی که در راه (سلوک معنوی یا سفر آخرت) می‌روی، جامه‌ی (تعلقات دنیوی) خود را برکش (از خود دور کن)،» «زیرا تمام این راه (دنیا) با خاک (مادیات) و خون (رنج و فنا) آمیخته است.» این بیت، توصیه به ترک تعلقات مادی و دنیوی، زیرا این راه پر از آلودگی و رنج است.

لاله خون آلود می‌روید ز خاک گرچه با دامان گلگون می‌رود

«لاله (زیبا) از خاک (عالم ماده) خون‌آلود (با رنگ سرخ) می‌روید،» «اگرچه با دامانی گلگون (زیبا و فریبنده) می‌رود (اما اصل آن از خاک و خون است).» این بیت، بیانگر این حقیقت که حتی زیبایی‌های دنیوی نیز از خاک و خون (فنا و رنج) سرچشمه می‌گیرند و ناپایدارند.

فنای جسم و بقای جان

مولانا به فنای جسم و بقای جان و جایگاه آن پس از مرگ اشاره می‌کند:

جان چو شد در زیر خاکم جا کنید خاک در خانه چو خاتون می‌رود

«هنگامی که جان (از جسم جدا شد و) من در زیر خاک قرار گرفتم، مرا دفن کنید،» «(زیرا) خاک (مرگ) در خانه (جسم) مانند بانویی (خاتون) وارد می‌شود (و بر آن مسلط می‌گردد).» این بیت، بیانگر تسلط مرگ بر جسم و فنای آن، و آمادگی برای دفن.

جان عرشی سوی عیسی می‌رود جان فرعونی به قارون می‌رود

«جان (پاک و) آسمانی (عرشی) به سوی (مقام) عیسی (نماد پاکی و روحانیت) می‌رود،» «(اما) جان (مادی و) فرعونی (نماد کبر و خودخواهی) به سوی (مقام) قارون (نماد ثروت‌اندوزی و مادی‌گرایی) می‌رود.» این بیت، تمایز میان جان‌های روحانی و مادی و جذب هر یک به سوی سنخیت خود در آخرت، با اشاره به شخصیت‌های قرآنی.

جذب جان به سنخیت خود

مولانا به کشش جان به سوی آنچه با آن سنخیت دارد، اشاره می‌کند:

سوی آن دل جان من پر می‌زند کو لطیف و شاد و موزون می‌رود

«جان من به سوی آن دلی (جان و وجودی) پرواز می‌کند،» «که لطیف و شاد و موزون (هماهنگ با عالم معنا) حرکت می‌کند.» این بیت، بیانگر کشش جان مولانا به سوی جان‌های پاک و هماهنگ با عالم معنا.

زانک آن جان دون حق چیزی نخواست وین دگر جان سوی مادون می‌رود

«زیرا آن جان (لطیف و شاد) جز حق (خداوند) چیزی نخواست،» «و این جان دیگر (جان فرعونی) به سوی پست‌ترین چیزها (مادون، یعنی مادیات) می‌رود.» این بیت، بیانگر دلیل این تمایز در سیر جان‌ها: جان‌های پاک جز حق نمی‌خواهند، اما جان‌های مادی به سوی دنیا و مادون کشیده می‌شوند.

نکات مهم

  • سیر متفاوت جان‌ها: جان‌های پاک به عالم علوی و جان‌های آلوده به عالم سفلی می‌روند.
  • اهمیت بصیرت باطنی: برای درک حقیقت سیر جان‌ها، باید چشم دل را گشود.
  • رهایی از تعلقات دنیوی: باید از وابستگی به مادیات و لذات دنیوی رها شد.
  • فنای جسم و بقای جان: جسم فانی است، اما جان باقی می‌ماند و به جایگاه متناسب با خود می‌رود.
  • جذب به سنخیت: جان‌های روحانی به سوی معنویت و جان‌های مادی به سوی مادیات کشیده می‌شوند.
  • انتخاب هدف: هدف جان (حق یا مادون) سرنوشت آن را تعیین می‌کند.

نتیجه‌گیری

غزل ۸۳۰ مولانا، با بیانی شیوا و تمثیلی، به حقیقت مرگ و سرنوشت جان‌ها پس از آن می‌پردازد. مولانا تأکید می‌کند که کیفیت و پاکی جان در طول زندگی، مسیر آن را پس از مرگ تعیین می‌کند. او با دعوت به بصیرت باطنی و رهایی از تعلقات دنیوی، انسان را به انتخاب مسیر روحانی و طلب حق تشویق می‌کند تا جانش به سوی عالم علوی پرواز کند و از آلودگی‌های مادی رها شود. این غزل یادآوری مهمی است برای توجه به باطن و آماده‌سازی روح برای سفر ابدی.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: