تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1090

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1090

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1090

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1090

صنما این چه گمانست فرودست حقیر

تا بدین حد مکن و جان مرا خوار مگیر

کوه را که کند اندر نظر مرد قضا

کاه را کوه کند ذاک علی الله یسیر

خنک آن چشم که گوهر ز خسی بشناسد

خنک آن قافله‌ای که بودش دوست خفیر

حاکمی هر چه تو نامم بنهی خشنودم

جان پاک تو که جان از تو شکورست و شکیر

ماه را گر تو حبش نام نهی سجده کند

سرو را چنبر خوانی نکند هیچ نفیر

زانک دشنام تو بهتر ز ثناهای جهان

ز کجا بانگ سگان و ز کجا شیر زئیر

ای که بطال تو بهتر ز همه مشتغلان

جز تو جمله همه لا است از آنیم فقیر

تاج زرین بده و سیلی آن یار بخر

ور کسی نشنود این را انما انت نذیر

بر قفای تو چو باشد اثر سیلی دوست

بوسه‌ها یابد رویت ز نگاران ضمیر

مرد دنیا عدمی را حشمی پندارد

عمر در کار عدم کی کند ای دوست بصیر

رفت مردی به طبیبی به کله درد شکم

گفت او را تو چه خوردی که برسته است زحیر

بیشتر رنج که آید همه از فعل گلوست

گفت من سوخته نان خورده ام از پست فطیر

گفت سنقر برو آن کحل عزیزی به من آر

گفت درد شکم و کحل خه ای شیخ کبیر

گفت تا چشم تو مر سوخته را بشناسد

تا ننوشی تو دگر سوخته ای نیم ضریر

نیست را هست گمان برده‌ای از ظلمت چشم

چشمت از خاک در شاه شود خوب و منیر

هله ای شارح دل‌ها تو بگو شرح غزل

من اگر شرح کنم نیز برنجد دل میر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1090 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، با لحنی اعتراضی و در عین حال عاشقانه، به بی‌اهمیتی و حقیر شمردن خود در برابر معشوق (خداوند یا پیر کامل) می‌پردازد. مولانا بر قدرت مطلق معشوق، ارزش دشنام او بر ثنای دیگران، و برتری نیستی در راه او بر هستی دنیوی تأکید می‌کند. در بخش پایانی غزل، با تمثیلی حکایت‌گونه، به اهمیت بصیرت و پاکی چشم دل اشاره دارد.

بیت اول

  • “صنما این چه گمانست فرودست حقیر”: شاعر خطاب به “صنما” (معشوق) می‌گوید: “این چه گمانی است که مرا فرودست و حقیر می‌پنداری؟” (یعنی چرا من را کوچک می‌شماری؟)
  • “تا بدین حد مکن و جان مرا خوار مگیر”: “تا این حد مرا حقیر و کوچک مکن و جان مرا خوار مپندار.” این بیت نشان‌دهنده اعتراض عاشق به بی‌توجهی یا حقیر شمردن از سوی معشوق است.

بیت دوم

  • “کوه را که کند اندر نظر مرد قضا”: “مرد قضا (حاکم سرنوشت، یا خداوند) در نگاه خود، کوه را کاه می‌کند” (یعنی هر چیز بزرگی در نظر او بی‌اهمیت است).
  • “کاه را کوه کند ذاک علی الله یسیر”: اما “کاه را کوه می‌کند” (یعنی هر چیز کوچکی را بزرگ و باعظمت می‌سازد)، و “آن (امر) بر خداوند آسان است.” این بیت به قدرت مطلق خداوند در تغییر ماهیت اشیا اشاره دارد.

بیت سوم

  • “خنک آن چشم که گوهر ز خسی بشناسد”: “خوشا به حال آن چشمی که گوهر (ارزش حقیقی) را از خس (چیز بی‌ارزش) تشخیص دهد.” این اشاره به بصیرت و تمییز است.
  • “خنک آن قافله‌ای که بودش دوست خفیر”: “خوشا به حال آن قافله‌ای که دوست (یار حقیقی یا خداوند) راهنمای (خفیر) آن باشد.” این بیت بر اهمیت داشتن راهنما و تکیه‌گاه الهی تأکید دارد.

بیت چهارم

  • “حاکمی هر چه تو نامم بنهی خشنودم”: (پاسخ به بیت اول) “ای حاکم، هر نامی که تو بر من بگذاری، من از آن خشنودم.” این بیت نشان‌دهنده تسلیم کامل عاشق در برابر اراده معشوق است.
  • “جان پاک تو که جان از تو شکورست و شکیر”: (معنای پیچیده‌ای دارد) “قسم به جان پاک تو که جان از تو هم “شکور” (بسیار سپاسگزار) و هم “شکیر” (شکرکننده) است.” یعنی جان انسان همواره از تو شکرگزار و قدردان است.

بیت پنجم

  • “ماه را گر تو حبش نام نهی سجده کند”: “اگر تو (ای معشوق) ماه را حبش (سیاه‌چهره) نام بگذاری، آن ماه به تو سجده خواهد کرد” (یعنی تسلیم امر تو خواهد شد).
  • “سرو را چنبر خوانی نکند هیچ نفیر”: “اگر سرو را (که نماد آزادگی است) چنبر (کمند یا حلقه) بخوانی، هیچ نفیری (فریاد اعتراض یا مخالفت) نمی‌کند.” این بیت بر تسلیم مطلق و بدون قید و شرط در برابر اراده معشوق تأکید دارد.

بیت ششم

  • “زانک دشنام تو بهتر ز ثناهای جهان”: “زیرا دشنام تو (ناز و بی‌اعتنایی تو) بهتر از ثناهای (ستایش‌ها و مدح) تمامی جهان است.” این بیت نشان‌دهنده اوج عشق است که حتی قهر معشوق را بر لطف دیگران ترجیح می‌دهد.
  • “ز کجا بانگ سگان و ز کجا شیر زئیر”: “کجا بانگ سگان (صدای موجودات پست) و کجا شیر زئیر (غرش شیر، نماد عظمت و قدرت)؟” این تمثیل، تفاوت عظیم بین سخن معشوق و سخن دیگران را نشان می‌دهد.

بیت هفتم

  • “ای که بطال تو بهتر ز همه مشتغلان”: “ای کسی که (حتی) بیکاری تو (بطالت، عدم فعالیت ظاهری در راه دنیا) بهتر از فعالیت (اشتغال) تمامی مشتغلان (کسانی که درگیر دنیا هستند) است.”
  • “جز تو جمله همه لا است از آنیم فقیر”: “جز تو، همه چیز “لا” (نیست و باطل) است؛ به همین دلیل ما فقیر (نیازمند) هستیم.” این بیت به مقام فقر الی الله و بی‌نیازی از هرچه غیر حق اشاره دارد.

بیت هشتم

  • “تاج زرین بده و سیلی آن یار بخر”: “تاج زرین (عزت و مقام دنیوی) را بده (از دست بده) و در عوض سیلی آن یار (معشوق) را بخر” (پذیرا باش).
  • “ور کسی نشنود این را انما انت نذیر”: “و اگر کسی این سخن را نشنود (درک نکند)، (به او بگو): همانا تو فقط بیم‌دهنده‌ای” (کنایه از اینکه مسئولیت تو فقط ابلاغ است).

بیت نهم

  • “بر قفای تو چو باشد اثر سیلی دوست”: “هنگامی که بر پشت سر تو (یا بر چهره تو) اثر سیلی دوست (معشوق) باشد.”
  • “بوسه‌ها یابد رویت ز نگاران ضمیر”: “صورت تو از نگاران ضمیر (زیبارویان باطنی، یا فرشتگان) بوسه خواهد یافت.” این بیت نشان می‌دهد که تحمل رنج از سوی معشوق، موجب قرب و عزت معنوی می‌شود.

بیت دهم

  • “مرد دنیا عدمی را حشمی پندارد”: “مرد دنیا (کسی که درگیر دنیاست) “عدمی” (نیستی و پوچی) را “حشمی” (مال و جاه و عظمت) می‌پندارد.”
  • “عمر در کار عدم کی کند ای دوست بصیر”: “ای دوست بصیر (بینا)، چگونه انسان عمر خود را در راه نیستی (امور فانی) صرف می‌کند؟” این بیت به پوچی تعلقات دنیوی اشاره دارد.

بیت یازدهم

  • “رفت مردی به طبیبی به کله درد شکم”: “مردی با کله‌ای (نشانه‌ای) از درد شکم، نزد طبیبی رفت.” (یا مردی که سرش از درد شکم به کله رفته بود).
  • “گفت او را تو چه خوردی که برسته است زحیر”: “طبیب به او گفت: چه خوردی که دل‌درد (زحیر) به تو عارض شده است؟”

بیت دوازدهم

  • “بیشتر رنج که آید همه از فعل گلوست”: “بیشتر رنج‌ها و بیماری‌هایی که می‌رسد، همه از کار گلوست” (یعنی از آنچه خورده می‌شود).
  • “گفت من سوخته نان خورده ام از پست فطیر”: “مرد (بیمار) گفت: من نان سوخته و از پست‌ترین فطیر (نان بی‌کیفیت) خورده‌ام.” این حکایت تمثیلی است که خوردن نان سوخته، کنایه از کسب حرام یا آلوده شدن به امور دنیوی و فاسد است.

بیت سیزدهم

  • “گفت سنقر برو آن کحل عزیزی به من آر”: “طبیب گفت: ای سنقر (نوعی پرنده شکاری، کنایه از تیزبین)، برو و آن سرمه گرانبها (کحل عزیز) را برای من بیاور.” (سرمه چشم را تیزبین می‌کند).
  • “گفت درد شکم و کحل خه ای شیخ کبیر”: “(مرد بیمار) گفت: درد شکم کجا و سرمه کجا؟ ای شیخ بزرگوار (طبیب)، این چه حرفی است؟” (او ارتباطی بین درمان چشم و درد شکم نمی‌بیند).

بیت چهاردهم

  • “گفت تا چشم تو مر سوخته را بشناسد”: “طبیب گفت: این برای این است که چشمت (بصیرتت) آن سوخته (حرام و فاسد) را بشناسد.” (کنایه از اینکه تا وقتی چشم بصیرتت باز نشود، نمی‌فهمی چه چیزی باعث بیماری روحی‌ات شده است).
  • “تا ننوشی تو دگر سوخته ای نیم ضریر”: “تا ای نیم‌کور (نیم‌ضریر)، دیگر آن سوخته (نان فاسد یا کار حرام) را ننوشی (مصرف نکنی).” این بیت بر لزوم بصیرت برای پرهیز از اعمال غلط تأکید دارد.

بیت پانزدهم

  • “نیست را هست گمان برده‌ای از ظلمت چشم”: “تو (ای انسان) نیستی (پوچی و امور فانی) را هست (واقعی) پنداشته‌ای، این از تاریکی چشمت (نبود بصیرت) است.”
  • “چشمت از خاک در شاه شود خوب و منیر”: “چشمت (بصیرتت) از خاک درگاه شاه (معشوق حقیقی) خوب و منیر (زیبا و نورانی) می‌شود.” این بیت درمان بصیرت کور را در پناه بردن به معشوق می‌داند.

بیت شانزدهم

  • “هله ای شارح دل‌ها تو بگو شرح غزل”: “آگاه باش ای شرح‌دهنده دل‌ها (معشوق یا پیر)، تو این غزل را شرح بده.”
  • “من اگر شرح کنم نیز برنجد دل میر”: “من اگر این غزل را شرح کنم، دل میر (سرور و مخاطب غزل) نیز آزرده خواهد شد.” این بیت به این اشاره دارد که برخی حقایق، آن‌قدر عمیق و تند هستند که تنها اهلش می‌توانند آن‌ها را درک کنند و بیان مولانا ممکن است برای برخی سنگین باشد.

غزل ۱۰۹۰ مولانا، با لحنی اعتراضی آغاز می‌شود اما به سرعت به مقام تسلیم و فنای عاشق در برابر معشوق می‌رسد. مولانا بر قدرت مطلق حق، بی‌ارزشی دنیا در برابر او، و ارزش فوق‌العاده درد و رنجی که از او می‌رسد تأکید دارد. حکایت پایانی غزل نیز تمثیلی از نیاز به بصیرت درونی برای تشخیص حق از باطل و درمان بیماری‌های روحی است، و در نهایت مولانا شرح و توضیح کامل را به معشوق یا پیر می‌سپارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: