مطالب پیشنهادی![]()
چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار
بر آب دیده و خون جگر گرفت قرار
هزار آتش و دود و غمست و نامش عشق
هزار درد و دریغ و بلا و نامش یار
هر آنک دشمن جان خودست بسم الله
صلای دادن جان و صلای کشتن زار
به من نگر که مرا او به صد چنین ارزد
نترسم و نگریزم ز کشتن دلدار
چو آب نیل دو رو دارد این شکنجه عشق
به اهل خویش چو آب و به غیر او خونخوار
چو عود و شمع نسوزد چه قیمتش باشد؟!
که هیچ فرق نماند ز عود و کنده خار
چو زخم تیغ نباشد به جنگ و نیزه و تیر
چه فرق حیز و مخنث ز رستم و جاندار؟!
به پیش رستم آن تیغ خوشتر از شکرست
نثار تیر بر او لذیذتر ز نثار
شکار را به دوصد ناز میبرد این شیر
شکار در هوسِ او دوانْ قطار قطار
شکار کشته به خون اندرون همیزارد
که از برای خدایم بکُش تو دیگربار
دو چشمِ کشته به زنده بدان همینگرد
که ای فسرده غافل، بیا و گوش مخار
خمش خمش که اشارات عشق معکوسست
نهان شوند معانی ز گفتنِ بسیار
این غزل مولانا، با زبانی پرشور و عمیق، به ماهیت دوگانهی عشق و یار (معشوق) میپردازد. مولانا نشان میدهد که چگونه عشق، با وجود رنجها و بلاها، برای عاشق حقیقی مطلوب است و او را به فنای اختیاری دعوت میکند. او همچنین به تفاوت ماهیت عاشقان و غیرعاشقان در مواجهه با سختیهای عشق اشاره میکند.
“چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار / بر آب دیده و خون جگر گرفت قرار”:
“هزار آتش و دود و غمست و نامش عشق / هزار درد و دریغ و بلا و نامش یار”:
“هر آنک دشمن جان خودست بسم الله / صلای دادن جان و صلای کشتن زار”:
“به من نگر که مرا او به صد چنین ارزد / نترسم و نگریزم ز کشتن دلدار”:
“چو آب نیل دو رو دارد این شکنجه عشق / به اهل خویش چو آب و به غیر او خونخوار”:
“چو عود و شمع نسوزد چه قیمتش باشد؟! / که هیچ فرق نماند ز عود و کنده خار”:
“چو زخم تیغ نباشد به جنگ و نیزه و تیر / چه فرق حیز و مخنث ز رستم و جاندار؟!”:
“به پیش رستم آن تیغ خوشتر از شکرست / نثار تیر بر او لذیذتر ز نثار”:
“شکار را به دوصد ناز میبرد این شیر / شکار در هوسِ او دوانْ قطار قطار”:
“شکار کشته به خون اندرون همیزارد / که از برای خدایم بکُش تو دیگربار”:
“دو چشمِ کشته به زنده بدان همینگرد / که ای فسرده غافل، بیا و گوش مخار”:
“خمش خمش که اشارات عشق معکوسست / نهان شوند معانی ز گفتنِ بسیار”:
غزل ۱۱۳۸ مولانا، تصویری قدرتمند از عشق به عنوان یک نیروی دگرگونکننده و فنابخش ارائه میدهد. مولانا با تأکید بر رنجها و بلایای عشق، نشان میدهد که این سختیها برای عاشق حقیقی مطلوب و حتی لذتبخش هستند. او فنا در عشق را راهی برای کسب ارزش و تمایز میداند و با تمثیل آب نیل، عود و شمع، و جنگ، دوگانگی تأثیر عشق بر اهل و نااهل و لزوم سوختن در این راه را بیان میکند. مولانا عاشق را همچون شیری میبیند که با ناز شکار میکند، و شکار (عاشق) را تشنهی فنای مکرر به دست او. در نهایت، مولانا به لزوم سکوت در برابر حقایق عمیق عشق اشاره میکند، زیرا این معانی فراتر از کلام هستند و در معکوس بودن ظواهر (رنج و لذت) خود را نشان میدهند. این غزل به خوبی دیدگاه مولانا دربارهی ارزش رنج در عشق و جاودانگی حاصل از فنای اختیاری را به تصویر میکشد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر