تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1138

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1138

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1138

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1138

چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار

بر آب دیده و خون جگر گرفت قرار

هزار آتش و دود و غمست و نامش عشق

هزار درد و دریغ و بلا و نامش یار

هر آنک دشمن جان خودست بسم الله

صلای دادن جان و صلای کشتن زار

به من نگر که مرا او به صد چنین ارزد

نترسم و نگریزم ز کشتن دلدار

چو آب نیل دو رو دارد این شکنجه عشق

به اهل خویش چو آب و به غیر او خون‌خوار

چو عود و شمع نسوزد چه قیمتش باشد‌؟!‌

که هیچ فرق نماند ز عود و کنده خار

چو زخم تیغ نباشد به جنگ و نیزه و تیر

چه فرق حیز و مخنث ز رستم و جاندار‌‌؟!‌‌

به پیش رستم آن تیغ خوشتر از شکرست

نثار تیر بر او لذیذتر ز نثار

شکار را به دوصد ناز می‌برد این شیر

شکار در هوسِ او دوانْ قطار قطار

شکار کشته به خون اندرون همی‌زارد

که از برای خدایم بکُش تو دیگربار

دو چشمِ کشته به زنده بدان همی‌نگرد

که ای فسرده غافل، بیا و گوش مخار

خمش خمش که اشارات عشق معکوسست

نهان شوند معانی ز گفتنِ بسیار

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1138 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، با زبانی پرشور و عمیق، به ماهیت دوگانه‌ی عشق و یار (معشوق) می‌پردازد. مولانا نشان می‌دهد که چگونه عشق، با وجود رنج‌ها و بلاها، برای عاشق حقیقی مطلوب است و او را به فنای اختیاری دعوت می‌کند. او همچنین به تفاوت ماهیت عاشقان و غیرعاشقان در مواجهه با سختی‌های عشق اشاره می‌کند.

بیت اول

“چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار / بر آب دیده و خون جگر گرفت قرار”:

  • “چه بسیار رنج‌ها که از دست یار (معشوق) کشیدم تا به این مرحله (کمال عشق یا فنا) رسیدم.”
  • “این کار (کمال عشق) بر اساس اشک چشم و خون جگر (رنج و فداکاری) بنا شد و استوار گشت.” این بیت به رنج و فداکاری عمیق عاشق در راه رسیدن به وصال معشوق اشاره دارد.

بیت دوم

“هزار آتش و دود و غمست و نامش عشق / هزار درد و دریغ و بلا و نامش یار”:

  • “عشق، هزاران آتش و دود و غم است، اما نامش عشق است (و مطلوب عاشق).”
  • “یار (معشوق)، هزاران درد و دریغ و بلا است، اما نامش یار است (و باز هم محبوب).” این بیت به پارادوکس دردناک و در عین حال مطلوب بودن عشق و معشوق اشاره دارد.

بیت سوم

“هر آنک دشمن جان خودست بسم الله / صلای دادن جان و صلای کشتن زار”:

  • “هر کس که دشمن جان خود (یعنی طالب فنا در عشق) است، بسم الله (وارد این راه شود).”
  • “دعوت به جان دادن و دعوت به کشته شدن با رنج و زاری (در راه عشق).” این بیت دعوت بی‌باکانه به فنای اختیاری در راه عشق است.

بیت چهارم

“به من نگر که مرا او به صد چنین ارزد / نترسم و نگریزم ز کشتن دلدار”:

  • “به من (مولانا، به عنوان یک عاشق) نگاه کن که معشوق برای من صد برابر این رنج‌ها (که توصیف شد) ارزش دارد.”
  • “من از کشته شدن به دست دلدار (معشوق) نمی‌ترسم و فرار نمی‌کنم.” این بیت به ایثار و فداکاری بی‌حد عاشق و عدم ترس او از فنا در راه معشوق اشاره دارد.

بیت پنجم

“چو آب نیل دو رو دارد این شکنجه عشق / به اهل خویش چو آب و به غیر او خون‌خوار”:

  • “این شکنجه و رنج عشق، مانند آب نیل دو رو دارد.”
  • “برای اهل خودش (عاشقان حقیقی) مانند آب حیات است، اما برای غیر او (کسانی که اهل عشق نیستند) خون‌خوار و نابودکننده است.” این بیت به دوگانگی ماهیت عشق اشاره دارد که برای عاشقان رحمت و برای غیرعاشقان بلاست.

بیت ششم

“چو عود و شمع نسوزد چه قیمتش باشد‌؟! / که هیچ فرق نماند ز عود و کنده خار”:

  • “اگر عود (بخور خوشبو) و شمع (روشن‌کننده) نسوزند (خود را فدا نکنند و نسوزند تا بو و نور دهند)، چه قیمتی خواهند داشت؟”
  • “زیرا در این صورت، هیچ تفاوتی بین عود و کنده خار (هیزم بی‌ارزش) باقی نمی‌ماند.” این بیت به لزوم سوختن و فداکاری در راه عشق برای کسب ارزش و کمال اشاره دارد.

بیت هفتم

“چو زخم تیغ نباشد به جنگ و نیزه و تیر / چه فرق حیز و مخنث ز رستم و جاندار‌‌؟!”:

  • “اگر زخم شمشیر و نیزه و تیر در جنگ نباشد (یعنی جنگی در کار نباشد)،”
  • “چه فرقی بین ترسو و ضعیف (حیز و مخنث) با رستم (قهرمان نامدار) و پهلوان (جاندار) می‌ماند؟” این بیت به جنگ عشق و لزوم تحمل زخم‌ها برای تمایز عاشق از غیرعاشق اشاره دارد.

بیت هشتم

“به پیش رستم آن تیغ خوشتر از شکرست / نثار تیر بر او لذیذتر ز نثار”:

  • “در پیش رستم (شخصیت پهلوان و نماد عاشق بی‌باک)، آن تیغ (زخم عشق) از شکر نیز شیرین‌تر است.”
  • “نثار تیر بر او (درد و بلای عشق) لذت‌بخش‌تر از هرگونه نثار (هدیه و عطا) است.” این بیت به لذت بردن عاشق حقیقی از رنج‌ها و بلاهای عشق اشاره دارد.

بیت نهم

“شکار را به دوصد ناز می‌برد این شیر / شکار در هوسِ او دوانْ قطار قطار”:

  • “این شیر (عشق یا معشوق)، شکار (عاشق) را با صدها ناز و عشوه (زیبایی و جذابیت) با خود می‌برد.”
  • “و شکار (عاشق) در آرزوی او، قطار قطار (گروه گروه) دوان است.” این بیت به جذابیت بی‌حد و میل شدید عاشقان برای تسلیم شدن به عشق اشاره دارد.

بیت دهم

“شکار کشته به خون اندرون همی‌زارد / که از برای خدایم بکُش تو دیگربار”:

  • “آن شکار کشته شده (فانی‌شده در عشق)، در میان خون (فنا) خود ناله می‌کند،”
  • “که “ای خدا، مرا دوباره بکش (دوباره مرا به فنا برسان).” این بیت به تمنای فنای مکرر عاشق و لذت او از این فنا اشاره دارد.

بیت یازدهم

“دو چشمِ کشته به زنده بدان همی‌نگرد / که ای فسرده غافل، بیا و گوش مخار”:

  • “دو چشمِ آن کشته (عاشق فانی‌شده)، به انسان زنده (اما غافل) این‌گونه نگاه می‌کند،”
  • “که “ای غافلِ بی‌حرکت، بیا و گوش خود را مخاران (از خواب غفلت بیدار شو).” این بیت به دعوت عاشق فانی‌شده به انسان‌های غافل برای بیداری و ورود به راه عشق اشاره دارد.

بیت دوازدهم

“خمش خمش که اشارات عشق معکوسست / نهان شوند معانی ز گفتنِ بسیار”:

  • “ساکت باش، ساکت باش، زیرا اشارات عشق (حقایق عرفانی) معکوس است (آنچه به ظاهر رنج است، در باطن لذت است).”
  • “معانی (عمیق و باطنی عشق) از گفتن زیاد پنهان می‌شوند (نمی‌توان آن‌ها را با کلام بیان کرد).” این بیت تخلص مولانا به لزوم سکوت در برابر حقایق عمیق عشق اشاره دارد.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۳۸ مولانا، تصویری قدرتمند از عشق به عنوان یک نیروی دگرگون‌کننده و فنابخش ارائه می‌دهد. مولانا با تأکید بر رنج‌ها و بلایای عشق، نشان می‌دهد که این سختی‌ها برای عاشق حقیقی مطلوب و حتی لذت‌بخش هستند. او فنا در عشق را راهی برای کسب ارزش و تمایز می‌داند و با تمثیل آب نیل، عود و شمع، و جنگ، دوگانگی تأثیر عشق بر اهل و نااهل و لزوم سوختن در این راه را بیان می‌کند. مولانا عاشق را همچون شیری می‌بیند که با ناز شکار می‌کند، و شکار (عاشق) را تشنه‌ی فنای مکرر به دست او. در نهایت، مولانا به لزوم سکوت در برابر حقایق عمیق عشق اشاره می‌کند، زیرا این معانی فراتر از کلام هستند و در معکوس بودن ظواهر (رنج و لذت) خود را نشان می‌دهند. این غزل به خوبی دیدگاه مولانا درباره‌ی ارزش رنج در عشق و جاودانگی حاصل از فنای اختیاری را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: