مطالب پیشنهادی![]()
ساقی برخیز کان مه آمد
بشتاب که سخت بیگه آمد
ترکانه بتاز وقت تنگست
کان ترک ختا به خرگه آمد
در وهم نبود این سعادت
اقبال نگر که ناگه آمد
عاشق چو پیاله پر ز خون بود
چون ساغر می به قهقه آمد
با چون تو مه آنک وقت دریافت
تعجیل نکرد ابله آمد
از خرمن عشق هر کی بگریخت
کاه است به خرمنِ که آمد
بی گه شد و هر کی اوست مقبل
بگریخت ز خود به درگه آمد
اندر تبریز های و هوییست
آن را که ز هجر با ره آمد
غزل ۷۲۳ مولانا، غزلی پر از شور و هیجان و اضطرار در لحظهی وصال معشوق (نماد حقیقت الهی یا پیر کامل) است. مولانا در این غزل، بر فوریت بهرهبرداری از فرصت حضور معشوق، عظمت و غیرمنتظره بودن این سعادت، و تحول عاشقان در این مواجهه تأکید میکند. غزل با لحنی پرشتاب، فضای استقبال از معشوق را به تصویر میکشد و به نقش شمس تبریزی در این تجلی اشاره دارد.
مولانا غزل را با دعوتی اضطراری از ساقی آغاز میکند:
ساقی برخیز کان مه آمد بشتاب که سخت بیگه آمد
«ای ساقی (معشوق فیضبخش)، برخیز و آماده شو که آن ماه (معشوق تابان) آمد،» «بشتاب که بسیار دیر شده است (بیگه آمد: فرصت اندک است و هر لحظه دیر است).» این بیت، دعوتی فوری به آمادهباش و استقبال از معشوق است، چرا که فرصت وصل غنیمت است و نباید از دست رود.
ترکانه بتاز وقت تنگست کان ترک ختا به خرگه آمد
«مانند ترکها (چابک و تندرو) بتاز (سریع عمل کن)، وقت تنگ است،» «زیرا آن ترک ختا (معشوق زیبا و قدرتمند) به خرگاه (خیمه، مکان حضور) آمد.» این بیت، تعجیل و چابکی در بهرهبرداری از فرصت حضور معشوق را با تشبیه به سرعت ترکها در نبرد بیان میکند.
مولانا به غیرمنتظره بودن سعادت دیدار و تحول عاشقان اشاره میکند:
در وهم نبود این سعادت اقبال نگر که ناگه آمد
«این سعادت (دیدار معشوق) در تصور (وهم) ما نمیگنجید،» «به بخت و اقبال ما نگاه کن که چگونه ناگهانی (و بیخبر) آمد.» این بیت به شگفتی و عظمت وصالی اشاره دارد که فراتر از هرگونه انتظار و تصور بوده است.
عاشق چو پیاله پر ز خون بود چون ساغر می به قهقه آمد
«عاشق (پیش از این) مانند پیالهای پر از خون (غم و اندوه) بود،» «(اما با آمدن معشوق) مانند ساغر شراب، با قهقهه (شادی و خنده) آمد (سرشار از سرور شد).» این بیت به دگرگونی حال عاشق از غم و درد به شادی و نشاط با حضور معشوق.
مولانا به مذمت کسانی که از عشق روی برمیگردانند و ستایش خوشاقبالان میپردازد:
با چون تو مه آنک وقت دریافت تعجیل نکرد ابله آمد
«کسی که با ماهی چون تو (معشوق بینظیر)، هنگام دریافت (فیض و وصال)،» «عجله نکرد، احمق (ابله) است.» این بیت به توبیخ و نکوهش کسانی که فرصت دیدار و بهرهمندی از فیض معشوق را از دست میدهند.
از خرمن عشق هر کی بگریخت کاه است به خرمنِ که آمد
«هر کس که از خرمن عشق (منبع برکت و حاصل عشق) گریخت (و دوری کرد)،» «مانند کاه (بیارزش) است و به کدام خرمن (بیارزش) وارد شد؟» این بیت به بیارزشی و بیحاصلی زندگی بدون عشق، و بیبرکتی هر آنچه غیر از عشق است.
بی گه شد و هر کی اوست مقبل بگریخت ز خود به درگه آمد
«وقت تنگ شد (بیگه شد، فرصت گذشت) و هر کسی که خوشاقبال (مقبل) است،» «از خود (از منیّت و خودبینی) گریخت و به درگاه (معشوق) آمد (تسلیم شد).» این بیت به ضرورت رهایی از خودخواهی و تسلیم در برابر حق برای درک فرصتهای الهی.
مولانا در پایان، به فضای پرشور تبریز و تجلی معشوق در آن اشاره میکند:
اندر تبریز های و هوییست آن را که ز هجر با ره آمد
«در تبریز (شهر شمس و محل تجلی حقایق معنوی) شور و غوغایی (های و هویی) است،» «(این شور) برای کسی است که از هجر (دوری و فراق)، با راه (هدایت و وصول) آمد (و به مقصد رسید).» این بیت به فضای معنوی و پرشور تبریز که با حضور شمس، محل تجلی حقایق و وصال عاشقان شده است.
این غزل با بیانی پرهیجان، خواننده را به درک فوریت فرصتهای معنوی، ارزش عشق، و لزوم آمادگی برای استقبال از تجلیات الهی دعوت میکند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر