مطالب پیشنهادی![]()
شیر خدا بند گسستن گرفت
ساقی جان شیشه شکستن گرفت
دزد دلم گشت گرفتار یار
دزد مرا دست ببستن گرفت
دوش چه شب بود که در نیم شب
برق ز رخسار تو جستن گرفت
عشق تو آورد شراب و کباب
عقل به یک گوشه نشستن گرفت
ساغر می قهقهه آغاز کرد
خابیه خونابه گرستن گرفت
در دل خم باده چو انداخت تیر
بال و پر غصه گسستن گرفت
پیر خرد دید که سرده توی
دست ز مستان تو شستن گرفت
طفل دلم را به کرم شیر ده
چون سر پستان تو جستن گرفت
جان من از شیر تو شد شیرگیر
وز سگی نفس برستن گرفت
ساقی باقی چو به جان باده داد
عمر ابد یافت و بزستن گرفت
بیش مگو راز که دلبر به خشم
جانب من کژ نگرستن گرفت
غزل شماره 508 از دیوان پرشور و حال شمس مولانا، غزلی است که با بیانی رمزآلود و پر از تصاویر پویا، به آغاز یک تحول عظیم درونی و رهایی از بندهای نفسانی اشاره دارد. مولانا در این غزل، نیروی عشق و حضور معشوق را به “شیر خدا”یی تشبیه میکند که بندها را میگسلد و با ساقیگری جان، موجب مستی و بیخودی سالک میشود. این غزل، تصویری از پیروزی عشق بر عقل، فنای غم، و دستیابی به حیات جاودان در پرتو الطاف الهی ارائه میدهد.
مولانا در این غزل با زبانی پر از شور و حال، به بیان احوال عاشقی میپردازد که در پرتو معشوق دستخوش دگرگونی بنیادین شده است. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل میپردازیم:
شیر خدا بند گسستن گرفت ساقی جان شیشه شکستن گرفت
شرح: مولانا با تصویری قدرتمند آغاز میکند و میگوید: “شیر خدا” (نیروی الهی، یا اشاره به انسان کامل و ولیای مانند حضرت علی – که لقب شیر خدا داشتند – یا خود شمس تبریزی به عنوان مظهر قدرت الهی) “بند گسستن گرفت” (آغاز به پاره کردن بندها و قیود – اشاره به بندهای نفس، تعلقات دنیوی، اوهام و محدودیتها – کرد). همزمان، “ساقی جان” (آن کس که بادهی حیات و معرفت به جان مینوشاند، اشاره به معشوق یا پیر و مراد) “شیشه شکستن گرفت” (شروع به شکستن شیشهی وجود محدود و قالبهای ظاهری کرد). این بیت بر آغاز یک تحول بنیادین و رهاییبخش درونی در اثر نیروی الهی یا هدایت معنوی تأکید دارد.
دزد دلم گشت گرفتار یار دزد مرا دست ببستن گرفت
شرح: “دزد دلم” (نفس اماره، یا آن بخشی از وجود که به سوی غیر حق میرفت) در مسیر سلوک، “گشت گرفتار یار” (اسیر و مطیع معشوق الهی شد). و این “دزد” (نفس مغلوب شده)، “مرا دست ببستن گرفت” (گویی دست و پای خود من – که پیش از این اسیر نفس بودم – را بست). این بیت بر مغلوب شدن نفس در برابر عشق معشوق و رهایی عاشق از سلطهی نفس خود تأکید دارد.
دوش چه شب بود که در نیم شب برق ز رخسار تو جستن گرفت
شرح: “دوش چه شب بود” (چه شب عجیب و مبارکی بود) که “در نیم شب” (در دل تاریکی شب، اشاره به اوج خلوت و بیداری باطن)، “برق ز رخسار تو جستن گرفت” (نور و جلوهای خیرهکننده از جمال تو – معشوق – درخشیدن آغاز کرد). این بیت بر تجلی ناگهانی و خیرهکنندهی معشوق در خلوت شب و آغاز انوار الهی بر جان عاشق تأکید دارد.
عشق تو آورد شراب و کباب عقل به یک گوشه نشستن گرفت
شرح: “عشق تو” (عشق به تو، ای معشوق) برای ما “شراب و کباب” (اشاره به بادهی معرفت و غذای روحانی) “آورد”. در نتیجهی این مستی و غرق شدن در فیض الهی، “عقل” (عقل جزئی و محدود) “به یک گوشه نشستن گرفت” (از صحنه کنار رفت و ناتوان از درک این احوال شد). این بیت بر غلبهی عشق بر عقل و ناتوانی ادراک عقلی در برابر تجربهی بیواسطهی عشق تأکید دارد.
ساغر می قهقهه آغاز کرد خابیه خونابه گرستن گرفت
شرح: در این بزم روحانی، “ساغر می” (جام شراب معرفت) از خوشی و مستی “قهقهه آغاز کرد” (با صدای بلند خندید). اما “خابیه” (ظرف بزرگ و کدر که رسوبات و تهماندهی شراب در آن میماند، اشاره به نفس یا مادّیات) “خونابه گرستن گرفت” (شروع به گریه و ناله کرد). این بیت بر تفاوت حال اهل دل و اهل نفس در برابر فیض الهی و شادی اهل دل و غمگینی اهل نفس تأکید دارد.
در دل خم باده چو انداخت تیر بال و پر غصه گسستن گرفت
شرح: “باده” (عشق و معرفت) “در دل خم” (در عمق وجود سالک) “چو انداخت تیر” (مانند تیری که به هدف میخورد، اشاره به نفوذ و تأثیر عمیق عشق). در اثر این نفوذ، “بال و پر غصه گسستن گرفت” (غم و اندوه ناتوان شد و بال و پرش شکسته شد). این بیت بر قدرت عشق در از بین بردن غم و اندوه از جان عاشق تأکید دارد.
پیر خرد دید که سرده توی دست ز مستان تو شستن گرفت
شرح: “پیر خرد” (عقل کهن و با تجربه) دید که “سرده توی” (بزرگ و رهبر در این بزم تو هستی، اشاره به معشوق). در نتیجه، خود را ناتوان دید و “دست ز مستان تو شستن گرفت” (از هدایت و راهنمایی مستانی که غرق در عشق تو هستند، ناامید شد و کنار کشید). این بیت بر برتری معشوق بر عقل و ناتوانی عقل در هدایت کسانی که به مقام مستی عشق رسیدهاند، تأکید دارد.
طفل دلم را به کرم شیر ده چون سر پستان تو جستن گرفت
شرح: مولانا خطاب به معشوق میگوید: “طفل دلم را” (دل من که مانند کودکی نیازمند پرورش است) “به کرم شیر ده” (با لطف و بخشش خود از شیر معرفت و عشق سیراب کن). چرا که این طفل دل “چون سر پستان تو جستن گرفت” (شروع به جستجو و طلب از سرچشمهی فیض تو کرده است). این بیت بر نیاز دل سالک به پرورش معنوی و لزوم سیراب شدن آن از سرچشمهی فیض الهی تأکید دارد.
جان من از شیر تو شد شیرگیر وز سگی نفس برستن گرفت
شرح: “جان من” (روح و باطن من) “از شیر تو” (از شیر معرفت و عشقی که از تو دریافت کرد) “شد شیرگیر” (مانند شیر قدرتمند و غالب شد). در نتیجهی این قدرت معنوی، “وز سگی نفس برستن گرفت” (از پستی و دونهمتی نفس اماره رهایی یافت). این بیت بر قدرتیافتن روح در پرتو فیض الهی و رهایی از سلطهی نفس اماره تأکید دارد.
ساقی باقی چو به جان باده داد عمر ابد یافت و بزستن گرفت
شرح: هنگامی که “ساقی باقی” (ساقی ابدی و جاودان، اشاره به خداوند یا معشوق ازلی) “چو به جان باده داد” (به جان من یا هر سالکی بادهی معرفت و عشق نوشاند)، آن جان “عمر ابد یافت” (به حیات جاودان دست یافت) و “بزستن گرفت” (شروع به زندگی حقیقی و ابدی کرد). این بیت بر حیات جاودان و بقای پس از فنا که در نتیجهی نوشیدن بادهی عشق الهی حاصل میشود، تأکید دارد.
بیش مگو راز که دلبر به خشم جانب من کژ نگرستن گرفت
شرح: مولانا در بیت پایانی، گویی خطاب به خود یا مخاطب میگوید: “بیش مگو راز” (بیشتر از این از اسرار عشق و احوال درونی سخن مگو). چرا که “دلبر” (معشوق)، از فاش شدن این اسرار “به خشم” آمده و “جانب من کژ نگرستن گرفت” (با نگاهی ناخشنود و از روی نارضایتی به من نگاه میکند). این بیت بر لزوم حفظ اسرار عشق و عدم افشای آنها در غیر موضع مناسب و اشاره به غیرت معشوق در این باره تأکید دارد.
غزل شماره 508 دیوان شمس، غزلی است که با بیانی رمزآلود و پر از تصاویر پویا، به آغاز یک تحول عظیم درونی و رهایی از بندهای نفسانی اشاره دارد. مولانا در این غزل، بر رهایی از بندهای نفس، مغلوب شدن نفس در برابر عشق معشوق، تجلی ناگهانی و خیرهکنندهی معشوق، غلبهی عشق بر عقل، تفاوت حال اهل دل و اهل نفس در برابر فیض الهی، قدرت عشق در از بین بردن غم، برتری معشوق بر عقل، نیاز دل سالک به پرورش معنوی، قدرتیافتن روح در پرتو فیض الهی، حیات جاودان و بقای پس از فنا، و لزوم حفظ اسرار عشق تأکید دارد. این غزل تصویری از مسیر پرشور و حال عاشق در رسیدن به مقامات عالی معنوی و غرق شدن در دریای عشق الهی ارائه میدهد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر