مطالب پیشنهادی![]()
کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را
ای مسیح از پی پرسیدن رنجور بیا
دست خود بر سر رنجور بنه که چونی
از گناهش بمیندیش و به کین دست مخا
آنک خورشید بلا بر سر او تیغ زدهست
گستران بر سر او سایه احسان و رضا
این مقصر به دو صد رنج سزاوار شدهست
لیک زآن لطف به جز عفو و کرم نیست سزا
آن دلی را که به صد شیر و شکر پروردی
مچشانش پس از آن هر نفسی زهر جفا
تا تو برداشتهای دل ز من و مسکن من
بند بشکست و درآمد سوی من سیل بلا
تو شفایی چو بیایی خوش و رو بنمایی
سپه رنج گریزند و نمایند قفا
به طبیبش چه حواله کنی؟ ای آب حیات
از همان جا که رسد درد همان جاست دوا
همه عالم چو تنند و تو سر و جان همه
کی شود زنده تنی که سر او گشت جدا؟!
ای تو سرچشمه حیوان و حیات همگان
جوی ما خشک شدهست آب از این سو بگشا
جز از این چند سخن در دل رنجور بماند
تا نبیند رخ خوب تو نگوید به خدا
غزل شماره ۱۶۷ از دیوان شمس مولانا، با مطلع «کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را / ای مسیح از پی پرسیدن رنجور بیا»، نجوای عاشقی رنجور و دلشکسته با معشوقی است که تنها او را طبیب و درمانگر حقیقی دردهای خود میداند. این غزل، تصویری عمیق از رابطهی خاص و یگانهی سالک با حق یا پیر کامل ارائه میدهد، رابطهای که در آن، زخمها و رنجهای مسیر سلوک تنها در پرتو عنایت و توجه معشوق التیام مییابد.
مولانا در بیت آغازین، با سؤالی خطاب به معشوق، او را یگانه پرسشگر حال خود میخواند: «کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را؟ ای مسیح از پی پرسیدن رنجور بیا». چه کسی جز تو از حال «خسته و رنجور تو» (عاشق دلخسته و بیمار تو) جویا میشود؟ سپس با تشبیه معشوق به «مسیح»، که نماد دم عیسوی و شفابخشی است، از او میخواهد که «از پی پرسیدن رنجور بیا» و به عیادت و احوالپرسی عاشق رنجور بشتابد. این نشاندهندهی این است که دردهای عاشق از سنخ دردهای عادی نیست و تنها طبیب الهی توان درمان آن را دارد.
لطف و بخشش بیقید و شرط معشوق: «دست خود بر سر رنجور بنه که چونی؟ از گناهش بمیندیش و به کین دست مخا». از معشوق میخواهد که با مهربانی «دست خود بر سر رنجور بنه» و از او بپرسد «که چونی؟» (چگونهای؟ حال و روزت چطور است؟). و تأکید میکند که در این احوالپرسی، «از گناهش بمیندیش» (به تقصیرات و خطاهای عاشق توجه مکن) و «به کین دست مخا» (با خشم و ناراحتی با او رفتار مکن). این ابیات، طلب بخشش و لطف بیدریغ از سوی معشوق را نشان میدهد.
سایهی احسان بر سر آفتابزدگان بلا: «آنک خورشید بلا بر سر او تیغ زدهست / گستران بر سر او سایه احسان و رضا». بر سر «آنکه خورشید بلا بر سر او تیغ زده است» (کسی که سختیها و بلایا او را فرسوده و مجروح کرده است)، «سایهی احسان و رضا» (سایهی لطف و خشنودی خود را) «گستران». این بیانگر این است که رنجهای عاشق در راه عشق، او را مستعد دریافت الطاف خاص الهی میکند.
سزای رنج و پاداش لطف: «این مقصر به دو صد رنج سزاوار شدهست / لیک ز آن لطف به جز عفو و کرم نیست سزا». اگرچه «این مقصر» (این بندهی خطاکار) «به دو صد رنج سزاوار شده است»، «لیک ز آن لطف» (اما در برابر آن لطف بیکران تو)، «به جز عفو و کرم نیست سزا» (سزایی جز بخشش و کرم وجود ندارد). این بیت، تضاد میان شایستگی بنده و لطف بینهایت معشوق را به تصویر میکشد.
دلی که با شیر و شکر پرورده شد: «آن دلی را که به صد شیر و شکر پروردی / مچشانش پس از آن هر نفسی زهر جفا». خطاب به معشوق میگوید که «آن دلی را که به صد شیر و شکر پروردی» (آن دلی را که با لطف و عنایت فراوان تربیت کردی)، «پس از آن» (پس از این همه لطف)، هر «نفسش زهر جفا مچشانش» (در هر لحظه طعم تلخ بیمهری و جفا را به او ننوشان). این بیانگر ناز و نیاز عاشق و یادآوری الطاف گذشتهی معشوق است.
شکستن بندها در غیاب یار: «تا تو برداشتهای دل ز من و مسکن من / بند بشکست و درآمد سوی من سیل بلا». «تا تو دل از من و مسکن من برداشتهای» (تا تو توجه و لطف خود را از من و جایگاه من دریغ کردهای)، «بند بشکست» (حجابها و موانع برداشته شد) و «سیل بلا سوی من درآمد» (مصیبتها و سختیها به سوی من هجوم آورد). این بیت، نشاندهنده این است که لطف معشوق، نگهدارنده عاشق از بلاهاست و دوری او، موجب هجوم سختیها میشود.
آمدن معشوق و فرار سپاه رنج: «تو شفایی چو بیایی خوش و رو بنمایی / سپاه رنج گریزند و نمایند قفا». «تو شفایی» (تو خود درمان و دارویی)؛ هنگامی که «بیایی و خوش و رو بنمایی» (حاضر شوی و با زیبایی و مهربانی رخ بنمایی)، «سپاه رنج گریزند» (لشکرهای رنج و اندوه فرار میکنند) و «قفا نمایند» (پشت به میدان میکنند و میروند). این بیانگر قدرت شفابخش و رهاییآور حضور معشوق است.
درد از همان جا که دوا میرسد: «به طبیبش چه حواله کنی؟ ای آب حیات / از همان جا که رسد درد همان جاست دوا». (نیازی نیست عاشق را) «به طبیب دیگر حواله کنی» (به پزشک دیگری بسپاری). «ای آب حیات» (ای سرچشمهی زندگی و حیات حقیقی)، «از همان جا که درد میرسد» (از سوی تو که گاهی درد میرسانی)، «همان جاست دوا» (درمان نیز از همان جاست). این بیت، به یگانگی درد و درمان در عالم عشق الهی و اینکه منبع درد و درمان، خود معشوق است، اشاره دارد.
معشوق، سر و جان عالم: «همه عالم چو تنند و تو سر و جان همه / کی شود زنده تنی که سر او گشت جدا؟!» «همه عالم مانند تن هستند و تو سر و جان همهی آنها». «کی شود زنده تنی که سر او از او جدا شد؟!» این تمثیل، وابستگی تمام هستی به وجود معشوق (حق تعالی) را نشان میدهد و بیان میکند که بدون او، عالم بیجان است.
طلب آب از سرچشمهی حیات: «ای تو سرچشمه حیوان و حیات همگان / جوی ما خشک شدهست آب از این سو بگشا». «ای تو که سرچشمهی آب حیات و زندگی همگان هستی»، «جوی ما خشک شده است» (نهر وجود ما، دل ما از فیض و معرفت خشک شده است). «آب از این سو بگشا» (لطف و عنایت خود را به سوی ما سرازیر کن). این بیت، طلب فیض و رحمت از منبع اصلی حیات را بیان میکند.
اسراری که بیحضور یار ناگفته میماند: «جز از این چند سخن در دل رنجور بماند / تا نبیند رخ خوب تو نگوید به خدا». «جز از این چند سخن» که گفته شد، اسرار و دردهای دیگری «در دل رنجور» (دل بیمار عاشق) باقی مانده است. (این اسرار) «تا رخ خوب تو را نبیند»، «به خدا نگوید» (به احدی فاش نکند). این نشاندهنده عمق رابطهی عاشق با معشوق و پنهان نگاه داشتن اسرار دل برای یار است.
به طور کلی، غزل ۱۶۷ مولانا شرح درد و نیاز عاشق دردمندی است که تنها معشوق را درمانگر خود میداند. این غزل بر یگانگی درد و درمان در عالم عشق، قدرت بینهایت معشوق در شفابخشی و رهایی، و اهمیت حضور او برای حیات و بقای عاشق و عالم تأکید دارد. این غزل، بیانی شیوا از وابستگی عمیق روحی سالک به مبدأ هستی و تمنای وصال و لطف بیدریغ از اوست.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر