تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 668 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 668 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 668 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۶۸ دیوان شمس مولانا

رجب بیرون شد و شعبان درآمد
برون شد جان ز تن جانان درآمد

دم جهل و دم غفلت برون شد
دم عشق و دم غفران درآمد

بروید دل گل و نسرین و ریحان
چو از ابر کرم باران درآمد

دهان جمله غمگینان بخندد
بدین قندی که در دندان درآمد

چو خورشید آدمی زربفت پوشد
چو آن مه روی زرافشان درآمد

بزن دست و بگو ای مطرب عشق
که آن سرفتنه پاکوبان درآمد

اگر دی رفت باقی باد امروز
وگر عمر بشد عثمان درآمد

همه عمر گذشته بازآید
چو این اقبال جاویدان درآمد

چو در کشتی نوحی مست خفته
چه غم داری اگر طوفان درآمد

منور شد چو گردون خاک تبریز
چو شمس الدین در آن میدان درآمد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۶۸ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۶۸ مولانا، غزلی پر از شور و امید، بشارت‌دهنده‌ی تحول و نو شدن احوال عاشق با ورود فیض الهی است. مولانا در این غزل، با استفاده از تمثیل‌های ماه رجب و شعبان، و نیز آمدن بهار و باران، به پایان دوران جهل و غفلت و آغاز دوران عشق و بخشش اشاره می‌کند. این غزل سراسر تجلیل از عشق الهی به عنوان منشأ شادی، حیات و رهایی است و در پایان به نقش شمس تبریزی در این تحول می‌پردازد.

آغاز دوران عشق و رهایی از جهل

مولانا غزل را با نوید تحول و ورود فیض آغاز می‌کند:

رجب بیرون شد و شعبان درآمد برون شد جان ز تن جانان درآمد

«ماه رجب (نماد دوران ریاضت و خودداری) به پایان رسید و ماه شعبان (نماد شادی و فیض) فرا رسید،» «(همان‌گونه) که جان (فانی و محدود) از تن (مادی) بیرون رفت و جانان (معشوق حقیقی و روح الهی) وارد شد.» این بیت به تحول از حالتی به حالت دیگر، از محدودیت به گستردگی، و از خودی به بی‌خودی در مسیر عشق اشاره دارد.

دم جهل و دم غفلت برون شد دم عشق و دم غفران درآمد

«نفس (دوران) جهل و نفس (دوران) غفلت به پایان رسید،» «(و) نفس (دوران) عشق و نفس (دوران) بخشش و آمرزش (غفران) فرا رسید.» این بیت به پایان دوران تاریکی و نادانی و آغاز دوران نورانی عشق و رحمت الهی تأکید می‌کند.

شکوفایی دل و شادی همگانی

مولانا به شکوفایی دل و شادی فراگیر اشاره می‌کند:

بروید دل گل و نسرین و ریحان چو از ابر کرم باران درآمد

«دل (عاشق) گل و نسرین و ریحان (انواع گل‌های خوشبو و زیبا) می‌رویاند،» «هنگامی که از ابر کرم (ابر رحمت و بخشش الهی) باران (فیض) فرو بارید.» این بیت به تأثیر فیض الهی بر دل عاشق که آن را به باغی پر از زیبایی و طراوت تبدیل می‌کند.

دهان جمله غمگینان بخندد بدین قندی که در دندان درآمد

«دهان تمام غمگینان (از شادی) به خنده باز می‌شود،» «با این قندی (شیرینی و لذت) که در دندان (درک و چشیدن) آن‌ها وارد شد (یعنی با چشیدن حلاوت عشق).» این بیت به فراگیر بودن شادی ناشی از عشق الهی که حتی غمگین‌ترین افراد را نیز شاد می‌کند.

جلوه‌ی معشوق و رقص عاشقانه

مولانا به جلوه‌ی معشوق و رقص عاشقانه اشاره می‌کند:

چو خورشید آدمی زربفت پوشد چو آن مه روی زرافشان درآمد

«همچون خورشید، انسان (عاشق) لباس زربفت (نورانی و گران‌بها) می‌پوشد،» «هنگامی که آن ماهِ روی (معشوق زیبا و نورانی) با زرافشانی (پاشیدن طلا و نور) وارد شد.» این بیت به تأثیر نورانی معشوق بر عاشق که او را نیز نورانی و ارزشمند می‌سازد.

بزن دست و بگو ای مطرب عشق که آن سرفتنه پاکوبان درآمد

«(ای عاشق) دست بزن و ای مطرب عشق (کسی که سبب شور و حال عشق می‌شود) بگو،» «که آن سرفتنه (معشوقی که باعث شورش و تحول در دل‌ها می‌شود) با پای‌کوبی (با شور و نشاط) وارد شد.» این بیت به دعوت به شادی و رقص عرفانی در پی ورود معشوق و شور و حال ناشی از آن.

بازگشت عمر و رهایی از طوفان

مولانا به بازگشت عمر از دست رفته و رهایی در پناه عشق اشاره می‌کند:

اگر دی رفت باقی باد امروز وگر عمر بشد عثمان درآمد

«اگر دیروز (عمر گذشته) رفت، امروز (لحظه‌ی حال) باقی و پایدار باد!» «و اگر عمر (فانی) به پایان رسید، (عوض آن) عثمان (نمادی از غنا و ثروت معنوی یا خلیفه‌ای که دورانش پر از خیر و برکت بود) وارد شد.» این بیت به جبران عمر فانی با حیات ابدی در عشق و بی‌ارزش بودن زمان در برابر ابدیت عشق.

همه عمر گذشته بازآید چو این اقبال جاویدان درآمد

«تمام عمر گذشته (و از دست رفته) بازمی‌گردد،» «هنگامی که این بخت و سعادت جاویدان (عشق الهی) فرا رسد.» این بیت به قدرت عشق در بازگرداندن و پر معنا کردن تمام لحظات زندگی و بخشیدن حیاتی ابدی به عاشق.

چو در کشتی نوحی مست خفته چه غم داری اگر طوفان درآمد

«هنگامی که در کشتی نوح (کشتی نجات عشق و معرفت) مست (از باده‌ی عشق) خفته‌ای،» «چه غمی داری اگر طوفان (حوادث و بلاهای دنیوی) فرا رسد؟» این بیت به امنیت و آرامش عاشق در پناه عشق الهی که او را از هرگونه گزند و بلای دنیوی مصون می‌دارد.

نورانی شدن تبریز با شمس‌الدین

مولانا در پایان غزل، به نقش شمس تبریزی در این تحول اشاره می‌کند:

منور شد چو گردون خاک تبریز چو شمس الدین در آن میدان درآمد

«خاک تبریز (سرزمین تبریز) همچون آسمان (از نور) روشن شد،» «هنگامی که شمس‌الدین (شمس تبریزی) در آن میدان (عرصه‌ی وجود و معرفت) وارد شد.» این بیت به تأثیر حضور شمس تبریزی در روشن کردن و نورانی ساختن عالم و دل‌ها، و نقش او به عنوان مظهر نور الهی.

نکات مهم

  • تحول و نو شدن: با ورود عشق الهی، دوران جهل و غفلت به پایان می‌رسد و دوران عشق و بخشش آغاز می‌شود.
  • شکوفایی دل: فیض الهی دل عاشق را به باغی از زیبایی و طراوت تبدیل می‌کند.
  • شادی فراگیر: عشق الهی منشأ شادی و نشاطی است که تمام غمگینان را نیز شاد می‌کند.
  • نورانی شدن عاشق: جلوه‌ی معشوق، عاشق را نیز نورانی و ارزشمند می‌سازد.
  • رقص و شور عرفانی: ورود معشوق، دعوت به شادی و پای‌کوبی عرفانی است.
  • حیات ابدی در عشق: عشق عمر فانی را جبران می‌کند و به عاشق حیاتی جاویدان می‌بخشد.
  • امنیت در پناه عشق: عاشق در کشتی نجات عشق، از هرگونه بلا و طوفان دنیوی مصون است.
  • نقش شمس تبریزی: شمس تبریزی مظهر نور الهی است که با حضورش، عالم و دل‌ها را روشن می‌سازد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: