مطالب پیشنهادی![]()
چند از این راه نو روزگار
پرده آن یار قدیمی بیار
آتش فرعون بکش ز آب بحر
مفرش نمرود به آتش سپار
چرخ فلک را به خدایی مگیر
انجم و مه را مشناس اختیار
شمس و شموسی که سرآخر شدهست
چون خر لنگست در آن مستدار
باد چو راکع شد و خود را شناخت
نیست در آخر چو خسان بیمدار
چشم در آن باد نهادهست خس
کاو کشدش جانب هر دشت و غار
خیره در آن آب بماندهست سنگ
کوش بغلطاند در سیل بار
گر بد و نیکیم، تو از ما مگیر
ما همه چنگیم و دل ما چو تار
گاه یکی نغمهی تَر مینواز
گاه ز تر بگذر و رو خشک آر
گر ننوازی دل این چنگ را
بس بود اینش که نهی برکنار
نور علی نور چو بنوازیش
باده خوش و خاصه به فصل بهار
در کف عشقست مهار همه
اشتر مستیم در این زیر بار
گاه چو شیری متمثل شود
تا برمد خلق از او چون شکار
گاه چو آبی متشکل شود
خلق رود تشنه بدو جانسپار
این غزل مولانا، دعوتی به بازگشت به اصل و حقیقت وجود و رهایی از فریبهای ظاهری است. مولانا بر قدرت عشق تأکید میکند و آن را بر تمام پدیدههای عالم مسلط میداند. او خود و انسانها را به چنگ و تار تشبیه میکند که در دست معشوق، نغمههای گوناگون مینوازد.
“چند از این راه نو روزگار / پرده آن یار قدیمی بیار”:
“آتش فرعون بکش ز آب بحر / مفرش نمرود به آتش سپار”:
“چرخ فلک را به خدایی مگیر / انجم و مه را مشناس اختیار”:
“شمس و شموسی که سرآخر شدهست / چون خر لنگست در آن مستدار”:
“باد چو راکع شد و خود را شناخت / نیست در آخر چو خسان بیمدار”:
“چشم در آن باد نهادهست خس / کاو کشدش جانب هر دشت و غار”:
“خیره در آن آب بماندهست سنگ / کوش بغلطاند در سیل بار”:
“گر بد و نیکیم، تو از ما مگیر / ما همه چنگیم و دل ما چو تار”:
“گاه یکی نغمهی تَر مینواز / گاه ز تر بگذر و رو خشک آر”:
“گر ننوازی دل این چنگ را / بس بود اینش که نهی برکنار”:
“نور علی نور چو بنوازیش / باده خوش و خاصه به فصل بهار”:
“در کف عشقست مهار همه / اشتر مستیم در این زیر بار”:
“گاه چو شیری متمثل شود / تا برمد خلق از او چون شکار”:
“گاه چو آبی متشکل شود / خلق رود تشنه بدو جانسپار”:
غزل ۱۱۶۶ مولانا، بیانی عمیق از سلطه و قدرت مطلق “عشق” بر هستی و تأثیر آن بر انسان است. مولانا ابتدا به لزوم رهایی از ظواهر و بازگشت به حقیقت ازلی اشاره میکند و بر غلبهی عشق و معرفت بر جهل و تکبر تأکید دارد. او مقام خدایی را از چرخ و انجم نفی میکند و تمام کمالات ظاهری را در برابر عشق ناچیز میشمارد. مولانا با تمثیل انسان به “چنگ و تار” در دست معشوق، به وابستگی مطلق او به فیض الهی و تنوع حالات عاشق (غم و شادی) اشاره میکند. در نهایت، با تأکید بر اینکه “مهار همه در کف عشق است”، آن را به دو صورت متضاد اما مکمل (شیر هولناک و آب حیاتبخش) تجلیگر میداند که هر دو برای هدایت و جذب انسان به سوی خود عمل میکنند. این غزل به خوبی دیدگاه مولانا دربارهی توحید، قدرت عشق، نقش انسان در برابر تقدیر الهی، و تنوع تجلیات حق را به تصویر میکشد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر