تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1482

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1482

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1482

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۴۸۲

چون در عدم آییم و سر از یار برآریم
از سنگ سیه نعره اقرار برآریم

بر کارگه دوست چو بر کار نشینیم
مر جمله جهان را همه از کار برآریم

گلزار رخ دوست چو بی‌پرده ببینیم
صد شعله ز عشق از گل گلزار برآریم

بر دلدل دل چون فِکنَد دولت ما زین
بس گَرد که ما از ره اسرار برآریم

چون از می شمس الحق تبریز بنوشیم
صد جوشِ عجب از خُم و خمّار برآریم

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۴۸۲ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، بیانگر قدرت و تأثیر عظیم عشق الهی بر وجود عاشق و جهان پیرامون اوست. مولانا با اشاره به فنای در معشوق (آمدن در عدم) و تجلی دوباره از او، به تغییر بنیادین در هستی و توانایی‌های عارف می‌پردازد. او عشق را نیرویی می‌داند که می‌تواند جهان را دگرگون کند، رازها را آشکار سازد و معجزات به بار آورد. غزل با تأکید بر میِ شمس‌الحق تبریزی و جوشش‌های عجیب از آن باده، به اوج شور و حال عرفانی می‌رسد.

تجلی از عدم و اقرار از سنگ (بیت ۱ و ۲)

غزل با تصویری قدرتمند از فنا و بقا در عشق آغاز می‌شود: “چون در عدم آییم و سر از یار برآریم / از سنگ سیه نعره اقرار برآریم“. هنگامی که (در عشق او) به مقام عدم (فنای مطلق) می‌رسیم و (دوباره) از وجود یار (معشوق) سر برمی‌آوریم (بقای بعد از فنا را تجربه می‌کنیم)، (آن‌چنان مست و بی‌خود می‌شویم که) از سنگ سیاه نیز بانگ و فریاد اقرار (به یگانگی معشوق) برمی‌آوریم. (اشاره به فراگیر شدن تجلی عشق تا حدی که جمادات نیز به اقرار درآیند).

بر کارگه دوست چو بر کار نشینیم / مر جمله جهان را همه از کار برآریم“. هنگامی که در کارگاه (عالم هستی) دوست (خداوند)، بر سر کار (مقام عمل و تصرف) می‌نشینیم، تمام جهان را از کار (نظم و روال عادی) خارج می‌کنیم (یعنی بر نظم جهان تصرف و تأثیر می‌گذاریم).

تجلی رخ دوست و شعله‌های عشق (بیت ۳ و ۴)

مولانا به تأثیر دیدن جمال معشوق و آشکار شدن اسرار اشاره می‌کند: “گلزار رخ دوست چو بی‌پرده ببینیم / صد شعله ز عشق از گل گلزار برآریم“. زمانی که گلستان چهره‌ی دوست (جمال معشوق) را بی‌پرده (بدون حجاب) ببینیم، صد شعله (نور و شور) از عشق را از گل (مظاهر) آن گلستان بیرون می‌آوریم. (یعنی هر ذره از جمال او منبع صدها تجلی عشقی می‌شود).

بر دلدل دل چون فِکنَد دولت ما زین / بس گَرد که ما از ره اسرار برآریم“. هنگامی که دولت و سعادت ما (از طریق معشوق)، زین (قدرت و اقتدار) را بر “دلدل دل” (مانند دلدل، اسب پیامبر، اشاره به مرکب باطنی دل) می‌افکند، (آن‌قدر در سیر معنوی پیش می‌رویم که) گرد و غبار زیادی از راه اسرار (معارف پنهان) برمی‌آوریم. (یعنی با سرعت و قدرت در مسیر اسرار عرفانی پیش می‌رویم و آن‌ها را آشکار می‌کنیم).

میِ شمس‌الحق تبریز و جوشش‌های عجیب (بیت ۵)

غزل با اشاره به شمس تبریزی و تأثیر باده‌ی او پایان می‌یابد: “چون از می شمس الحق تبریز بنوشیم / صد جوشِ عجب از خُم و خمّار برآریم“. هنگامی که از میِ (باده‌ی) شمس‌الحق تبریز (معارف و عشق شمس) می‌نوشیم، صد جوشش عجیب و شگفت‌انگیز را از خم (انبان باده، کنایه از وجود خودمان) و از خمّار (ساقی، کنایه از شمس) بیرون می‌آوریم. (یعنی از مستی و فیض شمس، شور و تحولات شگرف در وجودمان برمی‌خیزد).


این غزل با زبانی سرشار از شور و عظمت، به قدرت دگرگون‌کننده‌ی عشق الهی و جایگاه رفیع عارف واصل در جهان هستی می‌پردازد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: