تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 979 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 979 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 979 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۷۹ دیوان شمس مولانا

شاهدی بین که در زمانه بزاد
بت و بتخانه را به باد بداد

شاهدانی که در جهان سمرند
کس از ایشان دگر نیارد یاد

از رخ ماه او چو ابر گشود
هفت گردون ز همدگر بگشاد

همچو مهتاب شاخ شاخ آن نور
سوی هر روزنی درون افتاد

تابشش چون بتافت بیشترک
جان‌ها را بخورد از بنیاد

جان‌ها ذره ذره رقصان گشت
پیش خورشید جان‌ها دلشاد

همچو پرواز شمس تبریزی
جمله پران که هر چه بادا باد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۷۹ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۷۹ مولانا، بیانگر ظهور یک “شاهد” (معشوق، پیر کامل، یا شمس تبریزی) است که با حضور خود، تمامی بت‌ها و بتخانه‌های ذهنی و مادی را در هم می‌شکند. مولانا در این غزل، با تأکید بر قدرت بی‌نظیر و تحول‌آفرین این شاهد، به گشوده شدن حجاب‌ها، رقصان شدن جان‌ها، و پرواز شورانگیز آن‌ها به سوی حقیقت اشاره می‌کند. او اوج این رهایی و تسلیم را در “پرواز شمس تبریزی” می‌بیند.

ظهور شاهد و نابودی بت‌ها

مولانا غزل را با معرفی “شاهد” آغاز می‌کند:

شاهدی بین که در زمانه بزاد بت و بتخانه را به باد بداد

«شاهدی (معشوق/شمس تبریزی) را ببین که در این زمانه (دنیا) متولد شد (ظهور کرد)،» «(و با ظهور خود) بت و بتخانه (هر آنچه غیر حق است، اعم از بت‌های مادی، تعلقات، خودپرستی، و مکاتب باطل) را به باد داد (نابود کرد).» این بیت، بیانگر ظهور یک منجی معنوی یا پیر کامل که ریشه‌ی تمامی تعلقات و اوهام را برمی‌کند.

شاهدانی که در جهان سمرند کس از ایشان دگر نیارد یاد

«شاهدان (زیبارویان و معشوقان ظاهری) که در جهان تنها افسانه و قصه (سمر) هستند،» «(پس از ظهور این شاهد حقیقی) کسی دیگر از آن‌ها یاد نخواهد کرد (و فراموش می‌شوند).» این بیت، مقایسه شاهد حقیقی با شاهدان ظاهری و بیان برتری و ماندگاری شاهد الهی.

گشوده شدن حجاب‌ها و نورافشانی

مولانا به تأثیر حضور این شاهد اشاره می‌کند:

از رخ ماه او چو ابر گشود هفت گردون ز همدگر بگشاد

«همچون ابر که از روی ماه او (شاهد/معشوق که نورانی چون ماه است) کنار رفت (و رخ نمایاند)،» «(با این گشایش) هفت گردون (هفت آسمان، تمامی عالم هستی) از همدیگر گشوده شد (و حقایق آشکار گشت).» این بیت، بیانگر آشکار شدن حقایق و رفع حجاب‌ها با ظهور این شاهد.

همچو مهتاب شاخ شاخ آن نور سوی هر روزنی درون افتاد

«همچون مهتاب، نور او (شاهد) شاخ شاخ (پراکنده و در هر سو)،» «به سوی هر روزن (درگاهی) در درون (دل‌ها و جان‌ها) افتاد (و به هر وجودی راه یافت).» این بیت، تأکید بر فراگیری و نفوذ نور معنوی شاهد در تمامی موجودات و دل‌ها.

ذوب شدن جان‌ها و رقص ذرات

مولانا به تأثیر عمیق نور شاهد بر جان‌ها اشاره می‌کند:

تابشش چون بتافت بیشترک جان‌ها را بخورد از بنیاد

«هنگامی که تابش نور او (شاهد) بیشتر و بیشتر شد،» «جان‌ها را از اساس و ریشه (بنیاد) بلعید (و در خود فانی ساخت).» این بیت، بیانگر قدرت فناکننده و ذوب‌کننده‌ی عشق الهی که جان‌ها را در خود محو می‌کند.

جان‌ها ذره ذره رقصان گشت پیش خورشید جان‌ها دلشاد

«جان‌ها (پس از فانی شدن) ذره ذره به رقص درآمدند (و در شور و وجد قرار گرفتند)،» «پیش خورشید (نور) جان‌ها (همان شاهد)، دلشاد و خوشحال بودند.» این بیت، تصویری زیبا از رقص سماع عارفانه و شادمانی جان‌های فانی شده در نور معشوق.

پرواز همچون شمس تبریزی

مولانا غزل را با اشاره به شمس تبریزی به پایان می‌برد:

همچو پرواز شمس تبریزی جمله پران که هر چه بادا باد

«همچون پرواز شمس تبریزی (که بی‌باک و رها بود)،» «همگی (جان‌ها) پران شدند (و اوج گرفتند) با این اندیشه که “هر چه بادا باد” (با تسلیم کامل به اراده‌ی معشوق).» این بیت، پایان غزل با تأکید بر نهایت رهایی و تسلیم در مسیر عشق که اوج آن را در پرواز شمس تبریزی می‌بیند.

نکات مهم

  • ظهور منجی معنوی: شاهدی که بت‌ها و تعلقات را نابود می‌کند.
  • برتری شاهد حقیقی بر ظاهری: معشوقان ظاهری فراموش می‌شوند.
  • رفع حجاب‌ها و آشکار شدن حقایق: با ظهور او، عالم گشوده می‌شود.
  • فراگیری نور معنوی: نور او به هر روزن و دلی نفوذ می‌کند.
  • فنا و رقص جان‌ها: نور او جان‌ها را می‌بلعد و آن‌ها را در شور و وجد به رقص درمی‌آورد.
  • تسلیم مطلق و رهایی: پرواز جان‌ها همچون شمس تبریزی با شعار “هر چه بادا باد” نشانه‌ی نهایت تسلیم است.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۷۹ مولانا، تصویری شگفت‌انگیز از ظهور یک “شاهد” کامل است که با نور و قدرت خود، تمامی تاریکی‌ها و تعلقات را در هم می‌شکند. مولانا با بیان اینکه این “شاهد” با آمدنش “بت و بتخانه را به باد بداد”، به نقش او در ریشه‌کن کردن هر آنچه که حجاب راه حق است، اشاره می‌کند. او این شاهد را برتر از “شاهدان” ظاهری جهان می‌داند که همگی فراموش‌شدنی‌اند.

مولانا در ادامه، تأثیر حضور این شاهد را با کنار رفتن “ابر” از رخ “ماه” او مقایسه می‌کند، که در پی آن “هفت گردون” (تمامی هستی) از هم گشوده می‌شود و حقایق آشکار می‌گردد. نور او، همچون “مهتاب”، شاخ شاخ و فراگیر به هر “روزنی” (دل و وجودی) می‌تابد. این تابش، آنچنان قوی است که “جان‌ها را بخورد از بنیاد” (فنا می‌کند) و این فنا، موجب “رقصان شدن ذره ذره جان‌ها” در پیش “خورشید جان‌ها” با دلی شاد می‌شود. در نهایت، مولانا با اشاره به “پرواز شمس تبریزی” به عنوان اوج رهایی و بی‌باکی، بیان می‌کند که تمامی جان‌ها نیز “پران” شدند با این تسلیم مطلق که “هر چه بادا باد”. این غزل پیامی از قدرت تحول‌آفرین عشق و حضور پیر کامل، فنای عاشق در معشوق، و نهایت رهایی و تسلیم در مسیر روحانی را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: