تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 704 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 704 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 704 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۰۴ دیوان شمس مولانا

آن جا که چو تو نگار باشد
سالوس و حفاظ عار باشد

سالوس و حیل کنار گیرد
چون رحمت بی‌کنار باشد

بوسی به دغا ربودم از تو
ای دوست دغا سه بار باشد

امروز وفا کن آن سوم را
امروز یکی هزار باشد

من جوی و تو آب و بوسه آب
هم بر لب جویبار باشد

از بوسه آب بر لب جوی
اشکوفه و سبزه زار باشد

از سبزه چه کم شود که سبزه
در دیده خیره خار باشد

موسی ز عصا چرا گریزد
گر بر فرعون مار باشد

بر فرعونان که نیل خون گشت
بر مؤمن خوشگوار باشد

هرگز نرمد خلیل ز آتش
گر بر نمرود نار باشد

یعقوب کجا رمد ز یوسف
گر بر پسرانش بار باشد

آن باد بهار جان باغست
بر شوره اگر غبار باشد

زان باغ درخت برگ یابد
اشکوفه بر او سوار باشد

احمد چو تو راست پس ز بوجهل
عشقا سزدت که عار باشد

این را بر دست و آن بدین مات
کار دنیا قمار باشد

آن کس که ز بخت خود گریزد
بگریخته شرمسار باشد

هین دام منه به صید خرگوش
تا شیر تو را شکار باشد

ای دل ز عبیر عشق کم گوی
خود بو برد آن که یار باشد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۰۴ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۰۴ مولانا، غزلی سرشار از بیان لطایف عشق الهی، تمایز میان ظاهر و باطن، و اهمیت حقیقت‌بینی در مسیر سلوک است. مولانا در این غزل، بر رها کردن ریا و سالوس در حضور معشوق، بی‌کرانگی رحمت الهی، و تبدیل بلایا به نعمت برای مؤمنان تأکید می‌کند. او همچنین به نقش مهم دل در ادراک حقایق عشق اشاره دارد.

ترک سالوس در حضور معشوق

مولانا غزل را با بیان بی‌نیازی از ریا در حضور معشوق آغاز می‌کند:

آن جا که چو تو نگار باشد سالوس و حفاظ عار باشد

«در آن جایی که نگار (معشوق زیبا) چون تو (که مظهر جمال و کمالی) حضور دارد،» «ریا و سالوس (دو رویی) و تظاهر به پاکی (حفاظ) مایه‌ی شرم و عار (عیب) خواهد بود.» این بیت به لزوم رها کردن هرگونه تظاهر و سالوس در برابر حقیقت مطلق معشوق اشاره دارد؛ در حضور او نیازی به خودنمایی و ریاکاری نیست.

سالوس و حیل کنار گیرد چون رحمت بی‌کنار باشد

«سالوس و نیرنگ‌ها کنار گذاشته می‌شود،» «زیرا (در حضور معشوق) رحمت (الهی) بی‌کران و نامحدود است.» این بیت به فراوانی رحمت الهی اشاره دارد که جایی برای سالوس و حیله‌گری نمی‌گذارد و همه را سیراب می‌کند.

تقاضای وصال و نقش آب حیات

مولانا به تقاضای وصال و تمثیل بوسه با آب حیات می‌پردازد:

بوسی به دغا ربودم از تو ای دوست دغا سه بار باشد

«بوسه‌ای (اشاره به وصال یا فیضی) با نیرنگ (یا با جسارت) از تو (معشوق) ربودم،» «ای دوست، (این نیرنگ) سه بار خواهد بود.» این بیت به جسارت عاشق در طلب فیض از معشوق و اشاره به دفعات آن یا مراحل خاصی از طلب.

امروز وفا کن آن سوم را امروز یکی هزار باشد

«امروز به آن (وعده‌ی) سوم (یا آن خواسته‌ی پنهان) وفا کن،» «که امروز (در این زمان حال و اکنونِ وصال) یک (بوسه یا یک فیض) به اندازه‌ی هزار (فیض) ارزش دارد.» این بیت به اهمیت زمان حال و لحظه‌ی وصال اشاره دارد که هر لحظه‌ی آن ارزشی بی‌نهایت دارد.

من جوی و تو آب و بوسه آب هم بر لب جویبار باشد

«من (عاشق) مانند جوی (تشنه) هستم و تو (معشوق) مانند آب (حیات)، و بوسه نیز (مانند) آب است،» «همین‌طور (جایگاه) آن (بوسه) بر لب جویبار (محل اتصال و وصال) است.» این بیت به عطش عاشق و فیض‌بخشی معشوق، و بوسه به عنوان نماد وصال و پیوستگی در محل اتصال (لب جوی).

از بوسه آب بر لب جوی اشکوفه و سبزه زار باشد

«از بوسه (تماس) آب بر لب جوی (کناره‌های آن)،» «شکوفه و سبزه زار (رشد و طراوت) پدید می‌آید.» این بیت به برکت وصال و فیض معشوق اشاره دارد که موجب رشد و شکوفایی در جان عاشق (مانند شکوفایی در طبیعت) می‌شود.

تمایز ظواهر و حقیقت

مولانا به تمایز میان ظواهر و حقیقت می‌پردازد:

از سبزه چه کم شود که سبزه در دیده خیره خار باشد

«چه چیزی از سبزه (نماد زیبایی ظاهری دنیا) کم می‌شود (اگر چنین باشد)، که سبزه (با وجود زیبایی ظاهری‌اش) در چشم برخی (بی‌توجهان یا منکران حقیقت) خار باشد (و هیچ ارزشی نداشته باشد)؟» این بیت به بی‌ارزشی ظواهر دنیا در چشم کسی که حقیقت را نمی‌بیند.

موسی ز عصا چرا گریزد گر بر فرعون مار باشد

«موسی چرا از عصای (خود) بگریزد،» «اگر (آن عصا) بر (علیه) فرعون (نماد نفس اماره یا شیطان) مار باشد (و وسیله‌ی غلبه بر او باشد)؟» این بیت به عدم ترس مؤمن از ابزارها و قدرت‌های الهی، حتی اگر در ظاهر ترسناک باشند، زمانی که برای مقابله با باطل به کار روند.

بر فرعونان که نیل خون گشت بر مؤمن خوشگوار باشد

«(همان نیل) که بر فرعونان (دشمنان خدا) خون گشت،» «بر مؤمن (دوست خدا) خوشگوار (و گوارا) باشد.» این بیت به دیدگاه مؤمن که بلاها و مصیبت‌ها نیز برای او به نعمت تبدیل می‌شوند.

هرگز نرمد خلیل ز آتش گر بر نمرود نار باشد

«هرگز خلیل (ابراهیم نبی، که نماد توکل مطلق است) از آتش (نمرود) نمی‌ترسد،» «اگر (آن آتش) بر نمرود (دشمن خدا) آتش باشد (و او را بسوزاند).» این بیت به بی‌باکی کامل مؤمن در برابر بلاها، زمانی که آن بلاها بر دشمنان حق وارد می‌شوند.

یعقوب کجا رمد ز یوسف گر بر پسرانش بار باشد

«یعقوب کجا از (وصال) یوسف (نماد معشوق) دوری می‌کند،» «اگر (حتی) بر پسرانش (فرزندانش) بار (غم و اندوه یا سختی) باشد؟» این بیت به شدت شوق وصال عاشق به معشوق، حتی اگر این وصال به ظاهر سختی‌هایی برای او یا عزیزانش داشته باشد.

لطف الهی و تمایز حق و باطل

مولانا به لطف الهی و تمایز حق و باطل اشاره می‌کند:

آن باد بهار جان باغست بر شوره اگر غبار باشد

«آن باد (لطف) بهار (الهی) جان باغ (هستی) است،» «(حتی) اگر بر زمین شوره (دلها یا وجودهای بی‌حاصل) نیز غبار (اثر و نفوذ کمی) داشته باشد.» این بیت به فراگیر بودن لطف الهی که حتی بر دل‌های بی‌حاصل نیز تأثیر می‌گذارد.

زان باغ درخت برگ یابد اشکوفه بر او سوار باشد

«از آن باغ (لطف الهی)، درخت (وجود انسان) برگ می‌یابد (رشد می‌کند)،» «(و) شکوفه (ثمره‌ی معنوی) بر او سوار (پدیدار) می‌شود.» این بیت به رشد و شکوفایی معنوی انسان‌ها در پرتو لطف و عنایت الهی.

احمد چو تو راست پس ز بوجهل عشقا سزدت که عار باشد

«چون احمد (پیامبر اکرم) از آن تو (معشوق و حقیقت مطلق) است، پس (وجود) ابوبهل (نماد جهل و عناد)،» «ای عشق! سزاوار توست که (از او) شرم و عار داشته باشی (و با او نسبتی نداشته باشی).» این بیت به عدم سنخیت حقیقت عشق با جهل و عناد، و تأکید بر اینکه عشق تنها با اهلش رابطه دارد.

این را بر دست و آن بدین مات کار دنیا قمار باشد

«این (دنیا) یکی را غالب می‌کند و آن (دیگری) را مات (بازنده) می‌سازد،» «(زیرا) کار دنیا قمار است (و بر اساس بخت و شانس و بی‌ثباتی می‌چرخد).» این بیت به بی‌ثباتی و قمارگونه بودن امور دنیوی و عدم اتکا به آن.

آن کس که ز بخت خود گریزد بگریخته شرمسار باشد

«آن کس که از بخت (تقدیر الهی یا فرصت‌های معنوی) خود بگریزد،» «(سرانجام) با شرمساری فرار کرده است.» این بیت به لزوم پذیرش تقدیر و بهره‌برداری از فرصت‌های معنوی.

صید شیر و لطف عشق

مولانا به شکار حقیقی و نفوذ عشق اشاره می‌کند:

هین دام منه به صید خرگوش تا شیر تو را شکار باشد

«هشدار! دام برای شکار خرگوش (امور بی‌ارزش و کوچک دنیوی) نینداز،» «تا (بتوانی) شیر (حقیقت بزرگ و گرانبها) را شکار کنی (به دست آوری).» این بیت به ترک مطامع کوچک دنیوی برای رسیدن به اهداف بزرگ معنوی.

ای دل ز عبیر عشق کم گوی خود بو برد آن که یار باشد

«ای دل، از عطر (عبیر) عشق کم سخن بگو (و توضیح نده)،» «خودش بو می‌برد (و درک می‌کند) آن کسی که یار (اهل عشق و هم‌راز) باشد.» این بیت به عدم نیاز عشق به شرح و بیان زیاد، زیرا اهل دل خودشان بوی آن را درک می‌کنند.


نکات مهم

  • رهایی از ریا: در حضور معشوق (حقیقت مطلق)، هرگونه ریا و تظاهر بیهوده و شرم‌آور است.
  • فراوانی رحمت: رحمت الهی چنان بی‌کران است که جایی برای حیله‌گری نمی‌ماند.
  • ارزش زمان حال: لحظه‌ی وصال با معشوق ارزشی بی‌نهایت دارد.
  • برکت وصال: فیض و وصال معشوق موجب رشد و شکوفایی معنوی می‌شود.
  • حقیقت‌بینی: ظواهر دنیا در چشم کسی که حقیقت را نبیند، بی‌ارزش و حتی آزاردهنده است.
  • بلا در نظر مؤمن: بلاها برای دشمنان حق، عذاب و برای مؤمنان، خوشگوار و وسیله‌ی رشدند.
  • شوق بی‌قید و شرط: عاشق برای وصال معشوق از هیچ سختی‌ای نمی‌ترسد و خود را وقف می‌کند.
  • فراگیری لطف الهی: لطف خداوند حتی بر دل‌های بی‌حاصل نیز تأثیر می‌گذارد و موجب رویش معنوی می‌شود.
  • بی‌ثباتی دنیا: امور دنیوی ناپایدار و قمارگونه‌اند؛ نباید به آن‌ها دل بست.
  • اهمیت فرصت‌ها: گریز از تقدیر یا فرصت‌های معنوی، موجب پشیمانی است.
  • هدف بزرگ معنوی: نباید وقت را صرف اهداف کوچک دنیوی کرد؛ باید به دنبال شکار شیر حقیقت بود.
  • درک باطنی عشق: عشق نیازی به توضیح ندارد؛ اهل دل خود بوی آن را درک می‌کنند.

این غزل با بیانی لطیف و پر از حکمت، سالک را به دوری از ظواهر و تمرکز بر جوهر عشق و حقیقت الهی فرا می‌خواند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: