مطالب پیشنهادی![]()
پیرهن یوسف و بو میرسد
در پی این هر دو خود او میرسد
بوی می لعل بشارت دهد
کز پی من جام و کدو میرسد
نفس اناالحق تو منصور گشت
نور حقش توی به تو میرسد
نیست زیان هیچ ز سنگ آب را
سنگ بلاها به سبو میرسد
آب حیاتست ورای ضمیر
جوی بکن کآب به جو میرسد
آب بزن بر حسد آتشین
باد در این خاک از او میرسد
عشق و خرد خانه درون جنگیند
عربده هر لحظه به کو میرسد
هر چه دهد عاشق از رخت و بخت
عاقبت آن جمله بدو میرسد
گرچه بسی برد ز شوهر عروس
او و جهازش نه به شو میرسد
مایدهای خواستی از آسمان
خیز ز خود دست بشو میرسد
مژده ده ای عشق که از شمس دین
از تبریز آیت نو میرسد
غزل ۹۹۷ مولانا، بیانگر نوید وصال معشوق و جلوههای حق در وجود انسان کامل است. مولانا در این غزل، با تمثیل “پیرهن یوسف”، به نشانههای رسیدن معشوق اشاره میکند و با تأکید بر قدرت “نفس اناالحق” در فنای فیالله، به پذیرش بلاها و لزوم تلاش برای رسیدن به “آب حیات” میپردازد. او در نهایت، به جدال “عشق و خرد” و نقش “شمس دین” در ظهور “آیت نو” اشاره میکند.
مولانا غزل را با نوید رسیدن معشوق آغاز میکند:
پیرهن یوسف و بو میرسد در پی این هر دو خود او میرسد
«نشانههای (مانند) پیراهن یوسف (که بوی او را به پدرش رساند) و بوی (حضور معشوق) به مشام میرسد،» «(و) در پی این دو نشانه، خود او (معشوق حقیقی) نیز میرسد (و ظاهر میشود).» این بیت، بیانگر نوید نزدیک شدن وصال معشوق و ظهور نشانههای آن.
بوی می لعل بشارت دهد کز پی من جام و کدو میرسد
«بوی شراب (معرفت) لعلگون (سرخ و درخشان) بشارت میدهد،» «که در پی من (بوی معرفت)، جام (شراب) و کدو (ظرف شراب) نیز میرسد (و معرفت به طور کامل و ملموس خواهد آمد).» این بیت، تأکید بر ظهور کامل معرفت پس از دریافت نشانههای اولیه.
مولانا به مقام فنای فیالله اشاره میکند:
نفس اناالحق تو منصور گشت نور حقش توی به تو میرسد
«نفس (جان و وجود) تو که “اناالحق” (من حق هستم) گفت (مانند منصور حلاج)، به مقام منصور (پیروز و یاریشده از حق) رسید،» «(زیرا) نور حق، تویی و (این نور) به خود تو میرسد (و در تو تجلی مییابد).» این بیت، بیانگر فنای کامل در حق که در آن، سالک به مقام “اناالحق” میرسد و حقیقت وجودی او، نور حق میشود.
مولانا به لزوم پذیرش سختیها و تلاش برای رسیدن به معرفت اشاره میکند:
نیست زیان هیچ ز سنگ آب را سنگ بلاها به سبو میرسد
«هیچ زیانی از سنگ (سختیها) به آب (وجود لطیف و جاری انسان) نمیرسد،» «(زیرا) سنگ بلاها (سختیها و امتحانات) به (مثابه وسیلهای برای رسیدن به) سبو (ظرف آب، یعنی کمال و معرفت) میرسد (و موجب رسیدن به هدف میشود).» این بیت، بیانگر این است که بلاها و سختیها برای جان لطیف، زیانآور نیستند، بلکه موجب رسیدن به کمال میشوند.
آب حیاتست ورای ضمیر جوی بکن کآب به جو میرسد
«آب حیات (معرفت جاودان) ورای (فکر و) ضمیر (درک ذهنی) است،» «(پس) جوی (کانالی) بکن (تلاش کن و راه را هموار کن)، که آب (حیات) به (این) جو (که کندهای) میرسد (و به تو خواهد رسید).» این بیت، دعوت به تلاش و مجاهدت درونی برای رسیدن به معرفت که فراتر از درک عادی است.
آب بزن بر حسد آتشین باد در این خاک از او میرسد
«آب (لطف و رحمت) بزن بر آتش حسد (که در وجودت شعلهور است)،» «(زیرا) باد (فتنه و وسوسه) در این خاک (وجود انسان) از (همین) حسد میرسد (و موجب آلودگی میشود).» این بیت، دعوت به از بین بردن حسد که منشأ بسیاری از آلودگیها و فتنههاست.
مولانا به تضاد عشق و عقل و بخشندگی عاشق اشاره میکند:
عشق و خرد خانه درون جنگیند عربده هر لحظه به کو میرسد
«عشق و خرد (عقل جزئی) در خانهی درون (وجود انسان) در حال جنگ و ستیز هستند،» «(و) فریاد و نزاع (عربده) آنها هر لحظه به کوچه و برزن (به بیرون) میرسد (و آشکار میشود).» این بیت، بیانگر تضاد و جدال همیشگی میان عشق (که فراتر از منطق است) و عقل (که مقید به منطق است) در وجود انسان.
هر چه دهد عاشق از رخت و بخت عاقبت آن جمله بدو میرسد
«هر چه عاشق از دارایی (رخت) و اقبال (بخت) خود ببخشد (در راه عشق)،» «عاقبت همهی آن (به صورت پاداش و لطف الهی) به خودش بازمیگردد (بدو میرسد).» این بیت، تأکید بر قانون بخشش و بازگشت آن به دهنده در راه عشق.
گرچه بسی برد ز شوهر عروس او و جهازش نه به شو میرسد
«اگرچه عروس (نفس انسان) چیزهای زیادی از شوهر (عقل یا معشوق) میگیرد (و بهره میبرد)،» «(اما) خودش و جهیزیهاش (تعلقاتش) به شوهر (حقیقی) نمیرسد (و به وصال کامل نمیرسد).» این بیت، بیانگر این است که نفس انسان با تعلقات خود، نمیتواند به وصال حقیقی برسد، حتی اگر از آن بهرهمند شود. (ممکن است شوهر در اینجا اشاره به حق باشد و عروس نفس انسان که هنوز با تعلقات خود، به وصال کامل نرسیده است).
مولانا به لزوم رهایی از خود و نوید از شمس تبریزی اشاره میکند:
مایدهای خواستی از آسمان خیز ز خود دست بشو میرسد
«(اگر) سفرهای از غذا (مایده) از آسمان (لطف الهی) خواستی،» «برخیز و دست از خود (خودیت و تعلقات نفسانی) بشوی (رها کن)، (آن مایده) میرسد (و به تو خواهد رسید).» این بیت، دعوت به رهایی از خود برای دریافت الطاف الهی.
مژده ده ای عشق که از شمس دین از تبریز آیت نو میرسد
«ای عشق، مژده بده که از (وجود) شمس دین (شمس تبریزی)،» «از (شهر) تبریز، نشانهای (آیت) تازه (و شگفتانگیز) میرسد (و ظاهر میشود).» این بیت، پایان غزل با مژدهی ظهور شمس تبریزی و جلوههای تازه او از تبریز.
غزل ۹۹۷ مولانا، بیانگر امید و بشارت به وصال معشوق و ظهور حقایق معنوی است که در نهایت به شمس تبریزی میرسد. مولانا با تمثیل “پیرهن یوسف” و “بوی می لعل”، نوید میدهد که نشانههای حضور معشوق (یا معرفت) در حال رسیدن است و به دنبال آن، خود حقیقت نیز ظاهر خواهد شد. او با اشاره به “نفس اناالحق” و “منصور” شدن، به مقام فنای فیالله اشاره میکند، جایی که نور حق در وجود سالک تجلی مییابد و او خود را با حق یکی میبیند.
مولانا سپس به نقش بلاها در مسیر سلوک میپردازد و بیان میکند که “سنگ بلاها” برای “آب” (جان لطیف) زیانآور نیست، بلکه “به سبو” (کمال) میرسد. او “آب حیات” را ورای “ضمیر” میداند و سالک را به “جوی کندن” (تلاش) دعوت میکند تا این آب به او برسد. مولانا با اشاره به “حسد آتشین” و “باد”ی که از آن میخیزد، به لزوم پالایش درونی و از بین بردن صفات ناپسند تأکید میورزد. او به “جنگ” همیشگی “عشق و خرد” در “خانه درون” اشاره میکند که “عربده” آن به بیرون میرسد. مولانا با بیان اینکه “هر چه دهد عاشق از رخت و بخت، عاقبت آن جمله بدو میرسد”، به قانون بازگشت بخشش در راه عشق اشاره دارد و سپس با تمثیل “عروس” و “شوهر”، به این نکته میپردازد که نفس با تعلقاتش نمیتواند به وصال حقیقی برسد. در نهایت، مولانا با یک مژدهی بزرگ، غزل را به پایان میبرد: “مژده ده ای عشق که از شمس دین / از تبریز آیت نو میرسد.” این بیت تأکیدی صریح بر نقش محوری شمس تبریزی به عنوان مظهر “آیت نو” و سرچشمهی الهامات تازه در تبریز برای مولاناست. این غزل پیامی از امید به وصال، لزوم فنای در حق، اهمیت تلاش و پالایش درونی، و جایگاه بیبدیل شمس تبریزی در سلوک عارفانه را در خود جای داده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر