تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1140

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1140

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1140

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1140

بیامدیم دگربار چون نسیم بهار
برآمدیم چو خورشید با صد استظهار

چو آفتاب تموزیم رغم فصل عجوز
فکنده غلغل و شادی میانه گلزار

هزار فاخته جویان ما که کو کوکو
هزار بلبل و طوطی به سوی ما طیار

به ماهیان خبر ما رسید در دریا
هزار موج برآورد جوش دریابار

به ذات پاک خدایی که گوش و هوش دهد
که در جهان نگذاریم یک خرد هشیار

به مصطفی و به هر چار یار فاضل او
که پنج نوبت ما می‌زنند در اسرار

بیامدیم ز مصر و دو صد قطار شکر
تو هیچ کار مکن جز که نیشکر مفشار

نبات مصر چه حاجت که شمس تبریزی
دو صد نبات بریزد ز لفظ شکربار

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1140 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، غزلی پر از شور و سرور و خودستایی عرفانی است. مولانا در این غزل، با زبانی پرقدرت و استعاری، آمدن خود یا شمس تبریزی را به مثابه رستاخیزی معنوی توصیف می‌کند که جهان را متحول می‌سازد و همه موجودات را به وجد می‌آورد.

بیت اول

“بیامدیم دگربار چون نسیم بهار / برآمدیم چو خورشید با صد استظهار”:

  • “ما (عاشقان حق یا خود مولانا/شمس) دوباره مانند نسیم بهار (با طراوت و حیات‌بخش) آمدیم.”
  • “و چون خورشید (درخشان و گرمازا)، با صدها قدرت و پشتیبانی (استظهار) برآمدیم (ظاهر شدیم).” این بیت به احیای روحی و معنوی اشاره دارد که با آمدن این وجود مبارک صورت می‌گیرد.

بیت دوم

“چو آفتاب تموزیم رغم فصل عجوز / فکنده غلغل و شادی میانه گلزار”:

  • “ما مانند آفتاب تابستان (تموز) هستیم، با وجود اینکه فصل (ظاهراً) پیر و فرسوده است (فصل پیری عالم یا خشکی معنوی).”
  • “(این آمدن ما) شور و غوغا و شادی در میان گلزار (وجود هستی یا دل‌های پاک) افکنده است.” این بیت به قدرت و تأثیر شگرف این حضور روحانی اشاره دارد که حتی در شرایط نامساعد نیز شور و حیات می‌آفریند.

بیت سوم

“هزار فاخته جویان ما که کو کوکو / هزار بلبل و طوطی به سوی ما طیار”:

  • “هزاران فاخته (کنایه از طالبان حقیقت) در جستجوی ما “کوکو” می‌کنند (ناله و جستجو می‌کنند).”
  • “هزاران بلبل و طوطی (کنایه از عاشقان و اهل معرفت) به سوی ما پرواز می‌کنند.” این بیت به جذب بی‌شمار طالبان و عاشقان به سوی این منبع روحانی اشاره دارد.

بیت چهارم

“به ماهیان خبر ما رسید در دریا / هزار موج برآورد جوش دریابار”:

  • “خبر آمدن ما به ماهیان در دریا نیز رسید.”
  • “(در نتیجه) هزاران موج در دریا برآمد و جوش و خروش (دریاوار) برپا شد.” این بیت به تأثیر عمیق و فراگیر این حضور روحانی بر تمام سطوح هستی، حتی موجودات ناآگاه اشاره دارد.

بیت پنجم

“به ذات پاک خدایی که گوش و هوش دهد / که در جهان نگذاریم یک خرد هشیار”:

  • “سوگند به ذات پاک خداوندی که گوش و هوش (بصیرت و درک) به موجودات می‌دهد،”
  • “که در این جهان حتی یک خرد (انسان معمولی) را نیز هوشیار (بی‌بهره از مستی عشق) نخواهیم گذاشت.” این بیت به قصد و اراده‌ی این وجود روحانی برای مست کردن همگان از شراب عشق الهی اشاره دارد.

بیت ششم

“به مصطفی و به هر چار یار فاضل او / که پنج نوبت ما می‌زنند در اسرار”:

  • “سوگند به حضرت محمد مصطفی (ص) و به هر چهار یار فاضل او (ابوبکر، عمر، عثمان، علی)،”
  • “که (به دلیل انتساب ما به ایشان) پنج نوبت (اوقات نماز، یا پنج نوبت کوبیدن طبل سلطنتی) ما را در (عالم) اسرار (غیب) می‌کوبند (یعنی مقام و شهرت ما در عالم غیب بسیار است).” این بیت به اتصال روحانی مولانا/شمس به پیامبر (ص) و یارانش و مقام بلند آن‌ها در عالم معنا اشاره دارد.

بیت هفتم

“بیامدیم ز مصر و دو صد قطار شکر / تو هیچ کار مکن جز که نیشکر مفشار”:

  • “ما از مصر (سرزمین پرنعمت و فراوانی، یا عالم معنا) آمدیم و با خود صدها قطار (کاروان) شکر (شیرینی و حلاوت معنوی) آوردیم.”
  • “تو (ای مخاطب) هیچ کاری مکن جز اینکه نیشکر (وجود خود) را بفشاری (تا از آن شکر وجودی تو بیرون آید).” این بیت به فراوانی فیض معنوی و لزوم تلاش و مجاهدت درونی برای بهره‌برداری از آن اشاره دارد.

بیت هشتم

“نبات مصر چه حاجت که شمس تبریزی / دو صد نبات بریزد ز لفظ شکربار”:

  • “چه نیازی به نبات (نوعی شیرینی قند مانند) مصر است،”
  • “وقتی شمس تبریزی از کلام شکرآمیز (شکر بار) خود، صدها نبات (شیرینی و حلاوت معنوی) می‌ریزد؟” این بیت تخلص مولاناست و به بی‌نیازی از شیرینی‌های مادی در برابر شیرینی‌های کلام و فیض شمس تبریزی اشاره دارد و شمس را برتر از هر منبع شیرینی مادی می‌داند.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۴۰ مولانا، سرشار از شوق و قدرت عرفانی است. مولانا با تشبیه خود یا شمس به نسیم بهار و خورشید تابستان، بر تأثیر حیات‌بخش و نشاط‌آور حضور روحانی تأکید می‌کند که همه‌ی موجودات، از فاخته و بلبل تا ماهیان دریا، را به وجد می‌آورد. او با سوگند به خداوند و پیامبر (ص) و یارانش، هدف خود را مست کردن همه‌ی عالم از باده‌ی عشق الهی اعلام می‌کند. مولانا خود را آورنده‌ی شکرهای معنوی از عالم غیب می‌داند و مخاطب را به مجاهدت درونی دعوت می‌کند. در نهایت، با تمجید از شمس تبریزی، کلام شکرآمیز او را برتر از هر شیرینی مادی می‌شمارد. این غزل به خوبی دیدگاه مولانا درباره‌ی قدرت روحانی پیر کامل و نقش او در احیای دل‌ها و فراگیر ساختن مستی عشق را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: