تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 414 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 414 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 414 دیوان شمس مولانا

روز و شب خدمت تو بی‌سر و بی‌پا چه خوشست
در شکرخانه تو مرغ شکرخا چه خوشست

بر سر غنچه بسته که نهان می‌خندد
سایه سرو خوش نادره بالا چه خوشست

زاغ اگر عاشق سرگین خر آمد گو باش
بلبلان را به چمن با گل رعنا چه خوشست

بانگ سرنای چه گر مونس غمگینان‌ست
از دم روح نفخنا دل سرنا چه خوشست

گرچه شب بازرهد خلق ز اندیشه به خواب
در رخ شمس ضحی دیده بینا چه خوشست

بت پرستانه تو را پای فرورفت به گل
تو چه دانی که بر این گنبد مینا چه خوشست

چون تجلی بود از رحمت حق موسی را
زان شکرریز لقا سینه سینا چه خوشست

که صدا دارد و در کان زر صامت هم هست
گه خمش بودن و گه گفت مواسا چه خوشست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 414 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۴۱۴ از دیوان شمس مولانا با مطلع “روز و شب خدمت تو بی‌سر و بی‌پا چه خوشست / در شکرخانه تو مرغ شکرخا چه خوشست”. این غزل به بیان لذت و حلاوت خدمتگزاری به معشوق (حق تعالی یا پیر کامل) می‌پردازد، خدمتی که ورای محدودیت‌های جسمانی و عقلانی است و در عالم بی‌خودی و فنا صورت می‌پذیرد. مولانا در این غزل با تمثیل‌هایی زیبا، به خوشی حضور در شکرخانهٔ معشوق، زیبایی خندهٔ پنهان غنچه، تفاوت زاغ و بلبل در انتخاب معشوق، و دلنوازی دم الهی در نای وجود اشاره دارد. غزل با بیان رهایی از اندیشه در خواب و ارزش دیدن رخ شمس ضحی، به فرو رفتن بت‌پرستان در گل طبیعت و بی‌خبری آنان از عالم معنا، و لذت تجلی الهی بر سینهٔ سینا اشاره می‌کند و در نهایت با بیان خاموشی و گویایی کان زر و اهمیت گفتار و سکوت به جا، به حلاوت خدمت بی‌قید و شرط به معشوق رهنمون می‌شود. ردیف غزل “چه خوشست” است که بر لذت و شیرینی این احوال و مقامات تأکید دارد.

مضامین اصلی غزل

  • لذت خدمتگزاری به معشوق در بی‌خودی.
  • خدمتگزاری ورای محدودیت‌های جسمانی و عقلانی.
  • شیرینی حضور در شکرخانهٔ معشوق.
  • لذت خندهٔ پنهان و سایهٔ سرو بالا.
  • تفاوت زاغ (اهل ظاهر) و بلبل (اهل دل) در انتخاب معشوق.
  • دلنوازی دم الهی در نای وجود.
  • رهایی از اندیشه در خواب و ارزش دیدن رخ حق.
  • فرو رفتن در گل طبیعت و بی‌خبری از عالم معنا.
  • لذت تجلی الهی بر سینهٔ سینا (قلب عارف).
  • خاموشی و گویایی کان زر (انسان کامل یا عالم هستی).
  • اهمیت گفتار و سکوت به جا.
  • حلاوت خدمت بی‌قید و شرط به معشوق.

شرح و تفسیر ابیات

غزل با بیان لذت خدمت بی‌قید و شرط به معشوق آغاز می‌شود: روز و شب خدمت تو بی‌سر و بی‌پا چه خوشست / در شکرخانه تو مرغ شکرخا چه خوشست. روز و شب خدمت کردن به تو (ای معشوق)، در حالتی بی‌سر و پا (بی‌اختیار، رها از قید عقل و جسم) چه اندازه خوش و دلپذیر است. در شکرخانهٔ (مقام وصل، درگاه) تو، مرغ شکرخا (بلبل، عاشق شیرین‌سخن) که شیرین‌زبانی می‌کند، چه اندازه خوش است. لذت فنا در خدمت معشوق و شیرینی بیان اوصاف او.

به زیبایی خندهٔ پنهان و قامت بلند اشاره دارد: بر سر غنچه بسته که نهان می‌خندد / سایه سرو خوش نادره بالا چه خوشست. بر بالای غنچه‌ای که هنوز بسته است و به صورت پنهان در حال خندیدن و شکفتن است (اشاره به ظهور تدریجی حقایق در دل سالک)، سایهٔ قامت بلند و بی‌نظیر سرو (معشوق یا پیر کامل) چه اندازه خوش است. لذت مشاهدهٔ جلوه‌های پنهان حق و حضور پیر.

به تفاوت زاغ و بلبل در انتخاب معشوق اشاره می‌کند: زاغ اگر عاشق سرگین خر آمد گو باش / بلبلان را به چمن با گل رعنا چه خوشست. اگر زاغ (نماد انسان پست و دنیاپرست) عاشق سرگین خر (تعلقات دنیوی، پستی‌ها) است، بگذار که باشد. اما بلبلان (نماد عارفان و عاشقان) را در چمن (عالم معنا، بزم وصل) با گل رعنا (معشوق زیبا و دلربا) بودن چه اندازه خوش و دلپذیر است. تفاوت همت و انتخاب اهل ظاهر و اهل باطن.

به دلنوازی دم الهی در نای وجود اشاره دارد: بانگ سرنای چه گر مونس غمگینان\u200cست / از دم روح نفخنا دل سرنا چه خوشست. بانگ و صدای سرنای (آلت موسیقی) چه ارزشی دارد، اگرچه مونس و همدم غمگینان است؟ (اشاره به محدودیت عالم صورت). اما از دم روح (دم الهی، نفخهٔ روح) که در دل انسان (مانند سرنا) دمیده شده است (اشاره به آیهٔ نفخت فیه من روحی)، صدای دل برخاسته از آن دم الهی چه اندازه خوش و دلنواز است. برتری عالم معنا و نفخهٔ الهی بر عالم صورت.

به رهایی از اندیشه در خواب و ارزش دیدن رخ حق اشاره دارد: گرچه شب بازرهد خلق ز اندیشه به خواب / در رخ شمس ضحی دیده بینا چه خوشست. اگرچه مردم شب هنگام در خواب از اندیشه و افکار دنیوی رها می‌شوند، اما در رخ تابناک شمس ضحی (خورشید نورانی، اشاره به حق تعالی یا شمس تبریزی) دیدن با چشم بینا و بصیرت چه اندازه خوش و ارزشمند است. برتری بیداری و مشاهدهٔ حق بر غفلت و خواب.

به فرو رفتن در گل طبیعت و بی‌خبری از عالم معنا اشاره دارد: بت پرستانه تو را پای فرورفت به گل / تو چه دانی که بر این گنبد مینا چه خوشست. (خطاب به انسان غافل) تو مانند بت‌پرستان (کسانی که به ظواهر دل بسته‌اند) پای در گل طبیعت و تعلقات دنیوی فرو برده‌ای. تو چه می‌دانی که در این گنبد مینا (آسمان، عالم معنا) بودن و مشاهدهٔ حقایق چه اندازه خوش و دلپذیر است. مذمت دنیاپرستی و غفلت از عالم معنا.

به لذت تجلی الهی بر سینهٔ سینا اشاره دارد: چون تجلی بود از رحمت حق موسی را / زان شکرریز لقا سینه سینا چه خوشست. همان‌طور که تجلی رحمت حق بر حضرت موسی (ع) صورت گرفت (اشاره به کوه سینا)، از آن تجلی و دیدار شیرین و دلپذیر، سینهٔ سینا (قلب عارف) چه اندازه خوش و پر از حلاوت است. لذت تجلی الهی بر قلب عارف کامل.

در بیت پایانی، به خاموشی و گویایی کان زر و اهمیت گفتار و سکوت به جا اشاره دارد: که صدا دارد و در کان زر صامت هم هست / گه خمش بودن و گه گفت مواسا چه خوشست. (کان زر، اشاره به انسان کامل یا عالم هستی) که هم صدا و نطق دارد (در بیان حقایق) و هم در حالت خاموشی و صمت است. گاهی خاموش بودن و گاهی با همدلی و مواسات سخن گفتن چه اندازه خوش و به جاست. اهمیت تعادل در گفتار و سکوت و تجلی حق در هر دو حالت.

نتیجه‌گیری

غزل ۴۱۴ مولانا، غزلی است که با بیان لذت و حلاوت خدمتگزاری بی‌قید و شرط به معشوق، به برتری عالم معنا بر عالم صورت و نفخهٔ الهی در وجود انسان اشاره می‌کند. مولانا با تمثیل‌هایی زیبا، به تفاوت همت اهل ظاهر و اهل باطن، و ارزش بیداری و مشاهدهٔ حق در برابر غفلت و دنیاپرستی می‌پردازد. غزل با بیان لذت تجلی الهی بر قلب عارف، به اهمیت تعادل در گفتار و سکوت و حلاوت خدمت بی‌قید و شرط به معشوق رهنمون می‌شود. این غزل، بیانی شیوا از نگاه مولانا به عشق، فنا، مراتب وجود، و اهمیت حضور در محضر حق است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: