مطالب پیشنهادی![]()
همه خوف آدمی را از درونست
ولیکن هوش او دایم برونست
برون را مینوازد همچو یوسف
درون گرگیست کاو در قصد خونست
بدرّد زَهره او گر ببیند
درون را کاو به زشتی شکل چونست
بدان زشتی به یک حمله بمیرد
ولیکن آدمی او را زبونست
الف گشتهست نون میبایدش ساخت
که تا گردد الف چیزی که نونست
اگر نه خود عنایات خداوند
بدیدهستی چه امکان سکونست؟
نه عالم بُد نه آدم بُد نه روحی
که صافی و لطیف و آبگونست
که او را بود حکم و پادشاهی
نپنداری که این کار از کنونست
نمیگویم که در تقدیر شه بود
حقیقت بود و صد چندین فزونست
خداوندی شمسالدین تبریز
ورای هفت چرخ نیلگونست
به زیر ران او تقدیر رامست
اگر چه نیک تندست و حرونست
چو عقل کل بویی برد از وی
شب و روز از هوس اندر جنونست
که پیش همت او عقل دیدهست
که همتهای عالی جمله دونست
کدامین سوی جویم خدمتش را؟
که منزلگاه او بالای سونست
هر آن مشکل که شیران حل نکردند
بر او جمله بازی و فسونست
نگفتم هیچ رمزی تا بدانی
ز عین حال او اینها شجونست
ایا تبریز، خاک توست کحلم
که در خاکت عجایبها فنونست
غزل شماره ۳۳۵ از دیوان شمس مولانا با مطلع “همه خوف آدمی را از درونست / ولیکن هوش او دایم برونست”. این غزل به یکی از مهمترین و بنیادیترین مسائل روانشناسی و عرفان، یعنی توجه به درون و غفلت از آن میپردازد. مولانا تأکید میکند که منشأ اصلی ترسها و مشکلات انسان در درون اوست، در حالی که حواس و آگاهی ظاهری او پیوسته متوجه بیرون است. ردیف غزل “درونست” (درون است) و قافیه آن کلماتی با پایان “ـون” (برون، خون، چون، زبون، نون، سکون، آبگون، کنون، فزون، نیلگون، حرون، جنون، دون، سون، فسون، شجون، فنون). این ردیف، پیام اصلی غزل را پیوسته تکرار میکند: حقیقت و منشأ همه چیز در درون است.
غزل با بیان تناقضی در وجود انسان آغاز میشود: همه خوف آدمی را از درونست / ولیکن هوش او دایم برونست. تمام ترسها و نگرانیهای انسان در درون او ریشه دارد، اما آگاهی و توجه او همیشه معطوف به جهان بیرون و ظواهر است. این بیت اشاره به حجاب غفلت دارد که انسان را از درون خود ناآگاه میسازد.
سپس به ظاهرآرایی و باطنِ وحشی میپردازد: برون را مینوازد همچو یوسف / درون گرگیست کاو در قصد خونست. انسان ظاهر خود را مانند یوسف زیبا و آراسته نگه میدارد، اما درونش گرگی است که در پی نابودی جان اوست. این گرگ نماد نفس اماره و تمایلات حیوانیِ مهارنشده است.
مولانا زشتی درونِ مهارنشده را بیان میکند: بدرّد زهره او گر ببیند درون را / کاو به زشتی شکل چونست. اگر انسان بتواند درونِ اصلاحنشدهٔ خود را با تمام زشتی و هولناکیاش ببیند، از شدت ترس زهرهاش میدرد. این زشتی، نتیجهٔ انباشت رذایل اخلاقی و دوری از حقیقت است.
به ضعف انسان در برابر این گرگ درونی اشاره میکند: بدان زشتی به یک حمله بمیرد / ولیکن آدمی او را زبونست. با وجود تمام این زشتی و خطر، انسان در برابر این گرگ درونی ناتوان و مغلوب (زبون) است و در یک حملهٔ آن (غلبة نفس)، حیات معنوی او میمیرد.
مولانا به امکان تحول درون میپردازد: الف گشتهست نون میبایدش ساخت / که تا گردد الف چیزی که نونست. انسان (که ذاتاً “الف” یعنی پاک و الهی بوده است) به واسطهٔ نفس به “نون” (خمیده، دنیاپرست، مقید) تبدیل شده است. باید او را (با تربیت معنوی) دوباره ساخت تا آن نونی که شده است، دوباره به اصل خود یعنی “الف” برگردد. این اشاره به مسیر سلوک و بازگشت به فطرت الهی است.
به وابستگی این تحول به لطف الهی اشاره میکند: اگر نه خود عنایات خداوند / بدیدهستی چه امکان سکونست؟. اگر لطف و عنایت خداوند به یاری انسان نمیآمد، چگونه امکان آرامش و قرار (سکون) در این مسیر پرخطر وجود داشت؟ این تحول و مبارزه با نفس، تنها با مدد الهی ممکن است.
مولانا به اصالت جان و حقیقت پیش از عالم و آدم میپردازد: نه عالم بُد نه آدم بُد نه روحی / که صافی و لطیف و آبگونست. در ازل، نه عالَم بود، نه آدم، و نه حتی روحی به معنای مقید و جزئی. اما حقیقتی پاک و لطیف و نورانی وجود داشت. که او را بود حکم و پادشاهی / نپنداری که این کار از کنونست. آن حقیقت از ابتدا حاکم و فرمانروا بود و این پادشاهی و حکم از الان و امروز نیست، بلکه ازلی است. این اشاره به وحدت وجود و اولویت حقیقت جان بر کالبد و عالم است.
مولانا سپس به مقام شمس تبریزی میپردازد و او را مظهر آن حقیقت ازلی میداند: نمیگویم که در تقدیر شه بود / حقیقت بود و صد چندین فزونست. مقام شمس (شه) تنها در حد “تقدیر” و ارادهٔ الهی نیست، بلکه او خود “حقیقت” است و صدها بار از آن فزونتر. این بیت مقام فنای فیالله و بقای بالله را برای انسان کامل (شمس) بیان میکند. خداوندی شمسالدین تبریز / ورای هفت چرخ نیلگونست. سروری و عظمت شمسالدین تبریز فراتر از آسمانهای هفتگانهٔ مادی است.
سلطهٔ شمس بر تقدیر را بیان میکند: به زیر ران او تقدیر رامست / اگر چه نیک تندست و حرونست. تقدیر الهی با تمام سرکشی و تندیاش، در برابر شمس رام و فرمانبردار است. این نشاندهندهٔ قدرت انسان کامل در تأثیرگذاری بر جریانات عالم به اذن و ارادهٔ حق است.
به تأثیر شمس بر عقل کلی اشاره میکند: چو عقل کل بویی برد از وی / شب و روز از هوس اندر جنونست. هنگامی که حتی عقل کلی (نخستین مخلوق الهی، نماد عالم عقول) ذرهای از حقیقت شمس را درک کند، شب و روز از شدت اشتیاق (هوس) دچار بیقراری و جنون میشود. که پیش همت او عقل دیدهست / که همتهای عالی جمله دونست. زیرا عقل کلی در برابر همت بلند و بیکران شمس دریافته است که تمام همتهای دیگر (حتی همتهای بلند معنوی) ناچیز و پست (دون) هستند.
در نهایت، مولانا به فراتر بودن مقام شمس از درک عادی اشاره میکند: کدامین سوی جویم خدمتش را؟ / که منزلگاه او بالای سونست. از کدام جهت باید در پی خدمتگزاری به شمس بود؟ در حالی که جایگاه و مرتبهٔ او فراتر از جهتها و عوالم شناخته شده (بالای سُوَن – ممکن است اشاره به عوالم بالا یا ورای شش جهت باشد) است. هر آن مشکل که شیران حل نکردند / بر او جمله بازی و فسونست. هر مشکل و معضلی (در مسیر سلوک یا درک حقایق) که حتی سالکان قوی و شیران راه از حل آن عاجزند، برای شمس مانند بازی و افسون (امری پیش پا افتاده و بیاهمیت) است. نگفتم هیچ رمزی تا بدانی / ز عین حال او اینها شجونست. در پایان، مولانا میگوید که آنچه گفتم، تنها اشاراتی ناچیز و “شجون” (شاخه و فرع) از اصل حال و مقام شمس است و نتوانستم کُنه حقیقت او را بیان کنم. ایا تبریز، خاک توست کحلم / که در خاکت عجایبها فنونست. و تبریز را خطاب قرار میدهد که خاک تو برای من سرمهٔ چشم بینایی است، چرا که در خاک تو و به واسطهٔ وجود شمس، عجایب و حقایق بیشماری نهفته است.
غزل ۳۳۵ مولانا، بیانی قدرتمند از اهمیت توجه به درون و خطر غفلت از نفس اماره است که چون گرگی در کمین جان انسان است. مولانا راه نجات و تحول را در بازگشت به فطرت الفگونهٔ خود با یاری عنایت الهی میداند. در بخش دوم غزل، به ستایش مقام شامخ شمس تبریزی میپردازد که او را مظهر حقیقت ازلی، مسلط بر تقدیر، فراتر از عقل و عالم، و گشایندهٔ مشکلات پیچیدهٔ راه سلوک معرفی میکند. این غزل هم دعوتی به خودشناسی و اصلاح درون است و هم بیانی از عظمت مقام پیر کامل در دستگیری سالکان.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر