تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1221

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1221

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1221

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۲۲۱

اگر گم گردد این بی‌دل از آن دلدار جوییدش
وگر اندررمد عاشق به کوی یار جوییدش

وگر این بلبل جانم بپرد ناگهان از تن
زهر خاری مپرسیدش در آن گلزار جوییدش

اگر بیمار عشق او شود یاوه از این مجلس
به پیش نرگس بیمار آن عیار جوییدش

وگر سرمست دل روزی زند بر سنگ آن شیشه
به میخانه روید آن دم از آن خمار جوییدش

هر آن عاشق که گم گردد هلا زنهار می‌گویم
بر خورشید برق انداز بی‌زنهار جوییدش

وگر دزدی زند نقبی بدزدد رخت عاشق را
میان طره مشکین آن طرار جوییدش

بت بیدار پرفن را که بیداری ز بخت اوست
چنین خفته نیابیدش مگر بیدار جوییدش

بپرسیدم به کوی دل ز پیری من از آن دلبر
اشارت کرد آن پیرم که در اسرار جوییدش

بگفتم پیر را بالله توی اسرار گفت آری
منم دریای پرگوهر به دریابار جوییدش

زهی گوهر که دریا را به نور خویش پر دارد
مسلمانان مسلمانان در آن انوار جوییدش

چو یوسف شمس تبریزی به بازار صفا آمد
مر اخوان صفا را گو در آن بازار جوییدش

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۲۲۱ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، راهنمایی شورانگیز و دقیق برای یافتن و درک معشوق حقیقی و همچنین جایگاه عارف کامل است. مولانا در این ابیات، با لحنی قاطع و صریح، مخاطب را به جستجوی معشوق در جایگاه‌های حقیقی و نه در ظواهر گمراه‌کننده، دعوت می‌کند و در نهایت، شمس تبریزی را منبع این حقیقت معرفی می‌نماید.

راهنمایی برای یافتن عاشق و معشوق (بیت ۱ تا ۴)

غزل با آموزش نحوه یافتن عاشق و معشوق آغاز می‌شود: “اگر گم گردد این بی‌دل از آن دلدار جوییدش / وگر اندررمد عاشق به کوی یار جوییدش“. مولانا می‌گوید اگر این بی‌دل (عاشق شوریده و از خود بی‌خبر) گم شد، او را از معشوقش (دلدار) بخواهید و سراغش را از او بگیرید. و اگر عاشق سرگشته شد و به جنون رسید، او را در کوی یار (محل حضور معشوق) جستجو کنید. این بیت نشان می‌دهد که عاشق و معشوق از هم جدا نیستند و هر یک نشانگر دیگری است.

سپس به فنای جسمانی در راه عشق اشاره می‌کند: “وگر این بلبل جانم بپرد ناگهان از تن / زهر خاری مپرسیدش در آن گلزار جوییدش”. اگر جان او (که به بلبل تشبیه شده) ناگهان از تن پرواز کند و جسم بمیرد، دیگر سراغ آن جان را از هر خار و خسی نگیرید، بلکه او را در گلزار معشوق (عالم وصال و زیبایی) جستجو کنید. این بیانگر آن است که روح عاشق پس از ترک جسم، به سوی اصل خود بازمی‌گردد.

مولانا به حال بیماری عاشق و محل یافتن او اشاره می‌کند: “اگر بیمار عشق او شود یاوه از این مجلس / به پیش نرگس بیمار آن عیار جوییدش”. اگر کسی از شدت عشق، بیمار و از خود بی‌خود شود و از مجلس (این عالم) خارج گردد، او را در برابر چشمان بیمارگونه و مست معشوق (نرگس بیمار) که خود نیز حالتی عیارگونه (چشم‌باز و فریبنده) دارد، جستجو کنید. این بیت نشان می‌دهد که منشأ درد و درمان عاشق، خود معشوق است.

او به مستی دل و جایگاه آن اشاره می‌کند: “وگر سرمست دل روزی زند بر سنگ آن شیشه / به میخانه روید آن دم از آن خمار جوییدش”. اگر دل سرمست عاشق، شیشه وجود خود را بر سنگ بشکند (فنای کامل در مستی عشق)، آنگاه برای یافتن او باید به میخانه عشق رفت و سراغش را از خمار (کسی که خود در مستی و بی‌خودی است) گرفت.

یافتن حقیقت در نور معشوق (بیت ۵ و ۶)

مولانا به جستجوی عاشق در نور مطلق معشوق اشاره می‌کند: “هر آن عاشق که گم گردد هلا زنهار می‌گویم / بر خورشید برق انداز بی‌زنهار جوییدش”. من به شما اخطار می‌دهم که هر عاشقی که گم شد، او را در برابر خورشید حقیقت (که نور آن برق‌گونه و خیره‌کننده است) و بی‌هیچ ترسی، جستجو کنید. این یعنی عاشق در نهایت در نور معشوق فنا می‌شود و در همان نور باید او را یافت.

سپس به سرقت رخت عاشق توسط معشوق می‌پردازد: “وگر دزدی زند نقبی بدزدد رخت عاشق را / میان طره مشکین آن طرار جوییدش”. اگر دزدی (عشق یا معشوق) نقبی بزند و لباس و هستی عاشق را بدزدد، آنگاه آن دزد (طرار) را باید در میان زلف مشکین معشوق (که نماد پیچیدگی‌ها و جلوه‌های جمال اوست) جستجو کرد. این تمثیل نشان‌دهنده دست‌بردن عشق در وجود عاشق و بردن او به عالم بی‌خودی است.

معشوق بیدار و جویای طالبان (بیت ۷)

مولانا به بیداری و هوشیاری معشوق اشاره می‌کند: “بت بیدار پرفن را که بیداری ز بخت اوست / چنین خفته نیابیدش مگر بیدار جوییدش”. معشوق (بت) همیشه بیدار و پر از فنون عشق‌بازی است و بیداری عالم از بخت و اقبال اوست. او را هرگز در خواب و غفلت نخواهید یافت، مگر آنکه خود نیز با بصیرت و هوشیاری کامل (بیدار) او را بجویید.

راز یافتن معشوق از زبان پیر (بیت ۸ تا ۱۰)

در این بخش، مولانا به مکالمه خود با پیر (شیخ، مرشد، یا شمس تبریزی) درباره یافتن معشوق می‌پردازد: “بپرسیدم به کوی دل ز پیری من از آن دلبر / اشارت کرد آن پیرم که در اسرار جوییدش”. او می‌گوید که در عالم دل (کوی دل) از پیری درباره آن دلبر پرسیدم. آن پیر به من اشاره کرد که دلبر را باید در اسرار (حقایق پنهان وجود و عالم) جستجو کرد.

مولانا از پیر می‌پرسد که آیا خود او همان اسرار است و پیر تأیید می‌کند: “بگفتم پیر را بالله توی اسرار گفت آری / منم دریای پرگوهر به دریابار جوییدش”. به پیر گفتم که قسم به خدا، آیا تو همان اسرار هستی؟ پیر پاسخ داد: “آری، من خود دریای پر از گوهر هستم، پس مرا در دریابار (اعماق دریا) جستجو کنید”. این مکالمه نشان‌دهنده مقام پیر کامل است که خود تجلی‌گاه اسرار الهی و منبع حقایق است.

سپس مولانا به عظمت این گوهر (پیر یا حق) می‌پردازد: “زهی گوهر که دریا را به نور خویش پر دارد / مسلمانان مسلمانان در آن انوار جوییدش”. چه گوهر بی‌نظیری است که خود دریا را نیز با نور خویش روشن کرده و پر از نور ساخته است. مولانا خطاب به مسلمانان، تأکید می‌کند که این حقیقت (گوهر) را در همان انواری که از او می‌تابد، جستجو کنید.

شمس تبریزی، یوسف زمان (بیت ۱۱)

غزل با ارجاع صریح به شمس تبریزی به پایان می‌رسد: “چو یوسف شمس تبریزی به بازار صفا آمد / مر اخوان صفا را گو در آن بازار جوییدش”. مولانا، شمس تبریزی را به حضرت یوسف (ع) تشبیه می‌کند که به بازار (دنیای ظاهر و باطن) آمده است. او به “اخوان صفا” (برادران صمیمی و دوستان عارف) پیام می‌دهد که سراغ شمس را در همان بازار صفا (محل ظهور و تجلی حق) بگیرند و او را آنجا جستجو کنند. این بیت، شمس تبریزی را به عنوان محور و منبع حقیقت در این زمانه معرفی می‌کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: