تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 495 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 495 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 495 دیوان شمس مولانا

اگر مر تو را صلح آهنگ نیست
مرا با تو ای جان سر جنگ نیست

تو در جنگ آیی روم من به صلح
خدای جهان را جهان تنگ نیست

جهانیست جنگ و جهانیست صلح
جهان معانی به فرسنگ نیست

هم آب و هم آتش برادر بدند
ببین اصل هر دو به جز سنگ نیست

که بی این دو عالم ندارد نظام
اگر روم خوبست بی‌زنگ نیست

مرا عقل صد بار پیغام داد
خمش کن که فخرست آن ننگ نیست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 495 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 495 از دیوان پرشور و حال شمس مولانا، غزلی است که با بیانی سرشار از حکمت و اشارات عرفانی، به تقابل میان صلح و جنگ درونی و بیرونی می‌پردازد و بر ترجیح صلح و رهایی از قید دوگانگی‌ها تأکید می‌ورزد. مولانا در این غزل، با اشاره به وسعت عالم معنا و وحدت درونی اضداد، محدودیت عقل در درک این حقایق را بیان کرده و سکوت را در این مسیر برتر می‌شمارد.

شرح و تفسیر ابیات

مولانا در این غزل با زبانی تمثیلی و استدلالی، به بیان حقایق عالم معنا و نقد نگاه محدود می‌پردازد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل می‌پردازیم:

بیت اول:

اگر مر تو را صلح آهنگ نیست مرا با تو ای جان سر جنگ نیست

شرح: مولانا با مخاطب قرار دادن معشوق (الهی یا شمس تبریزی به عنوان مظهر او) می‌گوید: حتی اگر تو قصد صلح و آشتی با من نداری و در مقام ناز و قهر هستی، “مرا با تو ای جان” (ای کسی که جان و حیات منی) سر جنگ و ستیز نیست. من در برابر تو تنها تسلیم و خواهان صلح هستم. این بیت بیانگر نهایت عشق و تسلیم عاشق در برابر معشوق است که حتی در رویارویی با قهر او نیز خواهان صلح است.

بیت دوم:

تو در جنگ آیی روم من به صلح خدای جهان را جهان تنگ نیست

شرح: مولانا ادامه می‌دهد: اگر تو به جنگ و ستیز با من برخیزی (در مقام قهر تجلی کنی)، من به سوی صلح و آشتی می‌روم. چرا که برای “خدای جهان” (اشاره به عظمت و بی‌کرانگی خداوند) “جهان تنگ نیست” و او می‌تواند در هر حالی (چه قهر و چه لطف) تجلی کند و برای صلح و آشتی نیز درگاه او وسعت دارد. این بیت بر وسعت رحمت الهی و امکان رجوع به صلح حتی در مواجهه با قهر او تأکید دارد.

بیت سوم:

جهانیست جنگ و جهانیست صلح جهان معانی به فرسنگ نیست

شرح: عالم هستی دو وجه دارد: جهانی که در آن جنگ و نزاع است (عالم ماده و تضادها) و جهانی که در آن صلح و آرامش است (عالم معنا و وحدت). اما “جهان معانی” (عالم حقیقت و باطن) را نمی‌توان با “فرسنگ” (واحد اندازه‌گیری مسافت، اشاره به درک محدود مادی) سنجید و درک کرد. این عالم ورای اندازه‌ها و محدودیت‌های عالم ماده است. این بیت بر تفاوت بنیادین عالم ماده و عالم معنا و ناتوانی ابزارهای مادی در درک عالم معنا تأکید دارد.

بیت چهارم:

هم آب و هم آتش برادر بدند ببین اصل هر دو به جز سنگ نیست

شرح: مولانا در بیان وحدت درونی اضداد می‌گوید: آب و آتش (که در ظاهر متضاد و ناسازگارند) در اصل برادر و هم‌ریشه‌اند. با چشم بصیرت ببین که “اصل هر دو به جز سنگ نیست” (اشاره به کانی‌ها و عناصری که در نهایت به ریشه‌ای واحد بازمی‌گردند، یا اشاره به سنگ‌های آتش‌زنه و چشمه‌سنگ‌ها). این بیت بر وحدت وجودی و ریشه‌ی واحد تمام موجودات، حتی متضادها، تأکید دارد.

بیت پنجم:

که بی‎این دو عالم ندارد نظام اگر روم خوبست بی‎زنگ نیست

شرح: عالم هستی بدون این دو (اشاره به آب و آتش، یا اشاره به تضادها و دوگانگی‌ها) نظامی ندارد و هستی بر اساس تضادها بنا شده است. با این حال، حتی اگر “روم” (اشاره به شهری آباد و زیبا) خوب و دلربا باشد، “بی‌زنگ نیست” (بی‌عیب و نقص نیست). این بیت بر وجود تضادها و نقص‌ها در عالم ماده به عنوان بخشی از نظام هستی و ناقص بودن عالم ظاهر تأکید دارد.

بیت ششم:

مرا عقل صد بار پیغام داد خمش کن که فخرست آن ننگ نیست

شرح: “عقل” (عقل جزئی و استدلالی) صدها بار به من (مولانا) پیغام فرستاد و گفت که در این مسیر (مسیر عشق و شهود) خاموش باش و سخن مگو. چرا که این خاموشی و بی‌زبانی در برابر حقایق، “فخر” و مایه افتخار است و “ننگ” و عیب نیست. این بیت بر محدودیت عقل در درک حقایق عرفانی و برتری سکوت و تسلیم در برابر شهود باطنی تأکید دارد.

نتیجه‌گیری

غزل شماره 495 دیوان شمس، غزلی است که با بیانی سرشار از حکمت و اشارات عرفانی، به تقابل میان صلح و جنگ درونی و بیرونی و بر ترجیح صلح و رهایی از قید دوگانگی‌ها تأکید می‌ورزد. مولانا در این غزل، بر تسلیم عاشق در برابر معشوق حتی در مقام قهر، وسعت رحمت الهی، تفاوت بنیادین عالم ماده و عالم معنا، وحدت وجودی و ریشه‌ی واحد تمام موجودات، وجود تضادها در عالم ماده، و محدودیت عقل در درک حقایق عرفانی تأکید دارد. این غزل با بیان برتری سکوت و تسلیم در برابر شهود باطنی، خواننده را به رهایی از قید دوگانگی‌ها و درک وحدت درونی هستی فرامی‌خواند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: