مطالب پیشنهادی![]()
انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصر
نظر القلب فیکم بکم ینجلی النظر
قلتم الصبر اجمل صبر العبد ما انصبر
نحن ابناء وقتنا رحم الله من غبر
قدموا ساده الهوی قلت یا قوم ما الخبر
خوفونی بفتنه و اشاروا الی الحذر
قلت القتل فی الهوی برکات بلا ضرر
جرد العشق سیفه بادروا امه الفکر
ان من عاش بعد ذا ضیع الوقت و احتکر
نفخوا فی شبابه حمل الریح بالشرر
مزج النار بالهوی لیس یبقی و لا یذر
شببوا لی بنفخه یسکر نفخه السحر
بر آن یار خوش نظر تو مگو هیچ از خبر
چو خبر نیست محرمش بر او باش بیخبر
دل من شد حجاب دل نظرم پرده نظر
گفتم ای دوست غیر تو اگرم هست جان و سر
بزن از عشق گردنم بجوی مر مرا مخر
گفت من چیز دیگرم به جز این صورت بشر
گفتمش روح خود توی عجبا چیست آن دگر
هله ای نای خوش نوا هله ای باد پرده در
برو از گوش سوی دل بنگر کیست مستتر
بدر این کیسههای ما تو به کوری کیسه گر
چه غمست ار زرم بشد که میی هست همچو زر
عربی گرچه خوش بود عجمی گو تو ای پسر
این غزل مولانا، با زبانی پرشور و ترکیبی از عربی و فارسی، به فنای عقل در عشق و تسلیم کامل به معشوق میپردازد. مولانا عشق را برتر از صبر و احتیاط دانسته و بر بیپرواگی در این راه تأکید میکند. او به بیان حقیقت معشوق که فراتر از صورت بشری است میپردازد و در نهایت به اهمیت سکوت و کشف حقایق باطنی اشاره دارد.
بیت 1: انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصر / نظر القلب فیکم بکم ینجلی النظر
بیت 2: قلتم الصبر اجمل صبر العبد ما انصبر / نحن ابناء وقتنا رحم الله من غبر
بیت 3: قدموا ساده الهوی قلت یا قوم ما الخبر / خوفونی بفتنه و اشاروا الی الحذر
بیت 4: قلت القتل فی الهوی برکات بلا ضرر / جرد العشق سیفه بادروا امه الفکر
بیت 5: ان من عاش بعد ذا ضیع الوقت و احتکر / نفخوا فی شبابه حمل الریح بالشرر
بیت 6: مزج النار بالهوی لیس یبقی و لا یذر / شببوا لی بنفخه یسکر نفخه السحر
بیت 7: بر آن یار خوش نظر تو مگو هیچ از خبر / چو خبر نیست محرمش بر او باش بیخبر
بیت 8: دل من شد حجاب دل نظرم پرده نظر / گفتم ای دوست غیر تو اگرم هست جان و سر
بیت 9: بزن از عشق گردنم بجوی مر مرا مخر / گفت من چیز دیگرم به جز این صورت بشر
بیت 10: گفتمش روح خود توی عجبا چیست آن دگر / هله ای نای خوش نوا هله ای باد پرده در
بیت 11: برو از گوش سوی دل بنگر کیست مستتر / بدر این کیسههای ما تو به کوری کیسه گر
بیت 12: چه غمست ار زرم بشد که میی هست همچو زر / عربی گرچه خوش بود عجمی گو تو ای پسر
غزل ۱۱۷۶ مولانا، تجلی شوریدگی و بیقراری عاشق در برابر معشوق الهی است. مولانا با ستایش معشوق به عنوان منشأ تمامی کمالات، بیصبری و بیتابی عاشق را در برابر فرمان صبر بیان میکند و مرگ در راه عشق را برکاتی بدون زیان میداند. او عقلگرایان را به تسلیم در برابر شمشیر عشق دعوت میکند و فرصت جوانی را برای فنا در عشق مغتنم میشمارد.
مولانا بر لزوم سکوت و فنای در حضور معشوق تأکید میکند، جایی که اخبار و اطلاعات عادی بیاهمیت میشوند. او خودیّت را حجابی بر دل و نگاه میداند و خواستار فنای کامل در عشق است. در پاسخ معشوق که خود را فراتر از صورت بشری معرفی میکند، مولانا به حیرت و ندای بیداری باطنی از طریق نی و باد فیض الهی میپردازد. در نهایت، با تأکید بر بیارزشی مال دنیا در برابر شراب معرفت و درخواست ادامه سخن به زبان فارسی، غزل را به پایان میبرد. این غزل به خوبی عمق تجربیات عرفانی مولانا، فداکاری او در راه عشق، و نگاه او به حقیقت فرابشری معشوق را به تصویر میکشد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر