مطالب پیشنهادی![]()
طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم
شرابیم و کبابیم و سهیلیم و ادیمیم
چو رنجور تن آید چو معجون نجاحیم
چو بیمار دل آید نگاریم و ندیمیم
طبیبان بگریزند چو رنجور بمیرد
ولی ما نگریزیم که ما یار کریمیم
شتابید شتابید که ما بر سر راهیم
جهان درخور ما نیست که ما ناز و نعیمیم
غلط رفت غلط رفت که این نقش نه ماییم
که تن شاخ درختی است و ما باد نسیمیم
ولی جنبش این شاخ هم از فعل نسیم است
خمش باش خمش باش هم آنیم و هم اینیم
این غزل مولانا، بیانگر مقام عارفان و اولیای الهی به عنوان طبیبان حقیقی روح و جسم است که از ازل وجود داشته و با جهان مادی تفاوت بنیادین دارند. مولانا با تشبیه خود به عناصر حیاتی و دلنشین (شراب، کباب، سهیل، ادیم)، به توانایی خود در شفای بیماریهای جسمی و روحی اشاره میکند. او خود را یاری کریم میداند که از مرگ نمیگریزد و این جهان را درخور شأن خود نمیبیند. غزل با بیان وحدت وجود و اینکه ظاهر و باطن، همه از فعل حق است، به پایان میرسد.
غزل با معرفی جایگاه عارفان آغاز میشود: “طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم / شرابیم و کبابیم و سهیلیم و ادیمیم“. ما طبیب و حکیم (روحانی) هستیم، ما طبیبان ازلی و کهن (قدیم) هستیم. ما (چون) شراب (حیاتبخش) و کباب (لذیذ و پرانرژی) هستیم؛ (مانند ستارهی) سهیل (که مظهر یمن و برکت است) و (همچون) چرم لطیف و قیمتی (ادیم) هستیم. (اشاره به فواید و لطافت وجودی عارف).
“چو رنجور تن آید چو معجون نجاحیم / چو بیمار دل آید نگاریم و ندیمیم“. زمانی که بیماری جسمی (رنجور تن) پیش آید، ما (برای او) مانند معجون نجاتبخش (معجون نجاح) هستیم. هنگامی که بیمار دل (گرفتار بیماریهای روحی و معنوی) بیاید، ما (برای او) نگار (زیبا و دلربا) و ندیم (همنشین و مونس) هستیم.
مولانا به تفاوت خود با طبیبان مادی و جایگاه والایشان اشاره میکند: “طبیبان بگریزند چو رنجور بمیرد / ولی ما نگریزیم که ما یار کریمیم“. طبیبان (عادی و مادی) زمانی که بیمار میمیرد، فرار میکنند (از مسئولیت یا ناتوانی). اما ما نمیگریزیم، زیرا ما یار کریم (لطفبخش و باکرامت) الهی هستیم (و مرگ پایان کار ما نیست).
“شتابید شتابید که ما بر سر راهیم / جهان درخور ما نیست که ما ناز و نعیمیم“. شتاب کنید، شتاب کنید (و به ما بپیوندید) که ما (آمادهی حرکت و) بر سر راه هستیم. این جهان (مادی) درخور شأن ما نیست، زیرا ما خود ناز و نعمت (عالیترین جلوههای لطافت و خوشی) هستیم.
مولانا به حقیقت وجودی عارف و پیوند آن با حق اشاره میکند: “غلط رفت غلط رفت که این نقش نه ماییم / که تن شاخ درختی است و ما باد نسیمیم“. اشتباه شد، اشتباه شد (اگر گمان کنید) که این (ظاهر و) نقش (تن) ما هستیم. زیرا تن (جسم) مانند شاخهای از درختی است و ما (روح ما) باد نسیم (لطیفی) هستیم (که آن را به حرکت درمیآوریم).
“ولی جنبش این شاخ هم از فعل نسیم است / خمش باش خمش باش هم آنیم و هم اینیم“. اما حرکت این شاخه (تن) نیز از فعل و اثر همان نسیم (روح) است. خاموش باش، خاموش باش (بیش از این سخن مگو، زیرا) ما هم آنیم (روح و حقیقتیم) و هم اینیم (جسم و ظاهر). (اوج بیان وحدت وجود، که ظاهر و باطن، همه از یک حقیقت واحدند).
این غزل با زبانی شیرین و پر از معانی عمیق، جایگاه عارف واصل را به عنوان شفابخش و منبع خیر و برکت به تصویر میکشد و به اوج نظریهی وحدت وجود میرسد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر