تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 665 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 665 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 665 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۶۵ دیوان شمس مولانا

خنک جانی که او یاری پسندد
کز او دوریش خود صورت نبندد

تو باشی خنده و یار تو شادی
که بی‌شادی دهان کس نخندد

تو باشی سجده و یار تو تعظیم
که بی‌تعظیم هرگز سر نخنبد

تو باشی چون صدا و یار غارت
چو آوازی به نزد کوه و گنبد

تو آدینه بوی او وقت خطبه
نه ز آدینه جدا چون روز شنبد

نگر آخر دمی در نحن اقرب
نظر را تا نجنباند نجنبد

خیالی خوش دهد دل زان بنازد
خیالی زشت آرد دل بتندد

بر او مسخره آمد دل و جان
گه از صله گه از سیلیش رندد

مزن سیلی چنانک گیج گردم
ز گیجی دور افتم ز اصل و مسند

خمش تا درس گوید آن زبانی
که لا باشد به پیشش صد مهند

اگر گویی تو نی را هی خمش کن
بگوید با لبش گو ای مؤید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۶۵ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۶۵ مولانا، غزلی پر از نکات دقیق عرفانی درباره‌ی رابطه‌ی عاشق و معشوق، یگانگی آن‌ها و تأثیر وجودی معشوق بر تمام احوال عاشق است. مولانا در این غزل، بر حضور دائمی معشوق، ناتوانی زبان از وصف او، و لزوم سکوت برای درک حقیقت تأکید می‌کند. این غزل سراسر تجلیل از وحدت وجودی عاشق و معشوق است.

یگانگی عاشق و معشوق و رهایی از دوری

مولانا غزل را با ستایش از یگانگی عاشق و معشوق آغاز می‌کند:

خنک جانی که او یاری پسندد کز او دوریش خود صورت نبندد

«خوشا به حال آن جانی که یاری (معشوقی) را برگزیند،» «که دوری از او (معشوق)، خودِ دوری صورت نگیرد و محال باشد.» این بیت به مقام وصال دائمی عاشق با معشوق اشاره دارد، به گونه‌ای که حتی تصور دوری از او نیز ناممکن است.

تو باشی خنده و یار تو شادی که بی‌شادی دهان کس نخندد

«تو خود (ای عاشق) خنده (ظاهر) هستی و یار تو (معشوق) شادی (باطن) است،» «زیرا بدون شادی (درونی)، دهان هیچ کس نمی‌خندد (خنده ظاهری، نشانه‌ی شادی باطنی است).» این بیت به یگانگی ظاهر و باطن در رابطه‌ی عاشق و معشوق، و اینکه هر اثر ظاهری از جلوه‌ی باطنی معشوق است، اشاره دارد.

تو باشی سجده و یار تو تعظیم که بی‌تعظیم هرگز سر نخنبد

«تو خود (ای عاشق) سجده (ظاهر) هستی و یار تو (معشوق) تعظیم (باطن و فروتنی حقیقی) است،» «زیرا بدون تعظیم (باطنی و قلبی)، هرگز سر کسی خم نمی‌شود (سجده ظاهری، نشانه‌ی تعظیم باطنی است).» این بیت نیز به همین یگانگی ظاهر و باطن و نقش معشوق در حقیقت هر عمل عبادی تأکید می‌کند.

تو باشی چون صدا و یار غارت چو آوازی به نزد کوه و گنبد

«تو (ای عاشق) مانند صدا هستی و یار تو (معشوق) پژواک (غارت) است،» «همچون آوازی که در نزد کوه و گنبد (کوهستان و سازه‌های گنبدی که صدا را منعکس می‌کنند) شنیده می‌شود.» این بیت به رابطه‌ی انعکاسی بین عاشق و معشوق اشاره دارد؛ عاشق صدایی است که از معشوق سرچشمه گرفته و به او بازمی‌گردد.

حضور دائمی و پفرهایی از نحن اقرب

مولانا به حضور دائمی معشوق و مفهوم “نحن اقرب” اشاره می‌کند:

تو آدینه بوی او وقت خطبه نه ز آدینه جدا چون روز شنبد

«تو (ای عاشق) در روز جمعه (آدینه)، خود بوی (حضور) او (معشوق) در وقت خطبه (نماز جمعه) هستی،» «و (این حضور) از آدینه جدا نیست، مانند روز شنبه (که روزی جداگانه است).» این بیت به حضور دائمی معشوق در تمامی لحظات زندگی عاشق اشاره دارد، نه فقط در اوقات خاص؛ حضور او همیشگی و جدایی‌ناپذیر است.

نگر آخر دمی در نحن اقرب نظر را تا نجنباند نجنبد

«سرانجام لحظه‌ای در “نحن اقرب” (اشاره به آیه‌ی “و نحن اقرب الیه من حبل الورید” – و ما از رگ گردن به او نزدیک‌تریم) نظر کن!» «(آن وقت می‌فهمی که) چشم و بینایی (نظر) تا زمانی که او (حق تعالی) آن را نجنباند، نمی‌جنبد (دیدن ما هم از اوست).» این بیت به حضور بی‌نهایت نزدیک حق و اینکه هر دید و هر حرکتی از جانب اوست، و لزوم توجه به این حقیقت، تأکید دارد.

تأثیر خیال معشوق و سیلی عشق

مولانا به تأثیر خیال معشوق بر دل و سیلی‌های عشق اشاره می‌کند:

خیالی خوش دهد دل زان بنازد خیالی زشت آرد دل بتندد

«(معشوق) خیالی خوش (زیبا و دلپذیر) به دل می‌دهد و دل از آن ناز می‌کند (و شاد می‌شود)،» «(و) خیالی زشت (یا تلخ) می‌آورد و دل از آن به تندی می‌گراید (و رنج می‌کشد).» این بیت به تأثیر مستقیم و لحظه‌ای جلوه‌های معشوق (چه در قالب خیال خوش و چه در قالب سختی) بر احوال دل عاشق اشاره دارد.

بر او مسخره آمد دل و جان گه از صله گه از سیلیش رندد

«دل و جان در برابر او (معشوق) مانند مسخره (آلت دست و بازیچه‌ی او) شده‌اند،» «گاهی از بخشش و صله‌ی او (شاد می‌شوند) و گاهی از سیلی او (آزار می‌بینند و می‌لرزند).» این بیت به تسلیم کامل دل و جان عاشق در برابر اراده‌ی معشوق و پذیرش هرگونه لطف و قهر از جانب او، تأکید دارد.

مزن سیلی چنانک گیج گردم ز گیجی دور افتم ز اصل و مسند

«(ای معشوق،) سیلی (بلا و قهر) چنان مزن که من گیج و مبهوت شوم،» «و از گیجی از اصل (ریشه و حقیقت خود) و مسند (مقام و جایگاه معنوی خود) دور بیفتم.» این بیت، درخواستی از معشوق برای حفظ حد قهر و بلا، تا عاشق از اصل خویش غافل نشود.

سکوت و زبان حقیقت

مولانا در پایان غزل به لزوم سکوت و زبان حقیقت اشاره می‌کند:

خمش تا درس گوید آن زبانی که لا باشد به پیشش صد مهند

«خاموش باش، تا آن زبانی (زبان حقیقت یا زبان معشوق) درس بگوید،» «که (علم و هنر) صد مهندس در برابر آن (زبان حقیقت)، هیچ و ناچیز (لا) است.» این بیت به لزوم سکوت در برابر زبان حقیقت که فراتر از هرگونه دانش و گفتار ظاهری است، تأکید دارد.

اگر گویی تو نی را هی خمش کن بگوید با لبش گو ای مؤید

«اگر به نی بگویی: “آهای! خاموش شو!”،» «(نی) با لبش (نواهایش) می‌گوید: “ای کسی که تأیید شده‌ای (ای مؤید)! (از من) بخواه که با لب سخن بگویم (بگذار که این صدا از من جاری شود، زیرا من زبان معشوقم).» این بیت به نی به عنوان نمادی از عارف اشاره دارد که نمی‌تواند از سخن گفتن و بیان حقایق باز ایستد، زیرا زبان او خود زبان حق است و این بیان به اذن و تأیید حق است.


نکات مهم

  • وصال دائمی: عاشق و معشوق چنان در هم آمیخته‌اند که دوری از یکدیگر برایشان محال است.
  • یگانگی ظاهر و باطن: تمام اعمال و حالات ظاهری عاشق، جلوه‌ای از حقیقت باطنی معشوق است.
  • حضور همیشگی معشوق: معشوق همیشه و در همه‌جا حضور دارد، نزدیک‌تر از رگ گردن.
  • تأثیر مستقیم معشوق بر احوال دل: دل عاشق کاملاً تسلیم اراده‌ی معشوق است و احوالش تابع جلوه‌های اوست.
  • لزوم سکوت در برابر حقیقت: زبان انسان در برابر عظمت حقیقت قاصر است و برای درک آن باید خاموش شد.
  • زبان عارف، زبان حق: عارف واقعی از خود سخن نمی‌گوید، بلکه زبان او بازتاب و صدای حق است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: