تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 348 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 348 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 348 دیوان شمس مولانا

صدایی کز کمان آید نذیریست
که اغلب با صدایش زخم تیریست

مؤثر را نگر در آب آثار
کاثر جستن عصای هر ضریریست

پس لا تبصرونت تبصرونی‌ست
بصر جستن ز الهام بصیریست

تو هر چه داری نه جویانش بودی ؟
طلب‌ها گوش گیری و بشیریست

چنان کن که طلب‌ها بیش گردد
کثیرالزرع را طمع وفیریست

مشو نومید از ظلمی که کردی
که دریای کرم توبه پذیریست

گناهت را کند تسبیح و طاعات
که در توبه پذیری بی‌نظیریست

شکسته باش و خاکی باش این جا
که می‌جوید کرم هر جا فقیریست

کرم دامن پر از زر کرد و آورد
که تا وا می‌خرد هر جا اسیریست

عزیزی بخشد آن کس را که خواری‌ست
بزرگی بخشد آن را که حقیریست

که هستی نیستی جوید همیشه
زکات آن جا نیاید که امیریست

ازیرا مظهر چیزیست ضدش
از این دو ضد را ضد خود ظهیریست

تو بر تخته سیاهی گر نویسی
نهان گردد که هر دو همچو قیریست

بود فرقی ز تری تا ترست خط
چو گردد خشک پنهان چون ضمیریست

خمش کن گرچه شرحش بی‌شمارست
طبیعت‌ها عدو هر کثیریست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 348 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۳۴۸ از دیوان شمس مولانا با مطلع “صدایی کز کمان آید نذیریست / که اغلب با صدایش زخم تیریست”. این غزل به پیام‌ها و نشانه‌هایی اشاره دارد که سالک در مسیر حق دریافت می‌کند، پیام‌هایی که گاه هشداردهنده و دردناک‌اند اما در نهایت به هدایت و رشد می‌انجامند. مولانا در این غزل به اهمیت نگاه به تأثیرگذار واقعی (مؤثر) در ورای نشانه‌ها (آثار) تأکید می‌کند و طلب و جستجوی حق را امری مبارک می‌شمارد. ردیف غزل “است” است که بر ماهیت و حقیقت این پدیده‌ها دلالت دارد.

مضامین اصلی غزل

  • پیام‌های هشداردهنده و گاه دردناک در مسیر سلوک (صدای کمان و زخم تیر).
  • اهمیت توجه به علت اصلی (مؤثر) نه فقط آثار و نشانه‌ها.
  • ضرورت بینایی معنوی و الهام در طلب حق.
  • مبارک بودن و هدایت‌کننده بودن طلب و جستجو.
  • لزوم افزایش طلب در مسیر معنوی.
  • دریای کرم الهی و پذیرش توبهٔ گناهکار.
  • تبدیل گناه به تسبیح و طاعات در پرتو لطف حق.
  • اهمیت شکستگی و فقر در برابر کرم الهی.
  • جاری بودن کرم الهی برای رهایی اسیران (تعلقات).
  • بخشیدن عزت و بزرگی به خوار و حقیر.
  • طلب نیستی توسط هستی و نفی تکبر.
  • تجلی ضد در ضد و نقش ضدیت در آشکار شدن.
  • پنهان شدن حقیقت بر صفحهٔ ناهمگون.
  • آشکار شدن موقت حقیقت و پنهان شدن دوبارهٔ آن.
  • لزوم سکوت در برابر کثرت و طبیعت.

شرح و تفسیر ابیات

غزل با اشاره به پیام‌های معنوی آغاز می‌شود: صدایی کز کمان آید نذیریست / که اغلب با صدایش زخم تیریست. صدایی که از کمان (اشاره به اسباب ظاهری، وقایع عالم) می‌آید، هشداردهنده و آگاهی‌بخش (نذیر) است. و اغلب این صدا همراه با زخم تیری است (حوادث و مصائب که موجب درد و رنج می‌شوند). این بیت نشان می‌دهد که پیام‌های عالم هستی به سالک، گاه تلخ و دردآورند.

به اهمیت توجه به مؤثر حقیقی اشاره می‌کند: مؤثر را نگر در آب آثار / کاثر جستن عصای هر ضریریست. به تأثیرگذار اصلی (مؤثر) در ورای آثار و نشانه‌ها نظر کن. چرا که تنها به دنبال اثر گشتن و مؤثر را ندیدن، مانند عصا زدن هر نابینایی است که فقط با ظاهر امور سر و کار دارد. باید از ظاهر به باطن و از اثر به مؤثر رسید.

به ضرورت بینایی معنوی و الهام اشاره دارد: پس لا تبصرونت تبصرونی‌ست / بصر جستن ز الهام بصیریست. پس (بر اساس آیهٔ قرآن: لاتدرکه‌الابصار و هو یدرک‌الابصار – چشم‌ها او را درنمی‌یابند و او چشم‌ها را درمی‌یابد) دیدن و بصیرت حقیقی این است که او تو را ببیند (تبصرونی). و طلب بینایی واقعی (بصر جستن)، از الهام و اشراق الهی حاصل می‌شود، نه از دید چشم ظاهری (الهام بصیریست). بینایی حقیقی با ادراک قلبی و الهی است.

به مبارک بودن طلب و جستجو اشاره می‌کند: تو هر چه داری نه جویانش بودی؟ / طلب‌ها گوش گیری و بشیریست. هر آنچه اکنون داری و به دست آورده‌ای، مگر نه این است که در پی آن جستجو کردی؟ طلب و جستجو، مانند گوشی است که پیام حق را می‌شنود (گوش گیری) و مانند بشارت‌دهنده‌ای است (بشیریست) که تو را به مقصد راهنمایی می‌کند. طلب خود امری مبارک و هدایت‌گر است.

به لزوم افزایش طلب اشاره دارد: چنان کن که طلب‌ها بیش گردد / کثیرالزرع را طمع وفیریست. سعی کن که طلب و اشتیاق درونی تو پیوسته بیشتر شود. کسی که بذرهای فراوان کاشته است (کثیرالزرع)، امید و طمع بیشتری به محصول فراوان دارد (طمع وفیریست). هرچه طلب بیشتر باشد، بهره‌مندی نیز بیشتر خواهد بود.

به دریای کرم الهی و پذیرش توبه اشاره می‌کند: مشو نومید از ظلمی که کردی / که دریای کرم توبه پذیریست. از گناهان و ظلم‌هایی که مرتکب شده‌ای، ناامید مشو. چرا که دریای کرم الهی، بسیار توبه‌پذیر است. وسعت رحمت و بخشش حق بی‌اندازه است.

به دگرگون شدن گناه در پرتو توبه اشاره دارد: گناهت را کند تسبیح و طاعات / که در توبه پذیری بی‌نظیریست. او (خداوند) گناهان تو را به تسبیح و طاعات تبدیل می‌کند. چرا که در پذیرش توبه، بی‌همتا و بی‌نظیر است. لطف الهی می‌تواند بدی‌ها را به خوبی بدل کند.

به اهمیت شکستگی و فقر در برابر کرم الهی اشاره می‌کند: شکسته باش و خاکی باش این جا / که می‌جوید کرم هر جا فقیریست. در این راه، افتاده‌حال و خاکی باش (شکسته و فقیر). چرا که کرم و بخشش الهی، پیوسته در جستجوی کسی است که فقیر و نیازمند (به درگاه او) باشد. شکستگی دل، مقدمهٔ دریافت لطف است.

جاری بودن کرم برای رهایی اسیران را بیان می‌کند: کرم دامن پر از زر کرد و آورد / که تا وا می‌خرد هر جا اسیریست. کرم الهی، دامن خود را از زر (لطف و عنایت) پر کرده و آورده است. برای اینکه هر جا اسیری (گرفتار تعلقات) هست، او را بازخرید کند و آزاد سازد. کرم الهی در پی رهایی بندگان از قیدهاست.

به بخشیدن عزت و بزرگی توسط حق اشاره دارد: عزیزی بخشد آن کس را که خواری‌ست / بزرگی بخشد آن را که حقیریست. او (حق) به کسی که در نظر خود و دیگران خوار و بی‌مقدار است، عزت و سربلندی می‌بخشد. و به کسی که خود را حقیر و ناچیز می‌بیند، بزرگی و رفعت عطا می‌کند. عزت حقیقی در پناه اوست.

به طلب نیستی توسط هستی و نفی تکبر اشاره می‌کند: که هستی نیستی جوید همیشه / زکات آن جا نیاید که امیریست. زیرا که هستی مطلق (حق)، پیوسته طالب نیستی (فنای عاشق) است. و زکات (بخشش و فضل) الهی، جایی نمی‌آید که کسی خود را بزرگ و بی‌نیاز (امیر) ببیند. فنا در برابر هستی، راه وصول است و تکبر مانع آن.

به تجلی ضد در ضد و نقش ضدیت اشاره می‌کند: ازیرا مظهر چیزیست ضدش / از این دو ضد را ضد خود ظهیریست. به همین دلیل است که مظهر و آشکارکنندهٔ هر چیزی، ضد آن چیز است (مانند آشکار شدن نور در تاریکی). و از میان این دو ضد (نور و ظلمت، هستی و نیستی)، ضد دیگری خود، آشکارکننده و مظهر آن است. شناخت اضداد به شناخت حقیقت منجر می‌شود.

با تمثیلی به پنهان شدن حقیقت اشاره دارد: تو بر تخته سیاهی گر نویسی / نهان گردد که هر دو همچو قیریست. اگر تو بر تخته سیاهی (نماد عالم کثرت یا نفس تاریک) با چیزی مانند قیر بنویسی (که خود سیاه است)، آنچه نوشته‌ای پنهان می‌ماند. چرا که هر دو (تخته سیاه و قیر) مانند هم سیاه و تیره هستند. حقیقت در عالم کثرت و با ابزار تیرهٔ نفس آشکار نمی‌شود.

ادامهٔ تمثیل: بود فرقی ز تری تا ترست خط / چو گردد خشک پنهان چون ضمیریست. (در مورد نوشتن با آب بر روی تخته سیاه) تا زمانی که خط خیس و تر است، تفاوتی با تخته سیاه دارد و دیده می‌شود. اما هنگامی که خشک شود، مانند ضمیر و راز پنهان می‌شود. برخی حقایق تنها برای لحظه‌ای در عالم ظاهر آشکار می‌شوند و دوباره در پردهٔ غیب می‌روند.

در پایان به لزوم سکوت در برابر کثرت اشاره می‌کند: خمش کن گرچه شرحش بی‌شمارست / طبیعت‌ها عدو هر کثیریست. خاموش باش، اگرچه شرح و توضیح این مطالب بی‌نهایت و بی‌شمار است. چرا که طبیعت‌های دنیوی و عقل جزئی، دشمن هر چیز بی‌شمار و مطلق هستند. برخی حقایق را نمی‌توان با زبان و عقل محدود بیان کرد و سکوت شایسته‌تر است.

نتیجه‌گیری

غزل ۳۴۸ مولانا، غزلی عمیق و تأملی دربارهٔ پیام‌های عالم هستی، نقش مؤثر حقیقی، اهمیت طلب و جستجو و وسعت کرم الهی است. مولانا در این غزل، با تأکید بر لزوم بینایی معنوی و الهام، سالک را به افزایش طلب و ناامید نشدن از رحمت حق فرامی‌خواند. غزل، مقام شکستگی و فقر را در برابر کرم الهی می‌ستاید و به دگرگون شدن گناهان به طاعات در پرتو توبه اشاره دارد. با بیان تجلی ضد در ضد و استفاده از تمثیل تخته سیاه، مولانا به دشواری درک و بیان حقایق در عالم کثرت اشاره می‌کند و در نهایت لزوم سکوت در برابر عظمت اسرار را بیان می‌دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: