تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3202

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3202

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3202

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۳۲۰۲

هذا سیدی، هذا سندی
هذا سکنی، هذا مددی

هذا کنفی، هذا عمدی
هذا ازلی، هذا ابدی

یا من وجهه، ضعف القمر
یا من قده صعف‌الشجر

یا من زارنی، وقت‌السحر
یا من عشقه نور نظری

گر تو بدوی، ور تو بپری
زین دلبر جان، خود جان نبری

ور جان ببری از دست غمش
از مرده خری، والله بتری

ایلا کلیمو ایلا شاهمو
خراذی دیذیس ذوزمس آنیمو

پوذپسه بنی، پوپونی لالی
میذن چاکوس کالی تو یالی

از لیلی خود مجنون شده‌ام
وز صد مجنون افزون شده‌ام

وز خون جگر پرخون شده‌ام
باری بنگر تا چون شده‌ام

گر زانک مرا زین جان بکشی
من غرقه شوم، در عین خوشی

دریا شود این دو چشم سرم
گر گوش مرا زان سو بکشی

یا منبسطا فی تربیتی
یا مبتشرا فی تهنیتی

ان کنت تری ان تقتلنی
یا قاتلنا انت دیتی

گر خویش تو بر مستی بزنی
هستی تو بر هستی بزنی

در حلقه درآ بهر دل ما
شکلی بکنی دستی بزنی

صدگونه خوشی دیدم ز کسی
گفتم که: « لبت »، گفتا: « نچشی »

بر گورم اگر آیی بنگر
پرعشق بود چشمم ز کشی

آن باغ بود بی‌صورت بر
وآن گنج بود بی‌صورت زر

شب عیش بود بی‌نقل و سمر
لاتسألنی زان چیز دگر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۳۲۰۲ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، ستایشی شورانگیز و بی‌کران از معشوق ازلی (خداوند یا پیر کامل) است که در قالب جملات عربی، فارسی و حتی واژگانی شبیه به یونانی بیان شده است. مولانا در این غزل، معشوق را همه چیز خود می‌داند و به فنای کامل در او و بی‌قراری عاشقانه خود اشاره می‌کند. غزل با بیان قدرت معشوق در کشتن و زنده کردن، و اشاره به خوشی‌های بی‌شکل و بی‌صورت، به اوج عرفان می‌رسد.

ستایش معشوق ازلی (بیت ۱ تا ۴)

غزل با ستایش و معرفی معشوق آغاز می‌شود: “هذا سیدی، هذا سندی / هذا سکنی، هذا مددیاین (معشوق) سرور من است، این تکیه‌گاه من است. این آرامشگاه من است، این یاری‌رسان من است.

هذا کنفی، هذا عمدی / هذا ازلی، هذا ابدیاین پناه من است، این پشتوانه من است. این ازلی است (همیشه بوده)، این ابدی است (همیشه خواهد بود).

یا من وجهه، ضعف القمر / یا من قده صعف‌الشجرای کسی که چهره‌اش (از شدت زیبایی) ماه را (در درخشش) ناتوان می‌کند، ای کسی که قد و قامت او (در بلندای کمال) درخت (بلند) را نیز ناتوان می‌کند.

یا من زارنی، وقت‌السحر / یا من عشقه نور نظریای کسی که در وقت سحر (لحظات ناب انس و خلوت) به دیدار من آمدی، ای کسی که عشقش نور چشمان من است.

گریزناپذیری از عشق یار (بیت ۵ و ۶)

مولانا به قدرت فراگیر عشق و گریزناپذیری از آن اشاره می‌کند: “گر تو بدوی، ور تو بپری / زین دلبر جان، خود جان نبریاگر تو بدوی (با سرعت فرار کنی) و یا بپری (پرواز کنی)، از (دام) این دلبر (معشوق) حقیقی، خود جان سالم به در نخواهی برد.

ور جان ببری از دست غمش / از مرده خری، والله بتریو اگر (فرضاً) جان سالم از دست غم و عشق او به در ببری، (در آن صورت) از مرده بدتری، به خدا سوگند که از مرده هم پست‌تر و بی‌ارزش‌تری. (زیرا از فیض حیات‌بخش عشق محروم مانده‌ای).

کلمات رمزآلود و شوریدگی مجنون‌وار (بیت ۷ تا ۱۰)

مولانا در این بخش از کلمات نامفهوم و رمزآلود استفاده می‌کند که شاید اشارتی به زبان‌های دیگر یا حالت بی‌خودی باشد، سپس به شوریدگی خود می‌پردازد: “ایلا کلیمو ایلا شاهمو / خراذی دیذیس ذوزمس آنیموپوذپسه بنی، پوپونی لالی / میذن چاکوس کالی تو یالی” (این ابیات به دلیل عدم وضوح زبانی، ترجمه دقیق ندارند و اغلب به عنوان کلماتی در حالت بی‌خودی یا اشاره به زبان‌های دیگر (احتمالاً یونانی یا سریانی) تفسیر می‌شوند که مولانا در مستی سروده است و لزومی به فهم معنای دقیق لغوی آنها نیست. مهم، فضای رمزآلود و شورانگیزی است که ایجاد می‌کنند.)

از لیلی خود مجنون شده‌ام / وز صد مجنون افزون شده‌اممن (در عشق معشوق خود) از لیلی خود (عشق حقیقی‌ام) مجنون (دیوانه و بی‌خود) شده‌ام، و از صد مجنون دیگر (در شوریدگی) افزون‌تر گشته‌ام.

وز خون جگر پرخون شده‌ام / باری بنگر تا چون شده‌امو از (غم و رنج) خون جگر خوردن، (وجودم) پر از خون شده‌ام، پس لااقل (برای یک بار) نگاه کن تا ببینی چگونه (شیدا و بی‌خود) شده‌ام.

مرگ در عین خوشی و رحمت الهی (بیت ۱۱ تا ۱۴)

مولانا به فنای عاشقانه و لطف معشوق اشاره می‌کند: “گر زانک مرا زین جان بکشی / من غرقه شوم، در عین خوشیحتی اگر (تو ای معشوق) مرا از این جان (وجود ظاهری) بکشی (فانی کنی)، من (به جای غم و اندوه) در نهایت خوشی و سرور غرق خواهم شد.

دریا شود این دو چشم سرم / گر گوش مرا زان سو بکشیاین دو چشم من (از اشک شوق) به دریا تبدیل می‌شود، اگر گوش مرا به سوی (شنیدن ندای) آن (مقام معشوق) بکشی (و مرا به سوی خود بخوانی).

یا منبسطا فی تربیتی / یا مبتشرا فی تهنیتیای کسی که (لطف و رحمتت) در تربیت من گسترده (منبسط) است، ای کسی که در تبریک و تهنیت گفتن (به من) بشارت‌دهنده است.

ان کنت تری ان تقتلنی / یا قاتلنا انت دیتیاگر می‌بینی که قصد کشتن مرا داری (فنای مرا می‌خواهی)، ای قاتل ما! تو خود خون‌بهای (دیه) ما هستی (یعنی خودِ فنای در تو، عین ارزش است).

مستی، رقص و خوشی‌های بی‌صورت (بیت ۱۵ تا ۲۰)

مولانا به شوریدگی، اتحاد با معشوق و فراتر رفتن از ظاهر اشاره می‌کند: “گر خویش تو بر مستی بزنی / هستی تو بر هستی بزنیاگر خودی و نفس تو بر (مست شدن از) مستی (عشق) بزند (و تسلیم شود)، هستی و وجود تو بر (اصل) هستی (معشوق) بزند (و یکی شود).

در حلقه درآ بهر دل ما / شکلی بکنی دستی بزنی(ای معشوق!) به خاطر دل ما (عاشقان)، در حلقه (جمع ما) درآ، (و در این حلقه) رقصی (شکلی) بکنی و دست (کف شادی) بزنی.

صدگونه خوشی دیدم ز کسی / گفتم که: « لبت »، گفتا: « نچشی »صدها نوع خوشی و لذت (روحانی) از (معشوقی) دیدم. (هنگامی که) گفتم: “(ای کاش) لب (فیض‌بخش) تو (را می‌چشیدم)”، گفت: “نه، نمی‌توانی بچشی.” (اشاره به لطافت و دشواری وصال کامل).

بر گورم اگر آیی بنگر / پرعشق بود چشمم ز کشیاگر (پس از مرگم) بر سر گورم بیایی، نگاه کن، چشمانم پر از عشق (به تو) خواهد بود از (شدت) کشش و اشتیاق.

آن باغ بود بی‌صورت بر / وآن گنج بود بی‌صورت زر(عشق تو) آن باغی است که بی‌هیچ صورت و ظاهر، میوه (بر) دارد، و آن گنجی است که بی‌هیچ صورت و ظاهر، زر (طلا) دارد.

شب عیش بود بی‌نقل و سمر / لاتسألنی زان چیز دگر(این عشق) شب عیش (و شادی) است که بی‌نیاز از هر نقل (خوراکی) و سمر (قصه‌گویی) است. از آن چیز (عشق) دیگر سؤال نکن (که وصفش ممکن نیست).


این غزل با ترکیب زبانی خاص و بیان حالت‌های گوناگون عاشقانه، از ستایش معشوق تا فنای در او و بی‌قراری روحی، تصویری کامل از جهان‌بینی عرفانی مولانا و اوج عشق الهی را ارائه می‌دهد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: