تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1145

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1145

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1145

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1145

به من نگر که منم مونس تو اندر گور

در آن شبی که کنی از دکان و خانه عبور

سلام من شنوی در لحد خبر شودت

که هیچ وقت نبودی ز چشم من مستور

منم چو عقل و خرد در درون پرده تو

به وقت لذت و شادی به گاه رنج و فتور

شب غریب چو آواز آشنا شنوی

رهی ز ضربت مار و جهی ز وحشت مور

خمار عشق درآرد به گور تو تحفه

شراب و شاهد و شمع و کباب و نقل و بخور

در آن زمان که چراغ خرد بگیرانیم

چه‌های و هوی برآید ز مردگان قبور

ز های و هوی شود خیره خاک گورستان

ز بانگ طبل قیامت ز طمطراق نشور

کفن دریده گرفته دو گوش خود از بیم

دماغ و گوش چه باشد به پیش نفخه صور

به هر طرف نگری صورت مرا بینی

اگر به خود نگری یا به سوی آن شر و شور

ز احولی بگریز و دو چشم نیکو کن

که چشم بد بود آن روز از جمالم دور

به صورت بشرم‌هان و هان غلط نکنی

که روح سخت لطیفست عشق سخت غیور

چه جای صورت اگر خود نمد شود صدتو

شعاع آینه جان علم زند به ظهور

دهل زنید و سوی مطربان شهر تنید

مراهقان ره عشق راست روز ظهور

به جای لقمه و پول ار خدای را جستی

نشسته بر لب خندق ندیدیی یک کور

به شهر ما تو چه غمازخانه بگشادی

دهان بسته تو غماز باش همچون نور

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1145 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، با رویکردی عمیقاً عرفانی، به حضور و بقای “عشق” (یا پیر و معشوق حقیقی) در تمامی حالات انسان، حتی پس از مرگ و در عالم قبر، می‌پردازد. مولانا به انسان اطمینان می‌دهد که عشق، رفیق و راهنمای او در تاریکی قبر و سختی‌های قیامت خواهد بود.

بیت اول

“به من نگر که منم مونس تو اندر گور / در آن شبی که کنی از دکان و خانه عبور”:

  • “به من (عشق یا پیر/معشوق حقیقی) نگاه کن، زیرا من مونس و همدم تو در قبر خواهم بود.”
  • “در آن شبی (شب مرگ) که از دکان و خانه (دنیای مادی و تعلقات آن) عبور می‌کنی (و به عالم برزخ می‌روی).” این بیت به اطمینان‌بخشی و حضور عشق (یا پیر) به عنوان تنها مونس انسان در برزخ اشاره دارد.

بیت دوم

“سلام من شنوی در لحد خبر شودت / که هیچ وقت نبودی ز چشم من مستور”:

  • “در لحد (قبر) سلام مرا می‌شنوی و به تو خبر داده خواهد شد،”
  • “که هیچ وقت از چشم من (چشم عشق/پیر) پنهان و پوشیده نبودی.” این بیت به احاطه‌ی کامل و دائمی عشق بر وجود عاشق، حتی پس از مرگ، و ادراک عاشق از این احاطه در قبر اشاره دارد.

بیت سوم

“منم چو عقل و خرد در درون پرده تو / به وقت لذت و شادی به گاه رنج و فتور”:

  • “من (عشق)، همچون عقل و خرد، در درون پرده‌ی تو (درون وجود و باطن تو) هستم.”
  • “هم در زمان لذت و شادی، و هم در هنگام رنج و ضعف (فتور).” این بیت به حضور دائمی و فراگیر عشق در تمامی حالات روحی و جسمی انسان اشاره دارد.

بیت چهارم

“شب غریب چو آواز آشنا شنوی / رهی ز ضربت مار و جهی ز وحشت مور”:

  • “در شب غریب (قبر) هنگامی که آواز آشنای مرا می‌شنوی،”
  • “از گزند مار (عقوبت‌های برزخی) رها می‌شوی و از وحشت مور (نشانه‌های حقارت دنیوی) می‌جهی (آزاد می‌شوی).” این بیت به نجات‌بخشی عشق در عالم قبر از ترس‌ها و بلاها اشاره دارد.

بیت پنجم

“خمار عشق درآرد به گور تو تحفه / شراب و شاهد و شمع و کباب و نقل و بخور”:

  • “مستی عشق (که در دنیا داشتی)، تحفه‌ها و هدایایی به قبر تو خواهد آورد.”
  • “شامل شراب (معرفت)، شاهد (جمال حق)، شمع (نور هدایت)، کباب (لذت روحانی)، نقل و بخور (بوی خوش و طراوت معنوی).” این بیت به تجلی برکات و لذات روحانی عشق در عالم برزخ اشاره دارد.

بیت ششم

“در آن زمان که چراغ خرد بگیرانیم / چه‌های و هوی برآید ز مردگان قبور”:

  • “در آن زمان (قیامت یا بیداری در قبر) که چراغ خرد (عقل کلی یا معرفت حقیقی) را روشن می‌کنیم،”
  • “چه غوغا و هیاهویی از مردگان در قبرها برمی‌خیزد!” این بیت به بیداری ارواح در قبر و شور و هیجان ناشی از ظهور حقیقت اشاره دارد.

بیت هفتم

“ز های و هوی شود خیره خاک گورستان / ز بانگ طبل قیامت ز طمطراق نشور”:

  • “از این هیاهو و شور، خاک گورستان نیز خیره و مبهوت می‌شود.”
  • “از صدای طبل قیامت و از شکوه رستاخیز.” این بیت به عظمت صحنه‌ی قیامت و تأثیر آن بر تمامی اجزای هستی اشاره دارد.

بیت هشتم

“کفن دریده گرفته دو گوش خود از بیم / دماغ و گوش چه باشد به پیش نفخه صور”:

  • “(انسان‌ها) در حالی که کفن‌هایشان دریده شده و از ترس گوش‌های خود را گرفته‌اند،”
  • “دماغ و گوش (حواس ظاهری) چه ارزشی دارند در برابر دمیدن صور (نای قیامت)؟” این بیت به وحشت و عظمت نفخ صور و بی‌اثر شدن حواس مادی در آن لحظه اشاره دارد.

بیت نهم

“به هر طرف نگری صورت مرا بینی / اگر به خود نگری یا به سوی آن شر و شور”:

  • “به هر سو که نگاه کنی، صورت مرا (عشق را) می‌بینی،”
  • “چه به درون خود نگاه کنی، چه به سوی آن شر و شور (غوغا و بلای قیامت).” این بیت به فراگیری و حضور مطلق عشق در همه جا و همه حال، حتی در سختی‌های قیامت اشاره دارد.

بیت دهم

“ز احولی بگریز و دو چشم نیکو کن / که چشم بد بود آن روز از جمالم دور”:

  • “از دوبین‌بینی (احولی، کج‌بینی) فرار کن و دو چشم خود را خوب و درست بین کن (بصیرت یاب).”
  • “زیرا چشم بدبین (کج‌بین) آن روز از جمال من (جمال عشق) دور خواهد بود.” این بیت به لزوم بصیرت‌یافتن و رهایی از کج‌بینی برای درک جمال حق اشاره دارد.

بیت یازدهم

“به صورت بشرم‌هان و هان غلط نکنی / که روح سخت لطیفست عشق سخت غیور”:

  • “مبادا که صورت (ظاهر) بشر را (باطن) او اشتباه بگیری؛ حواست باشد که غلط نکنی!”
  • “زیرا روح (حقیقت انسان) بسیار لطیف است و عشق بسیار غیور (حساس و پوشاننده حقایق از نااهلان).” این بیت به تفاوت صورت و معنا، و لطافت روح و غیور بودن عشق در برابر نااهلان اشاره دارد.

بیت دوازدهم

“چه جای صورت اگر خود نمد شود صدتو / شعاع آینه جان علم زند به ظهور”:

  • “اگر خود (وجود مادی و ظاهری انسان) صد لایه نمد (پوشش کثیف و ضخیم) شود، صورت (اهمیتی ندارد)،”
  • “زیرا شعاع آینه‌ی جان (نور باطن) خود را آشکار می‌کند و به ظهور می‌رساند.” این بیت به برتری باطن بر ظاهر و ظهور حقیقت جان، فارغ از پوشش‌های مادی اشاره دارد.

بیت سیزدهم

“دهل زنید و سوی مطربان شهر تنید / مراهقان ره عشق راست روز ظهور”:

  • “دهل بزنید و به سوی مطربان شهر (مستان عشق) بپیوندید (و خود را به ایشان بسپارید).”
  • “زیرا امروز (این زمانه)، روز ظهور و آشکار شدن راه عشق برای مراهقان (جوانان و تازه‌واردان به راه سلوک) است.” این بیت به دعوت به شادی و شور در مسیر عشق و مناسب بودن زمان برای پیوستن به این راه اشاره دارد.

بیت چهاردهم

“به جای لقمه و پول ار خدای را جستی / نشسته بر لب خندق ندیدیی یک کور”:

  • “اگر به جای لقمه (روزی مادی) و پول، خدا را می‌جستی،”
  • “(آن وقت) نشسته بر لب خندق (جایگاه پست و محرومیت) یک کور (انسان بی‌بصیرت) را نمی‌دیدی.” این بیت به تفاوت جستجوی مادی با جستجوی الهی و رهایی از فقر و کوری باطنی در اثر خداجویی اشاره دارد.

بیت پانزدهم

“به شهر ما تو چه غمازخانه بگشادی / دهان بسته تو غماز باش همچون نور”:

  • “در شهر ما (عالم عشق و معرفت)، تو چرا محل سخن‌چینی و فاش‌گویی (غمازخانه) باز کردی؟”
  • “دهان بسته باش و مانند نور (بی‌صدا و خاموش) غماز (آشکارکننده) باش (حقایق را با سکوت و حضور خود فاش کن).” این بیت به لزوم سکوت در برابر حقایق عرفانی و اینکه نور و حضور خود، بهترین آشکارکننده‌ی اسرار است اشاره دارد.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۴۵ مولانا، بیانی عمیق و اطمینان‌بخش از حضور و نقش “عشق” (یا پیر و حقیقت الهی) در تمام مراحل حیات انسان، حتی پس از مرگ و در عالم برزخ و قیامت است. مولانا با تصویرسازی‌های قوی، عشق را مونس انسان در قبر، نجات‌بخش از وحشت‌ها، و آورنده‌ی تحفه‌های روحانی به برزخ می‌داند. او بر عظمت صحنه‌ی قیامت و بی‌اثر شدن حواس مادی در برابر نفخ صور تأکید می‌کند و از انسان می‌خواهد که با بصیرت، به فراگیری و حضور مطلق عشق در همه جا و همه حال پی ببرد. مولانا به تفاوت صورت و معنی و لطافت روح و غیور بودن عشق اشاره می‌کند و انسان را به رهایی از کج‌بینی و ظاهرپرستی دعوت می‌کند. در نهایت، با دعوت به شادی و شور در راه عشق و پرهیز از غمازی و سخن‌چینی، بر سکوت و حضور نورانی به عنوان راهی برای آشکار ساختن حقایق تأکید می‌ورزد. این غزل به خوبی اعتماد و توکل کامل مولانا به عشق به عنوان تنها ناجی و راهنما در تمامی عوالم هستی را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: